تبليغاتX
فریاد ایرانی
 
خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من
 
روندگان طريقت ره بلا سپرند  /  رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز
جناب آقاي فرزاد کمانگر
آن روزها دفترهاي بي گناهي در دست ، اين چنين مي انديشيديم با حيرت که پاسخ سخن حق معلم آيا شلاق است و زندان ؟!
به راستي اين بي شمار معلماني که دردي مشترک را فرياد مي کنند قانون و حق سزايشان را چه مي داند ؟ سرود ما که نداي عدالت است و آزادي آيا انعکاسي جز در عرصه ي تاريخ خواهد داشت ؟!
همکار گرامي ،
شما بزرگوار که با تحمل مرارت هاي بسيارجوياي حق و عدالت شده ايد در حقيقت کارنام درخشان خود در دفاع از آرمان هاي انساني را نزد معلمان اين مرز و بوم پر برگ تر و پربارتر نموده ايد.

تلاش تان را سپاس مي گوييم و آزادگي تان را مي ستاییم.

کانون صنفي معلمان ايران

توضیح:فرزاد کمانگرتنها يک معلم بود عاشق محرومترين دانش آموزش، يک فعال حقوق بشري که حرمت انسانها را تقوي خود نمود ، بالاخص وضعيت زنان را سند مسجل نقض حقوق بشر خواند، معتادان را بيماراني نيازمند دانست و به همت خود صدها بيمار را درمان نمود ، روزنامه نگاري بود که از واژه عشق قلم فرسائي مينمود ، او روحيه لطيف خود را در حمايت از محيط زيست و طبيعت پيرامونش متبلور نمود ، خشونت را محکوم مينمود.
اما اکنون سرکوبگران بيش از 19 ماه است که او را به جرم دگرانديشي و حق طلبي به مسلخ برده اند، شکنجه هايي قرون وسطايي نموده اند که انسانيت را توان بازگو نمودنش نيست .
در 2 دقيقه و 20 ثانيه او را بدون هيچ مدرکي ، پس از ماهها شکنجه ، تنها در تداوم پشت پرده هاي سياسي به مرگ محکوم نمودند ، فرزاد قهرمانانه و سرافراز در بيدادگاهش سرود خواند.

.فرزاد کمانگر همواره در معرض شکنجه و تهديد قرار داشته و دارد . اين موضوع نه تنها مربوط به مرحله بازجويي و صدور حکم بوده است که حتي در حال حاضر که وي را ظالمانه به مرگ محکوم نموده اند با تبعيد وي به زندان مخوف رجايي شهر تداوم فشار بر اين معلم آزاده را نشان دادند و حتي به اين نيز بسنده نکردند و نامبرده را بيش از چهارماه است که به ميان زندانيان داراي بيماريهاي عفوني همچون هپاتيت و ايدز منتقل نموده اند ،نامبرده در اين مسلخ با حفظ روحيه با هزينه شخصي اقدام به تاسيس کتابخانه اي کوچک نموده و مشغول به تدريس و آموزش آسيب ديده ترين قشر زندانيان ايران مي باشد

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
پانزدهمين روز اعتصاب کارگري شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه و ششمين روز تجمع آنان روبروي فرمانداري شهرستان شوش با دخالت نيروي انتظامي به خشونت و درگيري کشيده شد.
امروز بيش از 2000 نفر از کارگران و تعدادي از خانواده هاي آنان در اين تجمع حضور داشتند که تا ساعت 10 صبح روبروي فرمانداري ايستادند و سپس شروع به راهپيمايي به سمت مرکز شهر کردند . در مسيرحرکت همسران کارگران جلوي صف اعتراض کنندگان با نشان دادن فرزندان خود شعار مي دادند (( اين بچه ي گرسنه وعده سرش نمي شه )) که به دليل فحاشي يکي از ماموران نيروي انتظامي باعث تحريک کارگران شده و ماموران براي جلوگيري از پيشروي کارگران و همراهي مردم شوش، با آنان درگير و تعداد 5 نفر از کارگران دچار آسيب و ضرب و شتم قرار گرفتند.
کارگران در حين حرکت شعارهايي مانند :((کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه – مدير پروازي نمي خواهيم – معيشت زندگي حق مسلم ماست –پرونده قضايي مختوم بايد گردد-مدير حراست اخراج بايد گردد-زيو دار حيا کن شرکت را رها کن)) سر مي دادند .
کارگران در پايان اعتصاب امروز اعلام کردند: روز شنبه با تعداد بيشتري از خانواده هايشان به سطح شهر مي آيند و اعتراض مي کنند و بيان داشتند: در دريافت مطالباتشان براي تغيير مديران شرکت (شفيعي مدير عامل – زيودار رييس حراست –ابوالعباسي عضو هيات مديره –قاسمي رييس کشاورزي ) تلاش خواهند کرد.
همچنين کارگران تغيير سياست هاي دولت و اعمال راهکارهاي مناسب براي نجات صنايع شکر خوزستان را خواستار شدند .
فعالان حقوق بشر در ايران ضمن محکوم کردن سرکوب اعتراض هاي کارگران خواستار پرداخت مطالبات آنان و پايان دادن به اين سرکوب ها مي باشد.

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

آقاي احمدي نژاد:  " ... نظام سياسي قبل از انقلاب كه سرتا پايش ظلم بود؛ بعداز انقلاب هم بالاخره در برنامه ريزيها، ارتباطات گروهي، عدم شايسته سالاريها، عزل و نصبها و توزيع فرصتها، گروههايي بودند كه يا رابطهاي و حزبي و فاميلي يا به خاطر منافع شخصي عملكردند و ميكنند. اگر دانشجو جلو اينها نايستد بقيه شعارها ديگر پوچ است... " اينک توجه شما را جلب ميکنم از مبارزه جناب احمدي نژاد با فاميل بازي در دولت نهم:

 

مهندس زريبافان (دبير هيات دولت):

داوود مددي                : رييس سازمان تامين اجتماعي             => باجناق زريبافان

سيدمحسن نبوي         : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي => داماد زريبافان

عليرضا مددي              : مديركل وزارتي وزارت تعاون               => برادرزاده باجناق زريبافان

ناظمي اردكاني             : وزير تعاون                                    => شوهر عمه داماد زريبافان

دانش جعفري              : وزير اقتصاد                                   => پسر عمه پدر داماد زريبافان

هاشمي ثمره (مشاور عالي، رييس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رييس جمهور):

مهندس مهدي هاشمي ثمره       : مديركل وزارتي وزير نيرو         => برادر هاشمي ثمره

خانم قند فروش                     : مشاور خانواده وزير كشور        => زن برادر هاشمي ثمره

عبدالحميد هاشمي ثمره           : معاون وزير صنايع                 => برادر هاشمي ثمره

محمود احمدي نژاد (رييس جمهور):

داوود احمدي نژاد                   : رييس بازرسي رياست جمهوري           => برادر احمدي نژاد

حسين شبيري                      : رييس صندوق مهر رضا                     => شوهر خواهر احمدي نژاد

پروين احمدي نژاد                  : معاون مركز امور زنان رياست جمهوري   => خواهر احمدي نژاد

علي اکبر محرابيان                  : وزير صنايع                                  => خواهرزاده احمدي نژاد

منبع:http://www.faryadgar.blogfa.com

  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

 بی تردید پرداختن به مشکلات زندانیان سیاسی خارج از در نظر گرفتن گرایشات فکری از وظایف هر جریان سیاسی مترقی و پیشرو می باشد، از همین روی سایت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با توجه به این که تا چندی پیش تعدادی از اعضا و هواداران این تشکل دانشجویی در زندان بودند وهمچنین در راستای دفاع ازحق آزادی عقیده ، حقوق یایه و مسلم انسانی  بخشی از تلاش خود را معطوف به انعکاس وضعیت زندانهای کشور می سازد تا شاید از راه روشنگری در رابطه با وضعیت زندانیان سیاسی و شرایط زندان های عمومی و امنیتی جمهوری اسلامی هر چه بیشتر در از بین بردن تمام نمادهای ارتجاع ، شکنجه و سلول، سهمی هر چند ناچیز را ایفاء کرده باشد.

 با این وصف لازم به گفتن است که یکی از بازداشتگاههای قدیمی که خانه نمور و تاریک بسیاری از نیروهای آزادیخواه و برابری طلب جامعه ایران بوده است، پس از گذشت سالها اعتراض هنوزبرای زندانیان  سیاسی مکانی خطرناک و ناامن و در ضمن غیر قابل تحمل است. در ادامه نوشته مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی و عوامل فشار بر زندانیان این بازداشتگاه قدیمی جمهوری اسلامی را بیان می می کنیم: 

 

 

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
آزادي

پشت ديوارش دستاني سرد به هم مي سايند.

با لحظه هاي كور

لحظه هاي بي شرم

وانساني كه فرياد مي كشد

برا ي اولين گناه

و مي ميرد براي آخرين گناه

آزادي

پشت ديوارش حر فهايي هست براي نگفتن

ترانه هايي هست كه تنها دونفر مي فهمند

ترانه هايي با غم اهنگ درد.

چشمهاپيامبرانند.

آزادي

پشت ديوارش از انسان من ادمك مي سازند

انديشه بر عود مرگ ميسوزد

وعشق ميوه ممنوع ميشود

آزادي

پشت ديوارش روزي

دستان سرد انسان من نوشت

آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


یورش وحشیانه نیروی انتظامی ، گارد ویژه و اطلاعاتیها به کارگران نیشکرهفت تپه و خانواده های آنها

بنابه گزارشات رسیده از شوش، صبح امروز نیروی انتظامی هنگامی که کارگران همراه با خانوادهای خود از فرمانداری شوش به سوی بازار شهر در حال راهپیمائی بودند به صورت وحشیانه ای یورش بردند، کارگران و خانواده هایشان و بجه های خردسال آنها را آماج ضربات باطومهای خود قرار دادند نیروی انتظامی علاوه بر نفرات پیاده خود با ماشین به سوی جمعیت حمله ور شدند که تعدادی از کارگران با دراز کشیدن در مقابل ماشینهای این نیروی سرکوبگر مانع حمله ور شدن به طرف خانواده ها و بچه ها و سایر کارگران شدند در اثر این حملات وحشیانه این نیروی سرکوبگر تعدادی از کارگران جراحاتی برداشتند.

فرماندهانی که دستور حمله به کارگران ، خانواده هایشان و فرزندان خردسال آنها را صادر کردن سرهنک دانش سروان داریوش مولائی و سرگرد خسروپور بودندسرگرد علی کرم خسرو پور شخصا در اهانت و ضرب وشتم کارگران شرکت داشت. در حال حاضر کارگران همراه با خانواده های خود در میدان ساعت شهر شوش در محاصره نیروی انتظامی ،گارد ویژه و مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند. آنها با شعارهائی مانند : نیروی انتظامی خجالت خجالت به تجمع خود ادامه می دهند.

