خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من |
|
برای مملکت داری و حکومت داری است و در تاریخ آنرا تحت عنوان وصیت نامه داریوش کبیر به خشایار شا آورده اندو عبارتست از: ((اینک که من از این دنیا میروم 25 کشور جزء امپراطوری ایران است و در تمام آن کشورها پول ایران رایج است و ایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند و مردم ان کشور ها نیز در ایران دارای احترام می باشند. جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگاه داری این کشورهااین است که در امور آنها دخالت نکندو مذهب و شعایر آنها را محترم بشمارد. اکنون که من از جهان میروم تو(خشایار) دوازده کرور داریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد.زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز میباشد.پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید بر این ذخیره بیفزایی نه اینکه ازآن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده زر در خزانه آنست که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند.اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه باز گردان. مادرت اتوسه بر من حق دارد و پییوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن و بدان که اگر کمک های او نبود شایدمن به سلطنت نمی رسیدم تا اینکه تو بعد از مرگم پادشاه شوی. اکنون برادر بزرگترت"آرتوبازان"در قلعه سین دژ(سنندج کنونی)است و من اولوس را مامور گشودن آن قلعه و دستگیری آرتوبازان کرده ام و بعد از این که او را دستگیر کرد برادرت را نکش و او را در یکی از قلاع جای بده و وسایل زندگی اش را به طوری که موافق با شان شاهزادگی او باشد فراهم کن و بگذار تابا زن و فرزندانش بسر ببرد اما نگذار که از قلعه خارج شود و دوباره طغیان کند و برای تو ایجاد زحمت کند. 10سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و روش ساختن این انبارها با سنگ است وبه شکل استوانه ساخته میشود.در مصر آموختم و چون انبار پیوسته تهویه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال باقی می ماندبدون انکه فاسد شودو تو بعد از من باید به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبار ها موجود باشدوهر سال پس از اینکه غله جدید به وجود آمد از غله های موجود در انبارها برای تا مین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل بنما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه مملکت دغدغه نخواهی داشت و لو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود. هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است.چون اگر دوستان و ندیمان را به کار های مملکتی بگماری و آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند تو نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستندوتو ناچاری که رعایت دوستی را بنمایی. کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت داردو تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها نتوانند بپردازند و ترجیح دهند از آن عبور نکنند. اکنون من قشونی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران نظم و امنیت را بر قرار کند.ولی فرصت نکردم که قشونی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و بایک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید. توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ نگویی و تملق را به خود راه نده.چون هر دوی اینها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو و متملق را از خود دور گردان.هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با انها بدرفتاری مکن.اگر با انها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل بکنند اما در میدان جنگ تلافی میکنند و لم به قیمت کشته شدنشان باشد.وتلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو فراهم شود. امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار تااتباع تو نیز بتوانند بخوانند و بنویسندتا اینکه فهم و عقل انها بییشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی.همواره حامی کیش مزدا پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایندوپیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد که از هر کیشی که میل دارد پیروی کند. بعد از آنکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود تهیه فراهم کرده ام بر من بپیچان ودر تابوت سنگی قرار ده و در قبر بگزار.اما قبر مرا که موجود است مسدود مکن تا هر زمان که می توانی وارد قبرم شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت کردم مردم.و تم نیز مثل من خواهی مرد.زیرا سرنوشت آدمی اینست که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماندواگر تو هر زمان که فرصت به دست آوردی وارد قبر من بشو و تابوت مرا ببین تا غرور و خودخواهی بر تو غلبه نکند.اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایندو وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند. زنهار هرگز مدعی و قاضی نشو و اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن تا یک قاضی آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت و قاعده انست که وقتی کشور اباد نمی شود به طرف ویرانی میرود ودر آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.عفو وسخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است وسخاوت.ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطا کند و تو خطایی را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.)) 14تیر |
![]() | |||
| ||||
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|