خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من |










آتـــش گرفتم ،سوختم،خاكسترم بر باد رفت
آن شب كه دیدم سایه ای تا ناكجاآباد رفت
آن شب هوای قلب من ،مثل زمین آبی نبود
در تابش تاریك ماه، ایران من بر باد رفــت
جز آسمان بی صدا ،شاید كسی آنجا نــدید
افسانه ی میراث من،با نرخ كم از یاد رفت
چرخ بلند ماجرا ، از كوچه ما تا گــذشــت
از خانه ی یك رفتگر، تا خانه ی استاد رفت
شاید فقط یك شاخه گل،آن شب لگد شد زیر پا
اما شماره شب به شب،تا آخرین اعداد رفت
دیگر برایم دیدن ، مـــرگ گـــل ســـرخ و ســـفید
عادت شده چون آبرو ، آواز خود سرداد رفت
خوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور
از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به
عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی
برگشت . استاد پرسید ((چه اوردی؟))
و شاگرد با حسرت جواب داد ((هیچ !هرچه جلو
می رفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم و به
امید پر پشت ترین ان ها تا انتهای گندم زار
رفتم.))
شاگرد پرسید پس(( ازدواج چیست؟))
و زیباترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته
باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی
.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی
برگشت.
استاد پرسید
چه شد؟))
او در جواب گفت به جنگل رفتم و اولین درخت
بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگر
جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
استاد گفت ((ازدواج یعنی همین!!!))

|
برای مملکت داری و حکومت داری است و در تاریخ آنرا تحت عنوان وصیت نامه داریوش کبیر به خشایار شا آورده اندو عبارتست از: ((اینک که من از این دنیا میروم 25 کشور جزء امپراطوری ایران است و در تمام آن کشورها پول ایران رایج است و ایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند و مردم ان کشور ها نیز در ایران دارای احترام می باشند. جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگاه داری این کشورهااین است که در امور آنها دخالت نکندو مذهب و شعایر آنها را محترم بشمارد. اکنون که من از جهان میروم تو(خشایار) دوازده کرور داریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد.زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز میباشد.پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید بر این ذخیره بیفزایی نه اینکه ازآن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده زر در خزانه آنست که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند.اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه باز گردان. مادرت اتوسه بر من حق دارد و پییوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن و بدان که اگر کمک های او نبود شایدمن به سلطنت نمی رسیدم تا اینکه تو بعد از مرگم پادشاه شوی. اکنون برادر بزرگترت"آرتوبازان"در قلعه سین دژ(سنندج کنونی)است و من اولوس را مامور گشودن آن قلعه و دستگیری آرتوبازان کرده ام و بعد از این که او را دستگیر کرد برادرت را نکش و او را در یکی از قلاع جای بده و وسایل زندگی اش را به طوری که موافق با شان شاهزادگی او باشد فراهم کن و بگذار تابا زن و فرزندانش بسر ببرد اما نگذار که از قلعه خارج شود و دوباره طغیان کند و برای تو ایجاد زحمت کند. 10سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و روش ساختن این انبارها با سنگ است وبه شکل استوانه ساخته میشود.در مصر آموختم و چون انبار پیوسته تهویه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال باقی می ماندبدون انکه فاسد شودو تو بعد از من باید به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبار ها موجود باشدوهر سال پس از اینکه غله جدید به وجود آمد از غله های موجود در انبارها برای تا مین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل بنما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه مملکت دغدغه نخواهی داشت و لو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود. هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است.چون اگر دوستان و ندیمان را به کار های مملکتی بگماری و آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند تو نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستندوتو ناچاری که رعایت دوستی را بنمایی. کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت داردو تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها نتوانند بپردازند و ترجیح دهند از آن عبور نکنند. اکنون من قشونی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران نظم و امنیت را بر قرار کند.