کارگران نیشکر هفت تپه یازدهمین روز اعتصاب و اعتراضات خود را ادامه دادند. آنها اعلام کردن که در روزهای آینده به اعتراضات خود شدت خواهند بخشید و تا رسیدن به خواسته های خود به اعتراضات ادامه خواهند داد

تعدادی زیادی از کارگران امروز همراه با خانوادها و بچه های خردسال خود در مقابل فرمانداری شوش دست به تجمع و اعتراض زدند. آنها با سر دادن شعرهایی مانند : حقوق ماهیانه حق مسلم ماست/ معیشت و زندگی حق مسلم ماست؟/ شفیعی حیا کن هفت تپه را رها کن/ مرگ بر شفیعی/ مرگ بر زیبدار و شعارهای دیگر به اعتراضات خود ادامه دادند.

خواسته های کارگران اعتصاب کننده نیشکر هفت تپه به قرار زیر می باشد:
پرداخت حقوق معوقه 2 ماه اخیر
پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب
برکناری مدیر عامل شرکت یعقوب شفیعی و همچنین اعضای هیئت مدیره این شرکت
برکناری رئیس حراست شرکت فردی بنام زیبداری که در سرکوب، جاسوسی و پرونده سازی علیه کارگران نقش مستقیم دارد

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران ، یورش وحشیانه نیروی انتظامی، گارد ویژه ونیروهای اطلاعاتی به کارگران و خانواده های آنها که برای دریافت حقوق معوقه خود اعتراض نموده اند را محکوم می مکند و از سازمان جهانی کار خواهان دخالت فوری برای متوقف کردن نقض مستمر حقوق کارگران در ایران است.

26 اردیبهشت 1387 برابر با 15 مه 2008


  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
سایت آفتاب: قدرت‌ا...علیخانی نماینده بوئین‌زهرا در مجلس شورای اسلامی در مورد سخنان رئیس‌جمهور درباره بهبود معیشت مردم گفت: «به نظرم احمدی‌نژاد اطلاعی از جامعه ندارد و مشاورین وی صادقانه با رئیس‌جمهور عمل نمی‌کنند».

وی افزود: «با این اظهانظرها مشخص می‌شود که واقعیت‌های جامعه به احمدی‌نژاد منتقل نمی‌شود برای اینکه واقعیت فعلی جامعه با حرف‌های رئیس‌جمهور خیلی متفاوت است».

علیخانی تصریح کرد: «با این وضعیت برنج و اقلام غذایی مردم واقعاً در مضیقه هستند و شدیداً از این وضعیت ناراضی هستند و من نمی‌دانم احمدی‌نژاد از روی چه تحلیلی می‌گوید وضعیت نسبت به گذشته بهتر است».

وی ادامه داد: «رئیس‌جمهور حتماً باید نسبت به مشاورینش و افرادی که این گزارشات را به وی می‌دهند تجدیدنظر بکند. زیرا احمدی‌نژاد در اوایل دولت که منکر گرانی بود و بعد از مدتها پذیرفتند که گرانی است و اکنون هم می‌خواهند این گرانی راتوجیه کنند ولی گرانی و تورم توجیه‌بردار نیست».

نماینده بوئین‌زهرا اظهار داشت: «اگر ما با مردم صادقانه حرف بزنیم خیلی بهتر است تا به آنها دروغ بگوییم و بخواهیم که مشکلات را توجیه کنیم».

لازم بذکر است احمدی نژاد چند روز پیش در جمع خبرنگاران خارجی وداخلی وضع اقتصادی مردم را عالی دانست ومتذکر شد قدرت خرید مردم افزایش یافته ولی مردم ما  مقداری اصرافگر شده اند(سنگ پای قزوین در مقابل این حرفهای ریاست محترم جمهور کم می اورداین طور نیست.)

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
در زمستان گذشته و در نخستین روزهای دیماه 87 فرهاد درحالی که برای معالجه به دندان پزشکی میرفت توسط ماموران اداره اطلاعات ربوده شد.

فرهاد حاجی میرزایی ازچهره های خوشنام و محبوب شهر سنندج و از فعالین پیگیر حقوق کارگران، زنان و کودکان درمنطقه بوده است و تا بحال چندین بار از طرف نیروهای امنیتی و اداره اطلاعات استان به اتهام دفاع از انسان و انسانیت دستگیر و زندانی شده است .

ما خانواده فرهاد بارها به نهادهای امنیتی و دادگاه مراجعه کردیم ولی جوابی نگرفتیم در طی این مدت مادر بیمارو رنجدید ه اش بینایی خود را ازدست داده و در کنج خانه افتاده است و اینک بیش از چهارماه است فرهاد تنها نان آور ما در بدترین شرایط بسرمیبرد، دست و پاهای اورا به هنگام بازجویی شکسته اند، حتی نگذاشته اند وکیل وی پرونده اش راببیند .

من بعنوان پدرفرهاد حاجی میرزایی که جان او بطور جدی درخطراست عاجزانه از تمامی مجامع و سازمانهای مدافع حقوق بشر میخواهم برای نجات جانش اقدام و برای آزادی او تلاش کنند و ما را تنها نگذارند .

چه دنیای غم انگیزی

کسی با کس نمی گوید

کسی حتی غم تنهایی خود را

 پی دلدار خود هم وا نمی گوید

کسی با کس نمی خندد

کسی حتی برای مرده هایش هم نمی گرید

تو گویی چشمها خشک است

و آدمها همه بی کس

ولی حتی پی کس هم نمی گردند

نفس هاشان همه خشک است

و تن هاشان همه سرد است

و دل هاشان همه سنگ است

همه با هم غریبند

و همه مانند هم هستند

تهی از عشق و از احساس

همه با هم به یک فکرند

به پایانی که بر گیرد جهان شان را


  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
نوجوان 13 ساله اي به نام "رستم شامي" در شهر پيرانهشر در طي هفته گذشته به ضرب گلوله نيروي انتظامي ازپاي در آمد .

پدر نامبرده که با شغل چوپاني نان آور خانواده بوده است بعلت بيماري توان پرداخت کرايه خانه را نداشته است ، رستم شامي به پيشنهاد صاحبخانه براي تامين مخارج خانواده به مرز مراجعه و با تهيه لوازمي از مرز و درحالي که با اسب در آستانه ورود به شهر نقده بوده است به ضرب گلوله مستقيم مامورين نيروي انتظامي که به سر نامبرده اصابت نموده بود در دم جان ميسپارد.

همچنين در طي هفته جاري شهروند ديگري به نام "ملا عبدالله" نيز در مرز پيرانشهر به روش مشابه و به واسطه تيراندازي مستقيم جان باخته است که البته شهروند ديگري به نام "عبدالله حاجي فرزند محمد نيز در اين تيراندازي بشدت زخمي گرديد.

تيراندازي مستقيم نيروهاي نظامي به مرزنشينان متاسفانه تبديل به موضوعي سيستماتيک گرديده است که در سايه اهمال رسانه هاي عمومي در قالب عرف در جريان است و هر روزه تعدادي از هموطنان در سراسر کشور با کمترين جرمي به قتل ميرسند.

نامه ای به رستم شامی:

در دنیایی که کار کودک جرم وگناه بشمار می آید .تو بخاطر فقر خانواده در کودکیت مرد شدی .ناز غیرتت مرد.بهشت خداوند جایگاه رفیع توست ودوزخ الهی جایگاه ازمابهتران دیگر نه خدارا میتوانند بکشند نه با پول بخرند .نمیتوانند دادگاه عدل الهی است. شنیده بودم دوست داشتی خلبان بشی آرزویت پرواز بود حالا راحت پرواز کن به هرجا که خواستی برو.شاید باید بگوییم خوش بحالت ولی دیدن اشک مادرت وکمر شکسته پدرت برای تو هم سخت است. میدانم در سرزمین ایران اسلامی مردی شاید باید در قبرستان منافقان دفن شوی .نبین تاریخ زیادم ریز بین نباش رستم ها راحتتر از این حرفها میمرند.تو باید کور بشی تا بما مردنماها خورده نگیری .اگر مردی از هرجای دنیا قصه دردت رابشنو دوبمیرد جای تعجب نیست .اینک رهبر من تویی رستم ۱۳ساله نه خامنه ای

بگو رستم جان حالا صدایت شنیدنی تر است  :بگو از کسانیکه ادعای حقوق بشر میکنند ودرکشورت جرات خروج از خانه را ندارند.

بگو از هموطنان بی غیرتت .همه ما در مرگت مقصریم .کاش بودی ومرد بودن مارا به سخره میگرفتی واب دهانت بر صورت تک تک ما می انداختی .

نگو از ارزوهایت که به دوستانت میگفتی که مرثیه درداست.

بگو ایرانی یعنی بدبخت بگو ایرانی یعنی از گرسنگی بمیر ولی صدات درنیاد

بگو ایرانی یعنی ظلم را تحمل کن ولی خفه شو

رستم جان نفرین کن همه مارا امثال ما هم دراین دنیا درجهنمند وهم در ان دنیا

خدایا رستم را تو بهتر از من میشناسی نیکش بدار آزار او به کسی نرسیده بود ولی مهربانی هایش را خواهرانش خوب بخاطر دارند.رستم مرگ همیشه خوش سلیقه است

دلا دیدی که آن یکدانه فرزند              چهدید انر خم این طاق رنگین

بجای لوح سیمین در کنارش                فلک بر سر نهادش لوح سنگین

در بيابانی دور

که نرويد جزخار

که نتوفد جز باد

که نخيزد جز مرگ

که نجنبد نفسی از نفسی

خفته در خواب کسی!

زير يک سنگ کبود

در دل خاک سياه

می درخشد دو نگاه

که به ناکامی از اين محنتگاه

کرده افسانه ی هستی کوتاه

 

باز می خندد مه

باز می تابد ماه

باز هم قافله سالار وجود

سوی صحرای عدم پويد راه

 

با دلی خسته و غمگين-همه سال-

دور از اين جوش و خروش

می روم جانب آن دشت خموش

تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود

تا کشم چهره بر آن خاک سياه

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
ما لایق اتم نیستیم، ما لایق فضا نیستیم، کشور ما کشوری عقب مانده است . ما هنوز با تفکر ِ قبل از انفورماتیک بیگانه مانده ایم . یعنی با تفکر قرن بیستم و نوزدهم، وبا تکنولوژی ِ ناشی ازآن مصرف کننده مانده ایم . حالا چطورمی خواهیم این افق ِبیکران ِ عصر انفورماتیک را بشناسیم، ما ازآن چیزی نمی دانیم، و نمی توانیم بدانیم، ما هیچ چیز جز مصرف کنندۀ آن نیستیم، ما هیچ چیز نیستیم . ما نباید خودمان را جدا از مردم دنیا، جدا ازغرب عَلم کنیم. ما چه ملتی هستیم؟
ما، مردم ِدنیا هستیم. و مثل مردم ِدیگر ِ دنیا مصرف کننده می مانیم، و تنها کمک و همکاری ما با آنها این است که مصرف کنندۀ خوبِ آنها باشیم . بیخودی ادعای شرق و غرب مطرح می کنیم . ما قادر به درکِ آنچه آنها درک می کنند نیستیم، مگر آنکه ما هم با آنها بشویم، و آنها بشویم . وگرنه همیشه حقیروعقده ای و پرمدعا می مانیم. و احمق!


