خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من |
شعري از كيانوش انصاري سروده شده كه براي مطالعه عزيزان بازديدكننده در وبلاگ قرار گرفت.
در همچونان روزي در سال ۷۸ شبيه يك قرن تاريك روزي بود :
۱۸ تير ۷۸ تا زنده ام در خاطرم ميسوزد:

بسم رب قاسم الجبارين
خورشید٬هزار وسیصد واندی ازهجرت شمسی سوخته
تیر در ماه/هجدهم ِقرن هفتاد وهشت
جنگ جهانی داخلی با
نبرد کرکس با
کبوتر کله سرخ با
و کفتار مرده خور
- پاکسازی جنازه ها بی آنکه ردی بماند-
زنده باد شهر مار
***
اوج گرفتن کرکس در آسمان خالی
با منقاری آب دیده از رو بسته در حال فرود
و کبوتر جیق می بلعد از ترس
زیر بوته خار / پنهان
بالای زمین پست-
وعده ميدهد شقايق را : پرواز ميشود كرد در آسمان بي هواپيما
( و شقایق که از شوقِ َپر٬ َُپرِ َپرَپر /اشک میریزد - یعنی میشود به جای برگ پر در آورد ؟!!! - )
زمین آلوده به سراب
خورشید گرفته کیست ؟
گرفته خورشید را بالهای کرکس
یک لحظه گرما سرما را غنیمت
□
کفتار لیست میکند شقایق های پس فردای دیروز را
اعتلاف کفتار و کرکس
شعار دیواری – گیلاس خون / ژله چشم
- میشود . میتوانیم -
و خواب همبستگی شقایق با یاس گویا از پر خوری شبانه ... آه
شعر با همین آه بی انتها شد ..........
تقدیم به ِکشته گان 18 / تیر / 78

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|