ولی فرصت نکردم که قشونی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و بایک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید. توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ نگویی و تملق را به خود راه نده.چون هر دوی اینها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو و متملق را از خود دور گردان.هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با انها بدرفتاری مکن.اگر با انها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل بکنند اما در میدان جنگ تلافی میکنند و لم به قیمت کشته شدنشان باشد.وتلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو فراهم شود. امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار تااتباع تو نیز بتوانند بخوانند و بنویسندتا اینکه فهم و عقل انها بییشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی.همواره حامی کیش مزدا پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایندوپیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد که از هر کیشی که میل دارد پیروی کند. بعد از آنکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود تهیه فراهم کرده ام بر من بپیچان ودر تابوت سنگی قرار ده و در قبر بگزار.اما قبر مرا که موجود است مسدود مکن تا هر زمان که می توانی وارد قبرم شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت کردم مردم.و تم نیز مثل من خواهی مرد.زیرا سرنوشت آدمی اینست که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماندواگر تو هر زمان که فرصت به دست آوردی وارد قبر من بشو و تابوت مرا ببین تا غرور و خودخواهی بر تو غلبه نکند.اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایندو وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند. زنهار هرگز مدعی و قاضی نشو و اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن تا یک قاضی آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت و قاعده انست که وقتی کشور اباد نمی شود به طرف ویرانی میرود ودر آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.عفو وسخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است وسخاوت.ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطا کند و تو خطایی را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.)) 14تیر |
![]() | |||
| ||||
2) در میان مراجع و روحانیون و مذهبی های سنتی، دولت احمدی نژاد دولتی است که نمی تواند ظواهر جامعه را درست کند.
3) در سطح جهان، دولت احمدی نژاد به عنوان دولت خطرناک شناخته شده است.
4) در میان مردم، گروههای مختلف صنفی هر کدام به دلایل مختلف با دولت مشکل دارند. زنان مشکل دارند، چون خواسته هایی دارند که این دولت به دلیل همان خواسته ها سرکوب شان می کند، دانشجویان نه می توانند نفس بکشند و سوسول بازی دربیاورند، نه می توانند سیاسی بشوند و مخالفت کنند، نه می توانند چپ باشند و در کنار دولت چپ احمدی نژاد قرار بگیرند، چون متهم به توده ای بودن می شوند و نه می توانند راست باشند، چون متهم به آمریکایی بودن می شوند. معلمان مشکل مالی و حقوق و دستمزد دارند. رانندگان و کارگران مشکل صنفی دارند. از همه بدتر، احمدی نژاد تا دهان باز می کند، یک دردسر جدید به وجود می آید. مثلا در هفته گذشته مردم اقلید خود بخود دشمن احمدی نژاد شدند و از دیروز مردم اهواز و آبادان به دلیل تغییر ناگهانی رئیس منطقه آزاد اروند مخالف دولت شدند. قضیه ساده است، آقای الف نون دهان باز می کند، عده ای تمام زندگی شان در معرض خطر قرار می گیرد. این خبر کوچکی نیست که در ده روز گذشته 60 نفر از مردم اقلید که هیچ مشکل سیاسی نداشتند، توسط گلوله نظامیان زخمی شدند و دو نفر کشته شدند. فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد در جمع هیجانزده شد و حرفی را زد که نباید می زد. دولت بدون اینکه هیچ نیازی به دشمن داشته باشد، به دلیل ماهیت ناکارآمد و غیرمردمی اش تولید دشمن( و نه مخالف) می کند، از طرفی هم دوستانش را ناامید می کند. مثلا دیروز احمدی نژاد توسط حزب الله به دلیل بوسیدن دست خانم معلم دوران کودکی اش شدیدا متهم شد که رفتار غیر اخلاقی دارد، در حالی که مردم عادی نیز به دلیل این رفتار احمدی نژاد طرفدار او نشدند، چون همزمان دارند کار او را در برخورد با بدحجابی می بینند. مساله این است که دولت مثل بیماری که دچار مشکل عدم کنترل مجاری ادراری و اداری خودش است، دائما دارد یک جای جدیدی را کثیف می کند.