  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
زلزله‌اي به بزرگي 8/7 ريشتر در جنوب غرب كشور چين هزاران كشته برجاي گذاشت و هزاران نفر نيز احتمالا‌ در زير آوار دفن شده‌اند.اين زلزله ساعت 28/2 دقيقه بعد‌از‌ظهر ديروز به وقت محلي و شش و پنج دقيقه به وقت گرينويچ در 92 كيلومتري شمال غربي شهر چنگ‌دو، مركز استان سيچوان اتفاق افتاد.

به گزارش خبرگزاري رسمي چين تا آخرين ساعات شامگاه ديروز بيش از ۱۱۰۰۰هزار نفر در اين زلزله كشته شدند و مقام‌هاي اين استان مي‌گويند كه هزاران نفر ديگر نيز احتمالا‌ در زير آوار دفن شده و زخمي شده‌اند.

                                                       


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
روزنامه سرمایه: تعداد گشت هاي ارشاد براي برخورد با بدحجابي از ديروز افزايش يافت.

فرمانده انتظامي تهران بزرگ ديروز با اعلام اين خبر در كارگاه آموزشي «تقويت و تعالي رفتار كاركنان پليس» گفت : «براي استمرار طرح امنيت اجتماعي و ارتقاي امنيت زنان با افزايش يكصد واحد گشتي پليس برخورد با بدپوششي و عاملان ترويج فرقه هاي خرافي و مزاحمان خياباني تشديد مي شود.»

به گفته رادان پليس تهران در چارچوب طرح امنيت اجتماعي شهروندان و به منظور افزايش و ارتقاي ميزان احساس امنيت زنان از صبح روز يكشنبه (22 ارديبهشت) تعداد گشت هاي ارشاد دوبرابر شده است.

رادان در صحبت هايش تاكيد كرد كه پليس پايتخت در سال جاري توجه ويژه اي به ارتقاي امنيت زنان خواهد داشت.

او همچنين با تاكيد خاصي گفت: «طرح امنيت اجتماعي با از ميان رفتن تمامي كج روي ها و انحرافات رفتاري و اجتماعي در جامعه استمرار خواهد يافت.»


  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
نشریه آبزرور چاپ انگلستان طی گزارشی از وضعیت وخیم اقتصادی در ایران نوشت آه و فغان مردم از تورم فزاینده٬ بیکاری و کمبود امکانات از همه جا به گوش ‏‏می‌رسد و مردم این مشکلات را به حکومت مذهبی حاکم بر ایران مرتبط می ‌دانند که همواره فقط ‏منافع خود را در نظر ‏می ‌گیرد.

آبزرور به مخالفت زنان و جوانان و مبارزه آنان با حکومت ملایان اشاره کرده و دلیل افزایش مشکلات حکومت با مردم را نسل جوان ایران می ‌داند که بر خلاف ‏‏میانسالان و سالخوردگان کشور٬ سر سازگاری با حکومت ندارند و تمام مسائلی که از نظر ‏جمهوری اسلامی خلاف شرع محسوب می‌ شود را دور از چشم ماموران به کاملترین وجه انجام ‏می ‌دهند.‏بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
روزنامه کارگزاران: نمایندگان روحانی مجلس هفتم با اعتراض شدید‌اللحن نسبت به اظهارات محمود احمدی‌نژاد در جمع طلاب مشهد خواستار واكنش حوزه‌های علمیه و مراجع تقلید به این سخنان شدند. .

احمدی‌نژاد در این جلسه سخنرانی گفته بود: «امام زمان دارد جهان را مدیریت می‌كند و ما داریم می‌بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور كشور نمایان است.» علی عسگری نماینده مشهد و مخبر فراكسیون حزب‌الله مجلس اولین نماینده معممی بود كه در گفت‌وگو با كارگزاران به اظهارات احمدی‌نژاد واكنش نشان داد و گفت: «مطمئنا اگر در آن جلسه در جمع طلاب روحانیون بلندپایه و یا آیت‌الله طبسی (تولیت استان قدس رضوی) حضور داشتند این اظهارات را بدون پاسخ نمی‌گذاشتند.»

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
من آقای علیخانی را از نزدیک میشناسم ایشان خواهرزاده شیخ قدرت علیخانی نماینده فهیم بویین زهرا هستند. و در این دوره ردصلاحیت شدند.

 : محمد علیخانی عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم که صلاحیت او برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم رد شد ، در آخرین نطق پیش از دستور خود در مجلس ضمن اظهار تاسف  از تحریف سخنان جناب آقای خاتمی و تلاش عده ای برای رسیدن به اهداف سیاسی با تخریب دیگران و تشکر از نمایندگانی که درتذکر خود تجدید نظر کردند، گفت : سوابق آیت اله صانعی شاگرد و یار دیرینه حضرت امام(ره) نیز بر همگان روشن است، هجمه ناجوانمردانه عده ای تازه به دوران رسیده ، از جمله روزنامه ای که از بیت المال ارتزاق می کند، نشانه استیصال و درماندگی کسانی است که همه چیز را در انحصار خود می خواهند . هشدار می دهم که اینگونه حرکات سخیف نتیجه ای جز تخریب مبانی هویت ملی و نهاد مرجعیت در پی ندارد.

متن سخنرانی ایشان در نطق پیش از دستور را درادامه مطلب بخوانید تا واقعیت هایی برایتان روشن گردد.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

دستمال خونی تو سجاده من است

در بستر تاریخ از خون این یاران                            حماسه می جوشد از چشمه هاشان

ان لحظه که دژخیم فرمان اتش داد                      سیلاب آزادی با خون به راه افتاد

اگر تفکر خلق چون ان برادر بود                            تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود

دردوران دانشگاه یکبار مهران سربزیر فریادزد نامه ای به دوستان وهم داشگاهیان داد گله کرده بود

هنوز خوب بخاطر دارم  چند روزی نگذشته بودمادرش زنگ زد وگفت خبر مهران را نداری گفت از دیروز صبح خبرش را نداریم تا یک هفته بیمارستانها -کلانتریها -پزشک قانونی و...را زیرپا گذاشتند.

من حدس میزدم چه اتفاقی افتاده نامه(شبنامه)حماسی او کاردستش داده بود.مهران علاقه ای به این کارها نداشت و همیشه معتقد بود هر انسانی درمقابل منطق سر فرود می اورد.او نمیدانست که انسان نه حیوان ما درچنگال گرگان گرفتاریم که به هیچ کس در قلمرو خودشان رحم نمیکنند.زبان نمی فهمند.عقل ودین را حراج میککند و حق من وتورا تاراج.ولی طاقت او طاق شده بود.

۱۰روزی گذشته بود که مهران با من تماس گرفت بیا خانه ما.من چیزی نپرسیدم وسریع راه افتادم.

پدرش در حیاط سیگار میکشید چه قیافه ای! انگار چندسالی پیر شده بود.همیشه مرا بین بچه ها به عنوان ادم منطقی قبول داشت .باصدایی که انگار از ته چاه در می اید

گفت: پسرم یا بس کنید یا لاقل بزارید ما بمیریم بعد .برو توببین چی بسر پسرم آوردند.

کاش ان شب نرفته بودم تمام بدن مهران پر از زخم وکبودی بودباور نمیکردم کسی بتواند با قاتل جانی ویا حتی حیوان هم چنین کاری کند .با لکنت حرف میزد اورا در آغوش گرفتم وهردو زدیم زیر گریه های/ های و تمام کسانی که در اتاق بودند هم گریستند.

دستمال خونی را بمن داد وگفت :امید این دستمالی که خون صورتم را با ان پاک کردم .هدیه من بتو!

از عظم راسخ واستوار او هیچ چیز باقی نمانده بود این را از حرفهایش میشد فهمید.در چشمان آبیش غرور وهیبت دریایش فرونشسته بود.

دستمال او هنوز یکی از مقدس ترین چیز هایی است که در زندگی دارم و یک هفته ای روی آن نماز عشق خواندم.

امروز مهران آدمی گوشه گیری شده دکترها میگویند افسردگی شدید گرفته.

فریاد مهران در گلو شکست.

نمی دانم مهران میتواند دوباره فریاد کند یا نه ولی مهران بدان اگر من وتو فریاد نزنیم فرزندان ما هم وضعی مثل ما خواهند داشت ما نسل سوخته ایم ولی نباید بزاریم فرزندان ما هم طعم شیرین عدالت وآزادی را نچشند .مهران جان برادرم من همیشه منتظر بازگشت تو هستم.نمیدانم شاید نمیخواهی دل پدر ومادر پیرت را بشکنی آخر تو خیلی مهربانی. این هم متن ترانه ای که خیلی دوستش داشتی"

خفته بر خون آب غم ایران من

ای دریغ از غرش شیران تنگستان من

تیرو شلاق لالای خواب هم خونان من

زخم گوله بر دل یاران من

وای

زخم گوله بر دل یاران من

 هم وطن برخیز تو ای غمخوار من

دست تو دشنه به دوش گیتار من

نقش کنیم بر کوچه ها با خون خویش

جان دهم اما نمیرد خاک من

نقش کنیم بر کوچه ها با خون خویش

جان دهم اما نمیرد خاک من

 تشنه ام تشنه آبهای شمالم

عاشقم عاشق ریگهای کویرم

آرزوم مردن در روز بزرگه

سنگ قبرم باشه از البرز پیرم

آه

سنگ قبرم باشه از البرز پیرم

 خفته بر خونآب غم ایران من

ای دریغ از غرش شیران تنگستان من

تیرو شلاق لالای خواب هم خونان من

زخم گوله بر دل یاران من

وای

زخم گوله بر دل یاران من  

 

 

  نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
بدلیل ازدحام مردم در استقبال از خاتمی ؛بازدید وی از نمایشگاه کتاب نا تمام ماند

 به گزارش روابط عمومی بنیاد باران؛ حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی با حضور در سالن شبستان  مصلای امام خمینی(ره) از تعدادی از غرفه های ناشران داخلی بازدید کرد.

برپایه ی این گزارش، بازدیدکنندگان از نمایشگاه که متوجه حضور رئیس جمهور سابق کشورمان در نمایشگاه کتاب شده بودند، به گفتگوی صمیمی با وی پرداختند و بر اثر ازدحام بازدیدکنندگان، وی به سختی از راهروهای نمایشگاه عبور می کرد .

