خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من |
شوق دیدار جگر گوشه خرید
در ازای محبس
مادری از ایران / وادی خاموشان
پیر و فرتوت به وطن مانده غریب/ گوشه ی یک زندان
و جگر گوشه به غربت ولی مهد " شرف"
نگرانست خیالش به هوای مادر
می سراید هر دم
آه ای مادر غم دیده ی من
که اسیری به وطن
وبه زندان پلیدان زمان
شده ای تو در بند
جرمت این است در این وانفسا
زاده ات آزاده است
وبه گفتار لعینان نکند او سر خم
آه ای مادر غمدیده من
شیر پاک تو حلال باد به من
و به جانت سوگند
داغ یک آه حتی
می گذارم به دل این دشمن
این هیولا که بر خاسته ز اعماق قرون
عزم خود کردم جزم
قفل زندان شکنم با دندان
و رهایی بخشم
به تو ای شیر زن و بر دگران
زاده ات گردیده
کاوه مر دی به جهان
تا جوانان وطن را برهاند
زدستبردن ضحاک زمان
آه ای مادر غمدیده ی من
گر یکی مادر آزاده چون "ام وهب" آنسان
سر فرزندبه شکرانه بیفکند به دشمن
و چنان راند سخن
که ز آزادگی اش
موی بر استاد به تن
من چرا؟؟؟؟؟
به چه حجت بکنم
سر خود خم مادر
دور باد ای مادر
ننگ تن دادن ذلت
که بر افراشته ام
پرچمی سرخ ز"هیهات"
فراز راه هر مرد
هر زن
لیک ای مادر غمدیده من
غم جانکاه من از سنخ دگر است
غمم این است که این قوم چرا؟؟
قفل بر لب زده اند
مهر دارند ز سکوت
و براین دد منشی
بر نیارند خروش
آه ای شیرینک!!!!! سیمینک!!!
مادر من "زن" نیست
یا که در شعبده بازار شما
که فریبی است بزرگ
و یکی دنباله است
زان بزک کرده لعین ابتر
بر دکان شما آید ضرری
آه ای مدعیان
دم زنید توی رسانه هر دم ز حقوق یک بشر
پس بشر کیست ؟؟؟
اگر مادر من نیست "بشر"
خود فریبی تا کی ؟؟؟
مادر من آموخت بنویسند به حرف
و شما " مار" کشید با تصویر
تا فریبید چند خر
آه ای مادر غمدیده من
دل قوی دار
خدا یاور ماست
کف نپاید بس بسیار بر آب
کف نپاید بس بسیار بر آب
دل قوی دار خدا یاور ماست
دل قوی دار
خدا یاور ماست
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|