5) دولت از رقبای خود می ترسد و می خواهد رقبا را تبدیل به مخالف و مخالفانش را سرکوب کند، اما هیچ مخالف شناخته شده ای جلوی چشم دولت نیست، به همین دلیل دولت دارد دشمن می سازد. مخالفان دولت هم دائما اعلام می کنند که نه طرفدار براندازی اند و حتی برخی از آنها اعلام می کنند که طرفدار دولتند، اما دولت به آنها اتهام می زند که جاسوس دشمن هستند، مثلا حسین موسویان به عنوان دیپلماتی که دو روز قبل بازداشت شد، چندی قبل کلی دلیل آورده بود که اعمال دولت در حوزه هسته ای چقدر خوب است. یا مثلا نوشین احمدی خراسانی یکی از کسانی که کمپین یک میلیون امضا را حمایت می کند، در مصاحبه اش کلی توضیح می دهد که حرف های ما اصلا خطرناک نیست. اما دولت و قوه قضائیه به زور به او می گویند که قصد براندازی دارد. یا همین حسین درخشان بدبخت بیچاره، این همه مقاله می نویسد که اثبات کند که طرفدار دولت و حتی وزارت اطلاعات است، اما به او اتهام می زنند که عامل اسرائیل است. دانشجویان کشور اصلا سیاست را رها کرده اند و یک صدم بحرانی که در دوره خاتمی ایجاد می کردند، نمی کنند، اما یک دفعه از طرف آنها نشریه چاپ می کنند و آنها را مجبور می کنند که به رهبری اهانت کنند که بعدا بشود سرکوب شان کرد. به نظر می رسد دولت مثل لات های مستی که وسط کوچه دنبال نفس کش می گردند، عربده می کشد که کسی نفس بکشد، اما کسی حرفی نمی زند، با این وجود به هرکسی که از کوچه رد می شود، حمله می کند. مشکل این است که دولت آماده جنگ بیرونی و سرکوب داخلی است و ابزارش را هم دارد، اما کسی نیست که بخواهد بجنگد یا مورد سرکوب قرار بگیرد.
6) یک بحران بزرگ دولت این است که اگر بخواهد حمایت عامه مردم را به دست بیاورد، حمایت نظامیان و مراجع را از دست می دهد و اگر حمایت مراجع و نظامیان را بدست بیاورد، حمایت عمومی را از دست می دهد. اگر اولی را از دست بدهد، در انتخابات اگر نگوئیم از اصلاح طلبان و میانه روها، حداقل از رقبای اصولگرای خودش شکست می خورد. و اگر بخواهد حمایت مراجع را از دست بدهد، باز هم در انتخابات شکست می خورد، چون حمایت سیستم دولتی و آرای ساخته شده را از دست می دهد. احمدی نژاد حالا دیگر نه می تواند ادعا کند ضدامپریالیست است، نه می تواند ادعا کند مدافع تهیدستان است، نه می تواند ادعا کند طرفدار علم است، نه می تواند ادعا کند طرفدار اخلاق است، شده است یک وضعی که از هر طرفش را بگیرند، از طرف دیگر بحران بوجود می آید.
7) در حال حاضر دولت به ابزارهای شناخته شده قدیمی پناه برده است، می گوید که ضد امپریالیست است، اما این ضدامپریالیست بودن را از طریق سرکوب عوامل آن اثبات می کند و نه از طریق مبارزه واقعی یا جنگ با امپریالیسم. دولت هرکسی را عامل امپریالیسم می داند و می خواهد سرکوب کند، از طرفی بازی های نمایشی مردمی بودن با حضور استانی و شهرستانی و با دادن پول برای کسانی که برای رئیس جمهور نامه بنویسند می دهد، و از طرف دیگر با کشاندن پلیس در خیابان به بهانه مبارزه با بدحجابی وحشت عمومی ایجاد می کند. این رفتارها معمولا فقط یک نتیجه دارد و آن اینکه مردم را روز بروز از دولت منزجرتر می کند.