سیدمحمد خاتمی ضمن بازدید از غرفه های انتشارات  "اطلاعات"، "بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس"، "جامعه مدرسین حوزه علمیه قم"، "بوستان کتاب"، "امیرکبیر"، "دلیل ما"، "بنیاد پژوهشهای قرآنی" و "خانه کتاب ایران "،"سازمان اسناد و کتابخانه ی ملی " و "انجمن آثارومفاخر فرهنگی" و... به گفتگو با مسئولین غرفه ها پرداخت و با تازه های نشر آشنا شد.
رئیس بنیاد باران همچنین به دعوت علی اکبر اشعری رئیس کتابخانه ملی به داخل غرفه این سازمان رفت و با تعدادی از نویسندگان و محققان دیدار و گفتگو نمود. در جریان این بازدید، به دلیل ازدحام بیش از حد بازدیدکنندگان و ابراز علاقه آنها برای گرفتن عکس یادگاری با رئیس جمهوری سابق کشورمان و گفتگو با وی، جداره شیشه ای غرفه کتابخانه ملی بر اثرازدحام مردم شکست. خاتمی پس از نیم ساعت حضور در نمایشگاه  به رغم درخواست ناشران برای ادامه حضور وی در نمایشگاه و بازدید از غرفه ها ترجیح داد، برای رعایت حال بازدیدکنندگان سالن شبستان را ترک کند.
طی بازدید خاتمی از نمایشگاه، بسیاری از بازدیدکنندگان با دوربین موبایلشان  حضور خاتمی در نمایشگاه را ثبت کردند.

حاضران درسالن  شبستان ضمن فرستادن صلوات ، کف زدن و ابراز احساسات  ؛شعار «خاتمی دوستت داریم» سرمی دادند.

سید محمد خاتمی در بدو ورود به نمایشگاه مورد استقبال برخی از ناشران قرار گرفت. مسئولان اتحادیه تعاونی ناشران در هنگام بازدید، خاتمی را همراهی می کردند

جمع آوری امضا در مجلس علیه سیدمحمدخاتمی

 یک منبع پارلمانی از جمع آوری امضا از نمایندگان علیه سیدمحمدخاتمی خبر داد.

براساس گزارش خبرنگار پارلمانی "نواندیش" مهدی کوچک زاده نماینده تهران امروز تلاش داشته است تا درخصوص اظهارات اخیر سیدمحمد خاتمی پیرامون نگاه امام به صدور انقلاب ، از نمایندگان امضایی دریافت کند.

این امضاها در قالب تذکر به وزیر اطلاعات برای تذکر به رییس جمهور سابق ایران جمع آوری شده است.

سید محمد خاتمی اخیرا گفته بود مراد امام از صدور انقلاب ، ایجاد نا آرامی در سایر کشورها نبوده است.

گفته می شود این جمع آوری امضا در شرایطی صورت گرفته است که نمایندگان اصلاح طلب در حال جمع آوری امضا برای تذکر به توهین به ساحت مرجعیت شیعه از سوی برخی رسانه های اصولگرا بوده  اند.

نظرمن:امثال کوچک زاده خیلی حقیرتر از آنند که درباره خاتمی اظهار نظر کنند.

کوچک زاده که نماینده قشر کوچک (کمتراز 10% مردم تهران وکمتراز5/0% کل کشور نباید درمورد کسی که طراح گفتگوی تمدن هاست ونماینده 27 میلیون بوده و.... نظر دهد. وحق چنین کاری ندارد.ولی در هر حال خوب بود که اقای نماینده درباره وضعیت معیشت مردم وبرای اصلاح اقتصاد تورم زا امضاء جمع کنند تا بدینگونه  محبوبیت بیشتری کسب می کردند .کوچک زاده لطفا" یه سری به صیحفه نور بزن می بینی که آقای خاتمی عین سخنان امام را ایراد نموده است. به جای این آشوب طلبی کمی هم به درد ملت محروم برسید که دیگر نای فریاد کشیدن هم ندارد . آقای شریعت مداری شما هم اب در هاون می کوبی .مطمئن باش با این کارها خاتمی محبوب تر خواهد شد و اگر این سید بزرگوار کاندید شود خواهید دید که چگونه ۳۰میلیون دوباره چگونه حماسه خواهند آفرید.درود بر خاتمی که هیچ گاه عوام فریبی نکرد و به اسلام زندگی را بر ملت سخت نساخت. با بودجهای معادل 4 برابردوره ریاست جمهوریهای قبلی بیبنید چه بر سر این ملت امده است که حتی از سیر کردن شکم خود و خانواده شان به ستوه امده اند. کاش این مجلس محترم به همین اندازه حساسیت در مورد مسایل معیشتی مردم به خرج میداد.
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
به لبهاي خدا
رژلبي از سكوت كشيدند
هنگامي كه سوره هاي نگفته اش را
آيه به آيه
شير خشك پندار كودكان شبهاي هوس كردند
تا گفتارشان
توجيهي باشد
براي كردار ميمون وارشان
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
امروز و در این دیدار ۱۲۰ دقیقه‌ای؛ ۶ مرتبه چفیه "آقا" را درخواست کردند. چفیه عوض شد، دوباره، سه باره و ... دست آخر در غرفه انتشارات [...] وقتی متصدی غرفه، چفیه را خواست،‌ آقا دستی بر عبا بردند و گفتند: چفیه را گرفتند؛ نیست دیگر

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
نگفتم زلف تو دزد است از کیدش مباش ایمن// به مرگ گله راضی شو چو گرگی را شبان کردی»

انرژی هسته ای وخلیج فارس بزرگترین مشکل ایرانیان است ؟

متاسفانه چندسالی است شعار ما شده انرژی هسته ای وخلیج همیشه فارس به آقایان بگویید به شما برخورده؟چرا منت اعراب را بر عضویت درسازمان اعراب میکشید .امروز حوصله نوشتن ندارم ولی بدانید مشکل ما نان است مشکل ما ازادی است مشکل ما اینست که برای انسان بودن ما ارزشی قائل نمی شوند ما حیوانات ترسویم با تو هستم خوتو جدا نکن همه مثل همیم.بدبختیم به زندگی سگی عادت کردیم .مردی !چرا هوارتو سر راننده تاکسی که ۵۰تومان کرایشو اضافه کرده میزنی .جلوی باعث بانیش عکساشو میگیری دستت شعار خوشامد گویی میگی.در دولت عدالت محور بی عدالتی بیداد میکند احمدی نژاد را از نزدیک میشناسم ادم ادم سالمی است !ولی احمق ونادان جشن عروسی پسرت را ساده میگیری در خانه غذا درست میکنی ؟چقدر بیکاری!جشن عروسی پسرت را در هتل کالفرنیا بگیر و ماه عسل بفرست برند جزایر قناری ولی یه خورده بفهم مردک ۲۰سال مارا عقب انداختی .خداپدر ومادر خاتمی رابیامرزد.نابخرد مشکل ما امریکا نیست مشکل ما ادمایی دروغگو  مثل توست ولی خیالم راحت است خوار شدنت را میبینم.سهام عدالت را که گند زدی دوستی میگفت فکر میکردم مردم دور افتاده به خاطر سهام عدالت از شما دلخوشی دارند ولی چه سهامی چه کشکی چه ماستی توبدرد شهردادری قندهارم نمی خوری .مشکل مردم ما نان است برنج ۴۰۰۰تومانی است مرد باش بگو اقتصاد ایران را از بین بردی انرژی هسته ای را نخواستیم بدون انرزی زنده ایم بدون نان نه؟

مردمی که به تو رای داده اند بایند بکشند حقشان است ما همه بدبختیم افکار ما تاراج مشکل نان واعتیاد است چه کسی بفکر ازادی است چه کسی بفکرناموس است خدایا دیروز پیر مردی گوژپشتی را دیدم که چاله شهردادری میکند پرسیدم چند سالت است گفت ۷۰سال پس کی باید زندگی کند دایه دارعدالت لعنت بر تو. مردان باغیرت ایران ننگ بر شما امروز ساکتید .زندان های سیاسی ما جای بزرگ مردان وزنان است وبیرون ان جای ترسوهایی امثال من وتو......

روزی  گذشت پادشهی از گذرگهی                      فریاد شوق بر سر هر کوی و بام بر خاست

پرسید   زان  میانه   یکی   کودک یتیم                      کاین تابناک چیست که بر سر پادشاست

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست                   پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت                       این اشک دل دیده من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است                  این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که  ده خرد و ملک رهزن است                   آن  پادشا که مال رعیت خورد گداست

بر  قطره   سرشک  یتیمان   نظاره  کن                    تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین به کجروان٬سخن از راستی چه سود                کو  آنچنان  کسی که نرنجد ز حرف راست

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
من دچار خفقانم، خفقان!

مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

ف.مشیری
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
زمستان سال ۸۵ بود دم دمای غروب با یکی از دوستانم بالاتر از اریاشهر سر مرزدارن قرار داشتم

 زمانی بود که باهم کاری رو شروع کرده بودیم ولی به علت بی تجربگی متاسفانه ضرر کردیم تازه درسم تموم شده بود.توماشین دوستم نشسته بودم افکار ما از هم گسیخته بود ونمی تونستیم متمرکز بشیم وروی موضوع اصلی فکر کنیم دوستم برگشت گفت:امید بی خیال شو وپک عمیقی به سیگارم زدم وگفتم اره فایده ای نداره  از الان جلوشو بگیریم بهتره خوشبختانه دوستم با تمام نظرا ت من موافق بود .در همین حین یکدفعه در ماشین باز شد و دخترکی سوار ماشین شد.یکدفعه جا خوردم

دوستم با حالتی بهت زده برگشت وگفت:خانوم کاری داری؟

دخترک گفت اره با شما یه کارایی دارم شایدم شما با من

من متوجه موضوع شدم از دخترک خواهش کردم از ماشین پیاده شود.

گفت:میترسی مریض باشم

دوستم پاسخ داد:نه خانوم ما اهلش نیستیم

دخترک با ابنکه به نظر میرسید سنی ندارد ولی معلوم بود سختیهای زیادی را تحمل کرده چهره تکیده ورنگ پریده اش پشت ارایش غلیظی که کرده بود پیدا بود

دخترک گفت لااقل مرا تا پونک ببرید .دوستم از ترس مامور و ابرو می خواست دختر از ماشین سریعتر پیاده شود.من از دوستم خواستم که دختر را برسونیم

دربغز و سکوت عمیقی غرق شده بود پاسخ زنگهایش رانمیداد. 

من میدانستم که فقر چه مالی چه فرهنگی باعث میشود دختران وزنان خیابانی در جامعه ما بوجود بیایند.اسمش رو پرسیدم گفت لی لی معلوم بود اسم اصلیش نیست من هم نپرسیدم

حالتی پیدا کرده بودم مثل اینکه فقیری از کنارتون میگذرد وشماکمک نمیکنید بعد عذاب وجدان میگیرید.وقتی لی لی پیاده شد منم از دوستم خداحافظی کردم و گفتم میخوام با این دختره یه خورده حرف بزنم.با حالت متعجب به من نگاه کرد تو هم

گفتم نه بعد بهت توضیح میدم.به لی لی گفتم دوست داری امشب بیای خونه ما گفت قرار دارم. گفتم هرجور راحتی چند قدم هنوز دور نشده بودم که صدام کرد باشه میام ا ولش که ناز میکردی .گفتم ناز واسه دختراست نه من خانومی.

سوار تاکسی شدیم بریم خونمون میدونستم امشب کسی خونمون نیست وهمه خونه عموم رفتند

رسیدیم خونه هنوز چیزی از رسیدنمون نگذشته بود گفت چقدر خجالتی هستی اومد کنارم نشست من گفتم لی لی چه غذایی دوست داری برات درست کنم کمی نگاهم کرد وباحالتی خیره به صورتم زل زد وگفت مگه بلدی گفتم چی دوست داری گفت عدس پلو یا قورمه سبزی خندیدم گفتم هر دو یا یکی گفت یکیشون کافیه بلند شدم گفتم یه خواهشی میتونم ازت بکنم گفت راحت باش بگو

گفتم :به من نزدیک نشو باشه گفت واقعا میترسی هپاتیت داشته باشم .

گفتم برو یه دوش بگیر سبک بشی سیاهی دود تهران رو صورتت نشسته انگار منتظر بود .

گفت مرسی برام حوله میاری .گفتم میزارم جلوی در حموم

رفتم غذا درست کنم به مادرم زنگ زدم تا نحوه پختن عدس پلو را بپرسم گفت پسر خل شدی عدس پلو !مگه میتونی درست کنی دیدم راست میگه یه فکر خوب بسرم زد رفتم چندتا کنسرو قورمه سبزی خریدم و برنج هم شستم ودم گذاشتم .لی لی صدام کرد نمیای کمک کنی لباسمو بپوشم گفتم نه دستم بنده خودت بپوش .

آهنگ های فرهاد خدابیامرز را گذاشته بودم غم عجیبی رو دلم سنگینی میکرد..

لی لی اومد پیشم گفت به به چه بویی آفرین اقای خانه دار بهش نگفتم فلسفه این غذا چیست خوشبختانه اونم نپرسید.

ساعت حدود ۱۰شب بود دیدم نمازم داره دیر میشه لی لی با چند نفری تلفنی صحبت میکرد وضو گرفتم نماز بخونم.با تعجب پرسید نمازم میخونی گفتم اره.ادامه دادم تو هم بلدی گفت نه بابا

لی لی از من پرسید ببینم تا حالا کسی رو دوست داشتی عاشق کسی شدی سئوال پرسید که همیشه خودم از خودم میپرسم وجوابی براش پیدا نکرده بودم.گفتم: نمی دونم گفت:احساسات مردونه داری ......گفتم :فکر کنم یه خورده زیادیم دارم اومد کنارم نشست میتونستم احساس کنم پشت این چهره زیبای شکسته دریای غمی نهفته.گفت می خوای بامن....انجام بدی یا نه به شوخی گفتم یا نه گفت چرا؟

گفتم من ادمی نیستم که تورو به خاطر بدنت دوست داشته باشم گفتم نماز بخونم بعد غذا بخوریم

شروع بگریستن کرد گفت که اونم بعضی وقتا نماز میخونه

بلند شدیم با هم نماز خوندیم برخلاف حرفش خیلی خوبم بلد بوددیگه روسری را از سرش برنداشت با هم غذا خوردیم گفتم لی لی یه سئوال ازت بپرسم جواب داد اره ولی اسم من زینب

گفتم:چه اسم قشنگی زینب  چرا این کارو میکنی ؟

پاسخش حرفا تکراری بود فقر مالی شدید پدر معتاد باعث شده بود دخترک شیرازی از خانه فرار کند متولد ۶۸بود یعنی۱۸سال دوسالی بود که برادر کوچکش احمد را ندیده بود میگفت عاشقانه دوستش داشته هرماه به حساب پدرش پول میریزد تا احمد بتواند درس بخواند مادرش را چند سالی میشد که از دست داده بود مادر مهربانش را

از شبهایی گفت که درپارک خوابیده حتی در زمستان شبهایی که اسیر انسانهای دیو صفتی میشد که وحشیانه دخترک را بازیچه امیال غیر انسانی خود میکردند دستان مرا گرفته بود وبا اشک ماجرای غمبارش را میگفت از احساس گناه وترس از روزی که به آن اعتقاد داشت.

در کسوت مرد گریستن راعار میدانستم ولی از ظلمی که بر زینب رفته بود اشکانم جاری شده بود تازه فهمیدم بعضی از زنها از مردها خیلی مردترند از احساس وسیله بودن برای دیگران خجالت میکشید .میگفت بدنش جای چند زخم است که از حمله وحشیانه مردان به ظاهر مرد باقی مانده آخ خدای من کاش زینب را هیچ وقت نمیدیدم.سخن ازمامورانی  گفت که حتی بعضی از انهابه ظاهر اهل دینند ولی زینب از ترس انها جرات نه گفتن به انها راندارد و باید وظیفه اش را بدون دریافت مزدی در قبالشان انجام دهدتا انها هوایش را داشته باشند .از قلدران ولاتها که بگذریم

تا پاسی ازشب گفت وگفت همه اش با اشک شب روی تخت من خوابید و من روی کاناپه دراز کشیدم نمی توانستم بخوابم حجمهءافکار به من  حمله میکردند و من به خدا میگفتم چرا امیال حیوانی را در انسان قرار دادی تامقام انسان تا حد یک حیوان هوس را ن تنزل یابد صبح با بوی بربری بیدار شدم

روی میز یک نان بربری لای روزنامه ویک ظرف پنیر و خامه که زینب گرفته بود.زیر سماور هم روشن بود

زینب رفته بود

برایم نوشته بود برادرم این سرنوشت محتوم من است دیشب بهترین شب زندگیم بود دیشب شک داشم قورمه سبزی دستپخت خودت باشد ولی امروز مطمئن شدم کار خودت است چون قوطیهاشوتوی سطل اشغالی ندیدم دیشب بهترین شب زندگیم بود با اینکه منو از کاسبی انداختی

لی لی دیروز زینب امروز

خیلی دنبالش گشتم ازمرکز مبارزه با مفاسد واگاهی و...که دوستانم کمکم کردند تا پونک که میگفت محل کارش است ولی دیگر ندیدمش انگار غیب شده بود موبایلش هم خاموش بود امروزم خاموش است.

نمیدانم کجاست وچکار میکند یادم رفت به او بگویم برایم دعا کند که عاقبت به خیر شوم یادم رفت ....

میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم. شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است! مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی! من از آن میترسم که کسانی در جامعه ام با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه می کنند، زهد را بساط می کنند، ، پیش از افطار و پس از افطار مشغول هستند، محرم هم تعطیل نمی کنند! فاحشه… دعایم کن

  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

اکنون نزدیک به یک ماه است که تعداد زیادی از مردم مشهد بر روی زمین هایشان چادر زده اند ...

 

اکنون نزدیک به یک ماه است که تعداد زیادی از صاحبان اراضی پلاک ۱۷۶ امامیه مشهد با خانواده هایشان بر روی زمین هایشان چادر زده اند و هر بیننده ای را از یک طرف دچار حیرت واز طرفی حسرت و تاسف می نمایند که چرا در تنها مملکت شیعه که بنام علی ابن ابیطالب مزین است چنین صحنه های رقت انگیزی مشاهده می گردد.
جالب اینکه مردمی که در این گوشه شهر چادرنشین شده اند از اوج بی پناهی که احدی را فریادرس خود نمی بینند، این منطقه را به شهرک صاحب الزمان (ع‍ج) نامگذاری کرده اند

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

بنویسید درد و رنج ، بخوانید زندگی

قرار شد یاسر نیز سرزمینمان را از نو نقاشی کند بدون فقر و نابرابری، بدون اینکه کول برهای بانه، سردشت، مریوان و کامیاران مجبور شودند برای جابجایی ۱۰ کیلو چای برای دوهزار تومان جانشان را بدهند، او یک منظره زیبا از طبعیت کشید که مردم مشغول کارند و زیر آن نوشت "کاش دیگر مرگ به کمین نان نمی نشست". ...

(بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
برای دانلود فرم عضویت در فرمت pdfکلیک کنید برای ایجاد تشکلی منسجم وهمصدایی لطفا فرم را پرکرده وبه ایمیل  fariadema@gmail.com   ارسال نمایید.درهنگام دانلود صبر کنید تا از شماره ۱۰به صفر برود سپس روی گزینه download file now کلیک کنید.

دانلود فرم عضویت

  نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
آخرین شعرمن:

آخرین مستی پی مستی گذشت
آخرین پیمانه هستی شکست
کشتی بی سرنشینی بر سر ساحل نشست
آخرین فریاد این ساحل شکست
در فراق قطره آبی خشک شدکشته زمین
آخرین قطرات باران بر لب دریا نشست
آخرین مهمانی باران گذشت
یه مطلب دیگه هم بگم بد نیست وقتی وارد سیاست شدم خیلی ها از من دوری کردند وقتی در انتخابات شرکت کردیم ویکسال همه زندگیمان را گذاشتیم اخرش هم رد صلاحیت شدیم گفتند بی لیاقتها شایدما جذام گرفته بودیم .وقتی دستانم رابستند وگفتند شما رعایت ولایت فقیه و قانون را نمیکنید شاید جذام داشتیم وخودمان نمی دانستیم و قتی ازترس سر ریز شدن وبردن وسوزاندن همه دلخوشی هایم که چند دفتر دلنوشته هستند شایدفکرم جذام گرفته بودم شاید من ابله هستم شاید همه ابلهان جذام دارند وقتی فریاد زدم کمکم کنید هیچکس از نزدیک دستم را نگرفت وتازه فهمیدم جزامی بودن خیلی بد است.امروز هم فکرمیکنم جذام گرفته ام چون هیچکس مرا یاری نکرد شاید من اشتباه میکنم شاید به تو خوش میگذردشاید فریاد مرا نمشنوی تو هم از یک جذامی ابله میترسی؟ شاید دلت نمی خواهد فریاد ما فریادها شود شاید میترسی شاید عادل نیستی برادرم من بستوه آمده ام تور انمیدانم من نمی ترسم تورا نمیدانم.من اریایم من مسلمانم تو رانمی دانم مولایم فرموده  دین ندارید آزاده باشید اینان نه دین دارند ونه ازادمنشند.خدایا برادرانم

امید بی امید برادر کوچکتان

  نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

از مقام خود استعفا بدهید

جناب آقای منوچهر متکی وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

سرور گرامی،
سیاستهای خارجی نابخردانه و آسیب زا، و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، که شما نماد ومجری آن بوده اید،

بقیه این نامه جالب وغمناک در ادامه مطالب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
دست کم هفت نفر از برگزارکنندگان مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر در سنندج و دو کارگر در عسلویه بعد از بزرگداشت روز جهانی کارگرتوسط نیروهای امنیتی انتظامی جمهوری اسلامی دستگیر شد ه اند

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند،

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
آریو برزن

درود

نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است .