8) در داخل حاکمیت نیز یک معادله دو جانبه وجود دارد، دولت اگر بخواهد با دشمنان بجنگد انتخابات را از دست می دهد، اگر نخواهد با دشمنان بجنگد و در فضای آزاد زندگی کند، از سوی رقبا به سقوط نزدیک می شود. به نظر می رسد که دولت مثل گربه ای است روی شیروانی داغ، هر کاری بکند، با بحران مواجه می شود. این وضع را در زبان فارسی استیصال می گویند، مردم ایران در این موارد اخلاق بسیار بدی دارند، وقتی می بینند کسی به چنین بحرانی افتاد از او دور می شوند، نگاهش می کنند و سعی می کنند ضربه نخورند تا طرف کاملا از حرکت بایستد
پس از اولین دیدار وی از نیویورک و شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل در سفر بعدی خود به قم و در حضور آیت الله عبدالله جوادی آملی فیلمی از وی منتشر شد که سخن از «هاله نوری» می گفت. پس از انتشار فیلم دفتر رییس جمهور آن را تکذیب کرد و غلامحسین الهام، رییس دفتر وی که خود نیز در جلسه حضور داشت، اعلام کرد که چنین چیزی نشنیده و هاله نور و مسایلی شبیه به این ساختگی و تروکاژ سینمایی است.
یکی از شایعاتی که از طریق رسانههای غربی در مورد احمدی نژاد بر سر زبانها افتاد، نقش او در گروگان گیری ماموران سفارت امریکا در روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. دولت امریکا به واسطهٔ ادعای یکی از کارمندان سفارت امریکا این اتهام را مطرح کرد و سپس برخی از احزاب و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی نیز آن را پی گرفتند. احمدی نژاد، جمهوری اسلامی و سپس برخی از گروگانگیران تأییدشدهٔ آن واقعه، همچون عباس عبدی و محسن میردامادی، هر گونه نقش احمدی نژاد در این واقعه را رد کردند. این ادعا اثبات نشد، و ماجرا خاتمه یافت. خود احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سیانان امریکا این ادعا را رد کرد[ با این وجود تمام رسانههای عمدهٔ غربی این شایعات را به گستردگی و برای مدتی مدید منتشر میکردند، از جمله آسوشیتدپرس، رویترز و آژانس فرانس پرس.
از دیگر اتهاماتی که برخی به احمدی نژاد نسبت دادهاند، دست داشتن وی در ترور رهبران حزب دموکرات کردستان ایران (از جمله عبدالرحمان قاسملو) در اواخر دههٔ ۸۰ میلادی درکشور اتریش است. پس از انتخاب شدن احمدی نژاد به ریاست جمهوری، دولت اتریش به علت اعتراض به این قضیه سفیر خود را از ایران فراخواند .
وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شعار انتخاباتی «میشود و میتوانیم» وارد عرصه رقابت شد.
بر خلاف اکثر رقبای انتخاباتی محمود احمدینژاد هیچگاه میثاق و منشوری ارایه نکرد اما از اهم برنامهها و شعارهای انتخاباتی وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
محوریترین شعار انتخاباتی وی گرایش به ساده زیستی و سادگی بود. خودداری از زندگی در ساختمانهای بزرگ دولتی، پرهیز از تشریفات، خودداری از سوار شدن برهواپیماهای اختصاصی، نقل و انتقال با وسایل نقلیه عمومی (هواپیما و یا اتوبوس) همراه با مردم، گفتگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخشهایی از وعده هائی بود که آقای احمدی نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست جمهوری در این زمینه به مردم ایران داد.[
'آوردن پول نفت بر سر سفره مردم' یکی از مهمترین وعدههای آقای احمدی نژاد به مردم محروم جامعه بود. به گفتهی او، این در قالب طرح سهام عدالت عملی شده، و به زودی سود این سهام نیز، عاید ۲ دهک پایین جامعه، بازنشستگان و دیگر کسانی که مستحق دریافت این سهام بودهآند، میشود.
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سیاست سخنرانی
مخالفت با محدود کردن زاد و ولد و شعار دو فرزند کافی است، صدور دستور برای ورود زنان به ورزشگاهها، جلوگیری از تغییر ساعت رسمی کشور - که به گفته کارشناسان در سال گذشته میلیاردها تومان از جهت مصرف سوخت به کشور لطمه زده و به موضوع کشمکشی بین دولت و مجلس تبدیل کرده - صدور دستور تغییر ساعت کار بانکها که سرانجام مجلس با تصویب قانونی مانع آن شد، گزارش هایی در خصوص تندی کردن با مقامات دولتی مهم و ادعای این که دنیا به سمت «احمدی نژاد» شدن میرود[] که البته وی در توضیحاتی اعلام کرد که این حرف تنها یک شوخی بوده که هنام زمان نیز با خنده و شوخی اعلام کرده بودم و تنها اشاره ای به فروش کاپشنهایی به نام او و طرفداریهایی که از وی در برخی کشورها انجام شده دارد.و برخی شبکه ها و مجلات این حرف را بسیار بزرگ کرده اند.
برخی گفتههای وی مورد توسط منتقدانش به شدت به بحث کشانده شد. به عنوان نمونه وی در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتیش در پاسخ به سؤالی که آیا آزادی ملوانان انگلیسی نوعی معامله در ازای آزادی دیپلمات ایرانی بود پاسخ داد:«اگر قرار بود بده بستانی صورت میگرفت باید حداقل صد هزار نفر آزاد میشد».
پس از سهمیهبندی بنزین، او بر صرفهجویی برق نیز تأکید کرد. اما روزنامههای مخالف از جمله اعتماد ملی، تیتر زدند که برق هم سهمیهبندی میشود. این اقدام، از سوی دولت به شدت تکذیب شد. دفتر امور رسانههای رئیس جمهور، این عمل را تحریف سخنان او دانست.
نامههای خارجی:
در ششمین ماه از ریاست جمهوری احمدی نژاد اعلام ناگهانی این که رییس جمهور ایران نامهای برای سران کشورهای جهان مینویسد به عنوان خبری مهم مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفت و وقتی روشن شد که مخاطب این نامه رییس جمهور جورج بوش است، تحلیل و تفسیرها درباره آن شدت گرفت و از آن به عنوان تحرکی در روابط خصمانه تهران و واشنگتن یاد کردند. حتی اعلام این که نامه هجده صفحهاست هنوز باعث نومیدی صلح دوستان نشده بود.
اما انتشار نامه طولانی که به گفته مقامات کاخ سفید حاوی پیامی نبوده و در حقیقت هیچ پیشنهاد مشخص سیاسی در آن نبود، کاخ سفید واشنگتن را واداشت که اعلام کند که به این نامه جوابی داده نمیشود. عملی که محمود احمدی نژاد در مصاحبههای مختلف آن را به عنوان بی اعتنایی رییس جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان تلقی کند.
دو نامه بعدی او، که هر دو بدون جواب ماند به خانم مرکل، صدراعظم آلمان، و پاپ بندیکت، رهبر کاتولیکهای جهان بود که در حقیقت تکرار مفاهیمی بود که در اولین نامه وی نیز بدانها پرداخته شده بود
احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر(پلی تکنیک)
محمود احمدی نژاد در روز ۲۱ آذر ۱۳۸۵ برای سخنرانی در این دانشگاه حضور یافت که با استقبال دانشجویان و با اعتراض شدید تعدادی از دانشجویان این جلسه تا حدودی به تشنج کشیده شد. معترضین در این تجمع شعارهایی بر ضد اقدامات محمود احمدی نژاد و وزیر آموزش عالی داده همچنین سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور و عکس احمدی نژاد نیز به آتش کشیده شد.
خبرگزاریها گزارش کردهاند که درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدی نژاد در طول مراسم تکرار میشد و در حین همین درگیریها معترضین به گروه تصویربرداری تلویزیون دولتی ایران (صدا و سیما) نیز یورش بردند آن را بر روی زمین انداختند.
خبرگزاری فارس گزارش داد که رئیس جمهور ایران در واکنش به آتش زدن عکس وی در هنگاه سخنرانی، خطاب به دانشجویان گفت:
| اگر هزار بار هم بسوزیم، عقب نشینی نمیکنیم. |
مدتی بعد، احمدینژاد در مطلبی تحت عنوان «آزادی» که در وبلاگ خود منتشر کرد، با اشاره به مراسم دانشگاه امیرکبیر از این ماجرا به عنوان جلوهای از آزادی در ایران یاد کرد و گفت که از اهانت تعدادی از دانشجویان ناراحت نشدهاست
اعطای کمک به فلسطینیان
اسماعیل هنیه، نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین از جبهه مقاومت اسلامی فلسطین حماس پس از پایان سفرش از تهران اعلام کرد که در سال ۱۳۸۶ جمهوری اسلامی ۲۵۰ میلیون دلار (معادل دوهزار و پانصد میلیارد ریال) کمک مالی به فلسطینیان می کند.