او با جنگیدن تا پای جان در راه مهین اسطوره ای دیگر آفرید.

 پند او به اسکندر :

بدان ای سکندر بعد از مـرگ من ----------  پس از ریزش آخرین برگ من

تـوانی گشــایی در پــــارس را  ----------   نهی بر ســرت افـسر پارس را

ز خاک جم و خاک شاهنشاهان ----------  قدم چون نهی با دگر همرهان

مبـادا شـوی غره از خویـشـتـن  ----------   که ایران بسی پرورد همچو   من  

 

پاینده ایران   پاینده ایرانی

پرچم خوش رنگ شیر و خورشید تا ابد فروزان  

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

فردا که میایی به سراغم نفسی نیست

در من نفسی نیست ، نفسی نیست

در خانه کسی نیست .........

 

یکی از بزرگترین مشکلات ما میدانی چیست تنهایی /صداهایی که تنها میماند زود خسته میشود وزود میمرد برادرانم/خواهرانم بارها گفته ام ما فردا چگونه جوابگوی فرزندانمان باشیم قاضی بی رحم تاریخ در باره ما چگونه قضاوت خواهد کرد برای ما که نیستم از خودمان دفاع کنیم قاضی تاریخ سطحی نگر است.

برادرانم روزها چه پوچ میگذرد فریادها چه مفت در گلو میشکنند گلایها واشکها زود حیف میشود .اینبار با هم فریاد می زنیم بیش از یک نفر ایران سرزمین من وتوست

نکن امروز را فردا

بیا با ما که فردایی نمی ماند

که از تقدیر و فال ما

در این دنیا کسی چیزی نمی داند

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود

دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

پدران دردمند مادران پرغم هدیه شورانگیز حکومت به ماست شنیده ام حکومت به ظلم میماند به کفر نه

ولی ما تناقض خوبی برای تاریخ شدیم!وگفته پیامبرامان رازیر سئوال میبریم .تلاش های ما بیهوده میماند اگر قطره موج نگرددمابیهوده میمانیم اگر دست هم را نگیریم.سفاکانه بر تنهایی ما می تازند ولی میدانم به خدا میدانم های هوی اینان هم به پایان خواهد رسیدنرونیان نمی مانند.

من در پی خویش هم به تو بر می خورم انگار

در تو شده ام گم به من دسترسی نیست

نکن امروز را فردا

دلم افتاده زیر پا

بیا ای نازنین ای یار

دلم رو از زمین بردار

در این دنیای وانفسا

تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا

بیا با ما بیا با ما

در این دنیای ناهموار

که می بارد به سر آوار

به حال خود مرا نگذار

رهایم کن از این تکرار

در این دنیای وانفسا

تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا

بیا با ما بیا با ما

پس برای شکوه ۱۸تیر از امروز فریاد میزنیم وهرروز را۱۸تیر میسازیم. برای تشکیل یک گروه منسجم و فریادگر /یکپارچه چون دریا و ویران کننده چون سیل غران چون شیروازادی طلب چون انسان.

ایمیل بفرستید به ادرس زیر وهر اطلاعاتی که لازم میدانید وهر نظری که میپندارید که مای تنهارا به یکدیگر میپیونددوما مارا تنها نخواهیم گذاشت را بفرستید

fariadema@gmail.com

به امید/امید آن روز بدرود یا حق

برادرکوچکتان امید

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
دولت ولایت؛ از آغاز کارش تا به امروز دست به انتشار بی سابقه ی پول و شبه پول زده است. خواجه حافظ هم می داند، که این رویه موجب تورم و گرانی می شود. از سوی دیگر با سیاست تشویق واردات، تولید ملی در زمینه های مختلف ضربه های ویران کننده ای دیده است. همه از جمله آقای مصباحی مقدم هم به درستی گفته اند که حجم شگفت انگیز نقدینگی ریشه گرانی هاست...در این میان آیه الله مهدوی کنی که اعتبار و احترام بسیاری دارند، اشاره به بی فرهنگی مردم در مصرف کرده اند... ایشان هم نخست وزیر بوده اند و هم وزیر کشور...مسئولان اقتصادی در دولت ایشان می گفتند، آقای مهدوی به نظریات کارشناسی به دقت گوش می داد. دولت فعلی، چنین خط مشی یی ندارد. گرانی و تورم ناشی از بی فرهنگی مردم نیست و ناشی از بی برنامگی و شتابزدگی و شعار زدگی دولت است.آیه الله مهدوی بار دیگر کارشناسان اقتصادی معتمد خود را دعوت کنند. تمامشان هم از جناح اصول گرا باشند. تا به ایشان بگویند ریشه گرانی ها کجاست.)دکتر مهاجرانی.

منبع

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
شروط 14گانه «عبدالله النجدی» از مفتی های وهابی برای بازی فوتبال یکی ازنمایش های مضحک برای مضحک جلوه دادن ریشه های اعتقادی وعلمی اسلام است .

برای پرهیز ازهرگونه یکسویه نگری ودرمعرض قضاوت مستقیم قراردادن اینگونه فتواها به متن استفتاء وپاسخ آن درزیر توجه فرمائید:

.................
متن فتوای شیخ عبد الله النجدی:

سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.

جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:

اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!

دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.

سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.

چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.

پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.

ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.

هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.

هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.

نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!

دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.

یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!

دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.

چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.

اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

از زمان روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در بهمن 57 تا کنون بسیاری از انسان های دگر اندیش توسط سیستم سرکوب این رژیم بازداشت ، شکنجه و زندانی شدند.

واژه زندانی سیاسی در ایران  توسط مسئولین رژیم جمهوری اسلامی با کلمات اسلامی تغییر پیدا کرد تا هر زمان و هر کجا از آنها به عنوان مهدورالدم ، مفسد فی الارض  ، محارب ، منافق و ... یاد کند و بدین شیوه آنها را به چوبه های اعدام و تیر باران می فرستد.

با روی کار آمدن چنین رژیمی که تعریف زندانی سیاسی در آن قابل حل نیست و بدین وسیله با تهیه لیستی از زندانیان سیاسی و عقیدتی با توجه به اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های حقوق بشری سازمان ملل متحد قصد داریم زندانیان سیاسی ، عقیدتی را به سازمان های حقوق بشری معرفی کرده و برای آزادی آنها تلاش کنیم .

در این زمینه قصد داریم آخرین وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را به اطلاع مردم ایران و سازمان های حقوق بشری برسانیم .

 

فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی سازمان های حقوق بشری برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران استمداد می طلبد.

 

تاریخ به روز رسانی 2007-06-24

 اسامی برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی ( لیست توسط گروه تحقیقات فعالان حقوق بشر در ایران در حال تکمیل است در جهت تکمیل آن از تمامی سازمان های حقوق بشری همراستا دعوت به همکاری می شود همچنین از دیگر فعالین در خواست داریم در جهت تکمیل آن به ما یاری رسانند بزدوی شماره تماس های جهت دریافت نام و مشخصات زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام خواهیم کرد. )

  1. دکتر سعید ماسوری( سازمان مجاهدین خلق ، اعدام ، اتاق 122 بند 209اوین )
  2. محمد ابراهیمی ( علم حق عدالت ، سلول 127 بند209 اوین )
  3.  ابوالفضل جهاندار (فعال دانشجویی ، 5/3 سال ، اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
  4. سعید درخشندی(فعال دانشجویی ، 5/3 سال ، اتاق 10 -  بند 209 زندان اوین)
  5. دکتر کیوان انصاری ( فعال دانشجویی ، 5/4 سال ، اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین)
  6. حمید پور وثوق ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
  7. غفور اسمائیلی ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
  8. صادق کهن دل (بند 209 زندان اوین )
  9. حسن عسگری (بند 209 زندان اوین )
  10. عبدالله المنصوری (بند 209 زندان اوین )
  11. فرهاد وکیلی ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
  12. محمد حسن فلاحی زاده ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
  13. آیت الله کاظمینی بروجردی ( بند 209 زندان اوین )
  14. علی حیدریان ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
  15. رضا ملکیان ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
  16. مجید شیخ پور ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
  17. مقداد خلیل پور ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
  18. فرزاد کمانگر ( اتاق 10 ، بند 209 زندان اوین )
  19. مجید کاووسی فر ( اتاق 122 بند 209 زندان اوین )
  20. دکتر ابراهیم افشار (اتاق 122 بند 209 زندان اوین )
  21. دکتر آقا جانی ( سلول 114، بند 209 زندان اوین )
  22. دکتر قیاسی ( سلول 10، بند 209 زندان اوین )
  23. احمد رشیدی نیا ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
  24. ولید حامدی (5 سال 209، اوین)
  25. سعید متین پور ( فعال ترک ، 209 اوین )

بقیه اسامی در ادامه مطلب ملاحظه کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
احمدی نژاد:

به گزارش خبرگزاري فارس، رييس جمهور پيش از ظهر امروز در جوار بارگاه نوراني حضرت معصومه (س) و در اجتماع پرشكوه مردم قم تاكيد كرد: با عرض تاسف در سال گذشته برخي از دستگاهها وظيفه خود را به درستي انجام نداند و آن باند فاسد توانست كار خود را انجام دهد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري، احمدي نژاد در سخنان مهمي با اشاره به موانع و فشارهاي داخلي و خارجي براي جلوگيري از برقراري عدالت در كشور، تاكيد كرد: دولت در مبارزه با مفسدان مالي تا آخر ايستاده و سر سوزني هم عقب نشيني نخواهد كرد و به فضل الهي در سال 87 دست همه فاسدان را از بيت المال قطع خواهيم كرد.

افشاگري درباره مافياي سيگار
رييس جمهور سپس مثالي را بيان كرد و گفت: الان دو شبكه موازي با هم ، هماهنگ با هم و هدايت شده از يك مركز، دست اندركار وارد كردن سيگار به داخل كشور ما هستند. همان كساني كه سيگار وارد مي‌كنند دو شبكه درست كرده اند. يك شبكه رسمي كه از گمركات وارد مي‌ كنند و يك شبكه غير رسمي كه با طراحي و حتي با درگيري با نيروي انتظامي به صورت قاچاق سيگار وارد كشور مي نمايند.خود اينها يك شبكه گسترده اند.
احمدي نژاد افزود: دخانيات ما دو سال است كه دارد دست‌ها را يكي يكي قيچي مي‌كند. اگر بخواهيد عوارض گمركي را آنطوري كه حق است از اينها بگيريد فشار را به قاچاق مي‌آورند و اگر عوارض را پايين بياوريم ، سيل سيگار است كه وارد كشور مي‌شود.
(بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
ای مردم آزاده کجائید کجائید      /آزادگی افسرد بیائید بیائید


در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید / مقصود از آزاده شمائید شمائید

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
قانون، کردارِ پریقینِ من و توست؛ پس به کردار خویش مومن باشیم!

و باز صفیرِ مصلوبِ صدایِ حق‌طلبانه و بر حق ماست که سریرِ پر صولتِ صاحبانِ زور و زر و تزویر را ارتعاشی پایدار پی‌افکنده و نویدی نجات‌بخش و رسا، تکیه‌کرده بر فریادِ آزادی‌خواهیِ دانشجویانِ حق‌طلب را به ارمغان آورده است.

و ماییم که بر قلل رفیعِ حق‌طلبی، تعهد و مسئولیتِ خویش را فتوا می‌دهیم و از خزیدن در کنجِ عافیت‌طلبی‌های صوفی‌وار هراسناکیم و معنای حیاتِ خویش را در مبارزه و عصیان علیهِ ظالمانِ مسلح و مجهز به انواعِ ترفندهای ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک، هوایدا خواهیم کرد.

و اما شمه‌ای ز کارستانِ این اربابانِ قدرت، خویش گویای ظلمتِ خاموشِ سایه افکنده بر دانشگاه می‌باشد؛ به کدامین دلیل عزت و کرامت و عظمتِ یک دانشجویِ ایرانی را به سخره گرفته و او را از پیش مجرم و خاطی فرض کرده و با نصبِ دوربین‌های مداربسته، به خیالِ خویش عزمِ منصرف کردن او از گناه و جرمِ احتمالی را دارید. با چه توجیهی با تکیه بر منافع رانتی، یک جناحِ خاصِ معلوم‌الحال را در دانشگاه یدِ طولا می‌بخشد و از جانب دیگر با انواع کارشکنی‌ها و تنگ‌نظری‌ها، راه را بر تشکل‌های دگر‌اندیشِ دانشجویی سد می‌کنید. با کدامین برهان قصد و نیتِ انفکاکِ دانشجو از جامعه را در سر می‌پرورانید و به خیالِ خامِ خویش، چشم او را بر بی‌عدالتی‌ها و جور و اجحاف‌های صورت داده شده از جانب حاکمیت می‌بندید و با تابوی « حرکت سیاسی» از فعال شدنِ دانشجو واهمه‌ای هولناک و پروایی پر درد دارید و بدین طریق است که کمر همت به ایجادِ فضای امنیتی و پادگانی و تکوینِ نهادیِ رعب و وحشت از راهِ ارعابِ خانواده‌ی دانشجویان، احضار و تعلیق دانشجویان و اعطایِ افتخاریِ انواعِ ستاره‌های مختلف برای اطفایِ حریقِ بر حق و عصیانیِ دانشجویان در خرمن پر منفعت خویش بر بسته‌اید.

و این راهِ پر غرورِ ماست که برگِ زرینی در دیوانِ مبارزاتِ آزادی‌خواهانه و عدالت‌جویانه‌ی ما رقم خواهد زد و آیندگان بر غریوِ پر مهابتِ ما مباهات خواهند کرد.

قطره قطره مردن

و شبِ جمع را به سحر آوردن

روشنانه زیستن

خاموشانه مردن

مردن با لبخند

و پایان بخشیدن به دودِ تردیدی تاریخی: بودن یا نبودن

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
طبق شواهدی که موجود است. خانواده ایرانی در عصر هخامنشی به صورت عمدتاً تک همسری و خانواده گسترده بوده است.

در بین الواح مکشوفه که ذکر آن گذشت به همه زنان بافنده نیز اشاره شده است در اغلب اوقات جیره شراب، آب جو و غلات دریافت می‌کردند. به مادران بیشتر از زنان و دختران، جیره تعلق می‌گرفت که خود پاداشی بود برای فرزندآوری جیره‌های اضافی که به ازای فرزندان بیشتر به مادران تعلق می‌گرفت اساساً به زنان امکان می‌داد که نیروی خود را باز یابند و با شیر خود، کودکانشان را تغذیه کنند. اسناد تخت جمشید آن قدر دقیق است که حتی تعداد نوزدانی که در صد کودک نگهداری می‌شده‌اند به همراه مادرانشان جیره دریافت می‌کرده‌اند.

دختران در عصر هخامنشی مطابق دستورات دین زرتشت در امر ازدواج اختیار کامل داشتند. بنا به گفته هردوت، در زمان هخامنشیان دولت به مردم کمک مالی می‌داد تا بتوانند همسر انتخاب کنند. داریوش حتی به خانواده‌هایی که فرزند زیاد داشند جایزه می‌داد.

مرتضی راوندی می‌نویسد: چنانکه سوابق نشان می‌دهد، حجاب به صورت غیر جدی و آمیخته با تساهل فقط در بین طبقات ممتاز وجود داشت. معاشرت دختران و پسران قبل از ازدواج معمول بود. زنان مخصوصاً آنان که وابسته به طبقات پایین بودند در فعالیت‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی شرکت می‌جستند.

زرتشت خطاب به دخترش می‌گوید: آن کسی را به همسری برگزین که "خرد" تو به آن فرمان می‌دهد. همین تعالیم مذهبی مطمئناً در عصر هخامنشی نیز به صورت رایج وجود داشته است.

زنان در عصر هخامشیان، به بالاترین مرتبه فرماندهی لشکر رسیدند " آرتمین" نخستین زن دریا نورد ایرانی بود که در حدود 2480 سال پیش به فرمان خشایار شاه به مقام دریا سالاری و فرماندهی کل نیروی دریایی ایرانی رسید. همچنین او اولین زن در تاریخ دریا نوردی جهان است که در جایگاه فرماندهی قرار گرفته از دیگر نکاتی که در مورد جایگاه زنان در عصر هخامنشی می‌توان به آن اشاره کرد. برگزاری روز "زن" در ایران باستان بوده است که در پنج اسفندماه سال بوده است.

زنان در این روز از شوهرانشان هدیه می‌گرفتند. در ایران باستان این روز را به احترام فرشته پاک "سپندارمز" برای پیروی از صفات پاک جشن می‌گرفتند و شادی پایکوپی می‌کردند. ابوریحان این جشن را، مژده گیران یا مزدگیران نامیده است که البته این رسم در آیین زرتشتی چندان با دوام نماند و کمتر خانواده ایرانی و زرتشتی در ایران چیزی از این مراسم می‌دانند.

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

بركناری وزیر كشور به دلیل یك نامه؟

سایت آفتاب به نقل از یك منبع آگاه خبر از آن داد كه «مصطفی پورمحمدی» وزیر كشور پس از پایان مرحله نخست انتخابات، گزارشی از برخی تخلفات صورت‌گرفته در انتخابات، برای یكی از مقامات عالی‌رتبه نظام فرستاد كه پس از چند روز رئیس‌جمهور از ارسال آن آگاه شده و از این اقدام وزیر كشور به‌شدت عصبانی می‌شود.

بنا بر این خبر، احمدی‌نژاد از اینكه چرا وزیر كشور پیش از نوشتن گزارش با او هماهنگی نكرده، ناراحت شده و به خاطر این كار، تصمیم به تغییر وی گرفته است.

 

شرح نامه احتمالا بدین مضمون بوده که حدود نیمی از راه یافته گان به مجلس به صورت فرمایشی  و بدون رای اول ومستقیم مردم وارد مجلس شده اند.وانها که به اسم اصولگرا وارد مجلس شده اند در واقع اصول گرا نیستند وفقط به خاطر صیانت از ارای خو د اینگونه وانمود کرده اند

لازم به ذکر است مجلس اصولگرای هفتم از وزیر کشور به صورت قاطع حمایت کرد و اورا در شرایط استیضاح نمی بیند 

نکنه مهم دیگر اینکه این وزیر در کمیته مرگ سال ۱۳۶۷که اعدام دستجمعی حدود۶۰۰۰را به عهده داشتندحضورونقش برجسته ای را در کنار اشخاصی چون ری شهری دارد.

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

(برای دانلود شعر با صدای خلیل جوادی به پایین متن مراجعه کنید)