عملکرد اقتصادی دوران ریاست جمهوری وی
عملکرد اقتصادی محمود احمدی نژاد و "دولت مهرورزی" باعث بروز انتقادات فراوان و بی سابقه ای در بین مطبوعات داخل و خارج از ایران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از عملکرد اقتصادی دولت شد. گفتنی است که همکنون بیش از 13 میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند و هزاران کارگر ایرانی از 50 ماه پیش حقوق و مزایای شغلی را دریافت نکرده اند. روزنامه های داخل کشور هم با اشاره به گرانی و تورم طاقت فرسا، "دولت مهرورزی" را به بی عملی و فرافکنی در زمینه این مشکل جدی متهم کرده اند. گرچه بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند برای قضاوت در مورد عملکرد دولت نهم، هنوز پس از گذشت یکسال و اندی زود است، با اینحال پس از گذشت چند ماه از تشکیل دولت، روزنامه ها و مطبوعات وابسته به جناح های حکومت از جمله روزنامه های اصلاحگرا و گاها محافظه کار و نیز عده ای از طرفداران حزب کارگزاران، دولت را متوجه انتقادات شدید نمودند که به گفته خود احمدی نژاد، در طول 16 سال گذشته، بی سابقه بوده است
افزایش بدهی خارجی ایران به ۹۰ ميليارد دلار
معاون پژوهشهای اقتصادی مجمع تشخيص مصلحت نظام در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۵ رسما اعلام کرد که تعهدها و بدهیهای خارجی ایران به رقم سرسامآور ۹۰ ميليارد دلار رسید
گروهی از استادان اقتصاد دانشگاههای ایران در نامهای به محمود احمدینژاد، رئيسجمهور نظام اسلامی ايران «شرايط اقتصادی كشور و سياستهای دولت» وی را مورد انتقاد شدید قرار دادند. بعد از مدتی، مشخص شد که بخشی از این نامه پس از امضای تعدادی از استادان تغییر یافته و مطالب سیاسی و شدید اللحنی به آن اضافه شده است
محدود سازی اينترنت پرسرعت
محمد سليمانی، وزير ارتباطات و فن آوری اطلاعات دولت محمود احمدینژاد در اواخر مهرماه سال 1385 شمسی اعلام کرد که دولت ايران تصميم به محدود سازی اينترنت پرسرعتی گرفته که خود پيش از آن بر توسعه آن تاکيد داشت

مجلس تاکسی خریده اند نه عزیزم برای مسافرکشی و
کمک به حمل ونقل عمومی نیست . کمبود بنزین و لج
گرفتن بچه های آقایان است حالا بهانه می آورند باید به
حوضه های انتخابی سر بزنیم .آیا این درست است
که آنها از سهمیه بنزین استفاده کنند ظلم تا چقدر از
سر غرور کوتاه نمی آیند بابا شما پیغمبر نیستید . انسان
جایز خطا هست چرا آقای با هنر وانت نیسان خریده
مگر حقوق مجلس کفاف نمیدهد یا مسئله دیگری است
شنیدم در روستاهها به علت تمام شدن بنزین و نبود
مترو تراموا اتوبوس واحد مردم مسیر چند کیلومتری را
پیاده میروند در یکی از روستا
ههای زرمان کرمان روستایی با جمعیت ۱۰۰۰نفر ۳
ماشین مسافرکشی داشت الان هیچکدام کار نمیکنند و
در ۳۱تیر زنی زائو به علت نبود ماشین و نیاز به عمل
سزارین در گذشت خدایا نجاتمان بده بدبخت شده ایم
در کوچه های شهرمان نعش صداقت میبرند
خدایا کو آن منجی که قولش را داده بودی فقط این را
میدانم که این ظلم ها بی جواب نخواهد ماند
به امید آن روز
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|