یه شب که من حسابی خسته بودم

همین جــوری چشامو بستـه بـودم

سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد

یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد

تــو خواب دیدم محشر کــبری شده

محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه

به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه

میگه  چـرا این همــه لج می کنیـد

راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد

آیــــه فرستـادم کــه آدم بشیـــد

بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید

دلای غــم گرفتــه رو شــ­­ــاد کنیــد

بـا فکــرتـون دنیــــا رو آبــاد کنیـد

عقــل دادم بـریـــد تــدبـّر کـنیــد

نـه اینکه جای عقلو کــاه پر کنیـد

مــن بهتون چقد مـــاشالاّ  گفتــم

نیـــــــافریـده بــاریکــلاّ  گفتـــم

من که هـواتونو همیشـه داشتـــم

حتی یه لحظــه گشنه تون نذاشتـم

امــــا شمـا بازی نکــرده باختیـــد

نشـستیـد و خــــدای جعلی ساختیـد

هـر کـدوم از شما خودش خدا شـــد

از مــــا و آیــه های مـا جـدا شــــد

یه جو زمین و این همه شلوغـــی؟

این همه دیــن و مذهب دروغـــی؟

حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن

خــر نبـاشیـن گـــاوو نمـی پرستین

از تـوی جـم یکــی بـُلن شد ایستاد

بُـلن بـُلن هــی صلـــــوات فرستـاد

از اون قیافه هــای پـشـم و پـيـلـي

از اون اعُجـوبـه هـاي چـرب و چـيـلي

گف چــرا هیشکی روسری سرش نیست

پس چـرا هیشکی پیش همسرش نیست

چــرا زنـا ایـــن جـــوری بد لبــاسن

مــردای غیـــــرتــی کجــا پلاسـن؟

خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن

اینجا کـــه فرقی نـدارن مــــرد و زن

  یــارو کِنِف شــد ولــی از رو نــرفت

  حرف خـدا از گـوش اون تو نـرفـت

  چشاش مـی چرخه نمی دونم چشــه

  آهان می خواد یواشکی جیم بشــه

  دید یـــه کمی سرش شلوغـــه خـدا

  یواش یواش شـد از جماعت جـــدا

  بــا شکمـی شبیـــه بشکــة نفت

  یهو سرش رو پایین انـداخت و رفت

  قــراولا چـــن تــا بهش ایس دادن

  یــارو وا نستاد تـا جلوش واستـادن

  فوری در آورد واسه شون چک کشید

  گف ببرید وصول کنیـد خوش بشیـد

  دلــــم بـــــرای حــوریـا لـک زده

  دیـر بــرســم یکــی دیگـه تـک زده

  اگــــر نرم حوریــــه دلگیر میشــــه

  تو رو خــــدا بذار برم دیر میشـــــه

  قراول حضــرت حــق دمش گــــرم

  بـا رشـــوه ی خیلی کلـون نشد نـرم

  گـــوشای یــارو رو گرف تو دستـش

  کشون کشون برد و یه جایـی بستش

  رشوه ی حاجــی رو ضمیمــه کــردن

  تـوی جهنـم اونــو بیمــه کـــردن

  حاجیــه داش بـُلن بُـلن غر مـــی زد

  داش روی اعصـابـــــا تلنگر مــــی زد

  خدا بهش گف دیگه بس کن حاجـی

  یه خورده هم حبس نفس کــن حـاجـی

  ایـن همــــه آدم رو معــطّل نکـن

  بگیـر بشین این قــــده کل کل نکــن

  یـــه عا لمه نامــه داریـم نخــونده

  تـــــازه ، هنوز کُرات دیگــــه مـونده

  نامــه ی تـو پر از کـــارای زشتـــــه

  کی به تو گفتـه جات توی بهشتــــه ؟

  بهش جـــــای آدمــای بـاحالـــــه

  ولت کنـــــم بری بهش ؟ محالـــــه

  یادتــــه کـه چقد ریا می کـــــردی

  بنده هــای مـــــارو سیـا مـــی کردی

  تا یـــه نفر دور و بــرت مـی دیــــدی

  چقد ولا الضّــــا لّینـو  مـی کشیـــدی

  این همه که روضه و نوحــه خونـدی

  یه لقمه نون دست کسی رسـونـــدی؟

  خیال می کردی ما حواسمــون نیس

  نظم نظام هستی کشکـی کشکی س؟

  هر کـــــاری کـردی بچــه هـا نوشتن

  می خوای برو خـودت ببین تـــو زونکن

  خلاصـــه ، وقتی یـارو فهمید اینـــه

  بـــــازم دُرُس نمـی تونس بشینــــه

  کاسه ی صبرش یه دفـه سر می رف

  تـــا فرصـتی گیر می آورد در می رف

  قیـامتـه اینجـــا عجـب جـــــاییــه

  جــون شمــــا خیلـی تمـاشـــاییــه

  از یــــه طرف کلــی کشیش آوردن

 کشون کشون همـه رو پیش آوردن

 گفتـم اینـــــارو کـــــه قطار کردن

 بیچـــــاره ها مگـــه چیکار کــردن؟

 مأ موره گف میگم بهت مــن الان

 مفسد فی الارض کــه میگن همین هان

 گفت: اینـــــا بهش فروشی کـردن

 بـــی پـدرا خــــــدارو جوشی کــردن

 بنـــــام دین حسابی خــوردن اینها

 کـــفر خـــــــدارو در آوردن اینهــــا

 بد جــوری ژاندارکو اینـــا چزونـدن

 زنــده تـوی آتیش اونـــو سوزوندن

 روی زمین خـــدایی پیشــه کــردن

 خون گالیلـــه رو تو شیشــه کــردن

 اگــــه بهش بگی کُلاتــو صاف کن

 بهت میگـــه بشین و اعتـراف کــن

 همیشـــه در حــال نظاره بــــودن

 شما بگـــــو اینا چی کــــاره بـودن؟

 خیام اومد یه بطری ام تــو دستش

 رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش

 حــــاجی بُـلن شد با صـدای محکم

 گف : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم

 خدا بهش گف تـــو دخـا لت نکــن

 بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن

 بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی

 این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی

 نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو

 نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو

 نـــه مال این نــــه مال اونـو برده

 فقط عـــرق خــــریده  رفتـــه خورده

 آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم

 اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم

 یهــــو شنیــــدم ایس خبردار دادن

 نشستـه ها بُــلن شـدن واستـــادن

 

حضرت اسرافیل از اونــــور  اومد

رف روی چـــار پایــه و چــن تا صـــور زد

دیــــدم دارن تخت روون میــــارن

فرشتـــه هــــا رو دوششــون میـــارن

مونده بودم کــه این کیـــه خدایا

تـــو محشـر این کــارا چیـــــه خدایـــا

فِک می کنید داخل اون تخ کی بود

الان میگم ،یـه لحظه ، اسمش چی بـود؟

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کـرد

همون کــــه این لامپــارو اختـرا کــــرد

همونکه کاراش عالی  بود اون دیگه

بگید بــابــا ، تومــــاس ادیسون دیگـه

خــدا بهش گف دیگـــه پایین نیـا

یـــــه راس بـــــرو بهش پیش انبیـــا

وقت و تلف نکن تــوماس زود برو

بــه هـر وسیلــه ای اگـــــر بود بــــرو

از روی پل نری یـــه وخ مـی افتــی

مـیگــم هــــوایی ببرنـــد و مفتـــــی

باز حاجــی ساکت نتونس بشینـــه

گفت کـــه : مفهــــوم عدالت اینـــه؟

آخه  ادیسون کــه مسلمون نبود

ایـن بـابـا اهل دیــن و ایمــــون نبــود

نــه روضه رفته بود نــه پـای منبر

نــه شمـر می دونس چیـه نــــه خـنجــر

یــه رکعت ام نماز شب نخــونـده

با سیم میماش شب رو به صُب رسونده

حرفــای یارو کــه بـــه اینجا رسید

خـــدا یه آهـــی از تــــــه دل کشیـــد

حضرت حق خــودش رو جابجا کرد

یــــــه کم  به این حاجی نیگا نیگا کـرد

از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ

[ سفیه ]   شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور

با اینکه خیلی خیلی خستـه هم بود

خطاب بــــه بنده هاش دوبـاره فرمـــود

شمـــا عجب کلّـــه خرایی هستید

بـــابــا عجب جـــــونـورایـی هستیـــد

شمر اگه بود آدولف هیتلــرم بود

خـنجــر اگـــــر بــود روو ِلــوِرم بـود

حیفه کــــه آدم خودشو پیر کنــه

و ســـوزنش فقط یــــه جـــا گیر کنــه

میگیـد تومـاس من مسلمـون نبـود

اهل نمــاز و دیـن و ایمــــون نبــــود

اولاً از کجا میگیــد ایـن حرفــــو ؟

در بیــــارید کـلّــة زیــــر بـــرفـــو

اون منــو بهتـر از شمـا شنـاختـه

دلیلشـم این چیزایــی کــــه ساختـــه

درسـتـــه  گفتـه ام عبـادت کنیــد

نگفتــــــه ام به خلـق خدمت کنیـد؟

تومـاس نه بُم ساخته نه جنگ کرده

دنیـــارو هم کلـّـــی قشنگ کــــــرده

من یـــه چراغ کــه بیشتـر نداشتـم

اونم تـــو آسمونـا کــــار گذاشتـــم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد

نمیدونید چقــــد کمک به مــن کـرد

تو دنیـا هیچـکی  بـی چـراغ  نبوده

یا اگـرم بـوده ،  تــــو بــاغ نبــوده

خــدا بـرای حاجـــــی آتش افــروخت

دروغ چرا یـــه کم براش دلــم سوخت

طفلی تــو باورش چــــه قصرا ساخته

اما بـــه اینجا کـــــه رسیده باختــــه

یکی میاد یــــه هاله ایی بــاهاشـــه

چقـــد بهش میـــاد فرشتـــه باشـــه

اومد رسید و دست گذاش رو دوشــم

دهـــانشـــــو آوُرد کنــــار گـوشـــم

گف:تو کــه کلّه ات پرِ قورمـه سبزیست

وقتی نمــی فهمی، بپرســی بــد نیست

اونکـــه نشستـه یک مقــام والاست

متــرجمـــه ، رفیق حق تعالـــی ست

خـودِ خــــدا نیست ، نمـاینده شـــــه

مــــورد اعتماده شـــه بنــده شـــــه

خــــدای لم یلد کــــه دیدنــی نیس

صــــداش  با این گوشـا شنیدنی نیس

شمــــا زمینیـــا همــش همینیـــد

اونــــورِ میـــزی رو خـــــدا مـی بینیـد

همینجوری می خواس بلن شه نم نم

گف : کـــه پاشو، بـاید بــری جهنــــم

وقتـی دیـدم منم گــــرفتار شــــدم

داد کشیــدم یــــه دفعـه بیدار شدم

 

دانلود فایل صوتی

  نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
امروز میخوام از یه چیزی براتوت حرف بزنم که مدتها روی دلم مونده نه از زندانهای سیاسی که به خاطر ما وبرای ما به زندان افتادند .نه اززنان خیابانی که به خاطر فقر ایثار میکنند،نه از احمدی نژاد که به همه چیز شبیه بود به جزیک مدیرلایق وکاربلد که یک کشور را ۴سال عقب نگه داشت ،ازگرانی نرخ تورم،نه ازدستهایی که برای مانان ما ناموس ما تصمیم میگرند نه از زارعی امروز میخوام از دلم بگم برادران وخواهران من درکشوری زندگی میکنیم که سگان رها هستند تا جان مارا بدرند. امروز از چند ایرانی بپرسم که ایا از انقلاب راضی هستید جواب تلخی به ما میدهند ایا از طرح اعتیاد که بین بزرگان مملکت در سال ۱۳۷۰تصویب شد خبر دارید یک گروه ۵نفره که موفقیت خود وحفظ این انقلاب ظالمانه را در دو چیز خلاصه کردند جوانان معتاد بی حال  وحوصله ،وگرانی که باعث شود کسی برای غم نان اینقدر مشغول باشد که به فکر غم ازادی نباشد سرانه ما از نفت میدانید چقدر است هر ایرانی ماهی ۵میلیون تومان میدانستید صادرات نفتی ما ۴برابر ارقام اعلام شده است واین راز در بین مافیای نفت که بیشترشان چهره اشنایی برای من وشما هستند باقی خواهد ماند،بورکراتها در ایران به فکر جمع اوری غنایم جنکی هستند.سئوال من از پدرانمان این هست که اخه چرا؟شما مارا بیچاره کردید من موافق نظام دیکتاتوری نیستم ولی امروز بدتر از انیم که بودیم دموکراسی واژه در ایران میماند ۱۹۰نفر از لیست نمایندگان این دوره به مجلس فرمایشی  نوشته شده بود وزور زدن ما برای انتخاب نماینده خودمان حتی بعد از ردصلاحیت شدن کا بس بیهوده است دوستان هر کدام از ما اگر یک  درجایی که هستیم فریاد بزنیم مطمئن باشید موجی تمام کشور را برمیدارد که رژیم اخوندیسم های طالبانیسم را سرنگون میکند مادرایران اخوندهای روشنفکر هم داریم که خیلی از انها در ثبت نام مجلس رد شدند ۴۶نفر یک فریاد بزنید تازندانها دیگر گنجایش نداشته باشد مرگ در راه ازادی وطن بهترین نوع مرگی است که برای یک انسان میشود تصور کرد تن من خاک کشورم میشو خاک ایران اریایی چه لذتی که از مرگ در راه وطن میشود برد؛به جای مرگ از گرسنگی مادی وروحی.دوستان ما برای بچههایمان چه داریم که بگوییم انگ ننگین تاریخ ایران بعدها به ما میگویید مردان بی عرضه  همانطور که مابه افراد دوران قاجار میگوییم وانهارامتهم به بی کفایتی مکنیم.من ازدواج نخواهم کرد تاوقتی فرزندانم رادرایرانی اباد ببینم نه نسل سوخته ای مثل من وتو  
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM