تبليغاتX
فریاد ایرانی
 
خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من
 

آتـــش گرفتم ،سوختم،خاكسترم بر باد رفت

                                                     آن شب كه دیدم سایه ای تا ناكجاآباد رفت

آن شب هوای قلب من ،مثل زمین آبی نبود

                                                       در تابش تاریك ماه، ایران من بر باد رفــت

جز آسمان بی صدا ،شاید كسی آنجا نــدید

                                                       افسانه ی میراث من،با نرخ كم از یاد رفت

چرخ بلند ماجرا ، از كوچه ما تا گــذشــت

                                                از خانه ی یك رفتگر، تا خانه ی استاد رفت

شاید فقط یك شاخه گل،آن شب لگد شد زیر پا

                                                    اما شماره شب به شب،تا آخرین اعداد رفت

دیگر برایم دیدن ، مـــرگ گـــل ســـرخ و ســـفید

                                                     عادت شده چون آبرو ، آواز خود سرداد  رفت

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
همچون آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض چشمانم بشکند....

************ ***
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت.....
 
************ ***
نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوری ؟
تو که نمی بینی . ــ نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟
ــ نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم
 
************ ***
به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمی مرا دارند به اسمان گفتم پاكیت را به من بده گفت چشمانش پاكی مرا دارند از دریا بزرگی و ارامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه اقیانوس است و ارامشت نیز.در مقابل دستان گرمت پاكی نگاهت و بزرگی و ارامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم كنن جز قلبی كه به عشق تو می تپد.
************ ***
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر ، یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی
 
************ ***
گرمی دست هایت چیست که دستهایم آنها را میطلبد ؟ در آینه چشمهایم بنگر چه میبینی؟ آیا میبینی که تو را میبیند؟ صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگویم دوستت دارم. دوست دارم که بدانی دوستت دارم!
 
************ ***
*ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز را فراموش می کردم.
 
************ ***
* تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است..
 
************ ***
*در شیرینی بوسه غرق بودیم كه ناگهان شوری اشك رابر لبانم احساس كردم و فهمیدم كه این بوسه ی جدایس
************ ***
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
مشهورترین بخشِ منشور كورش هخامنشی:
منم كـورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَكَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر كمبوجیه، شاه بزرگ … نوه كورش، شاه بزرگ … نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ …
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوك خدای بزرگ دل‌های پاك مردم بابـل را متوجه من كرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد … من برای صلح كوشیدم.
من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند.
مَـردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد … او بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه شهرهایی را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَـد را كه نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود كه دل‌ها شاد گردد.
بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مَردوك بگویند: '' به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی می‌دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.''
من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
کورش
  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
امشب در شعرش شاعر پرپر زند دوباره
به خاک پای کوروش بوسه زند صد باره

تنهاترین دخت شبم در این شب وحشت زا
پایان بده ایران دخت به این شب شب افزا

ما از نسل کاوه ایم خون ما از آرش است
ما از نسل اهورا قلبی که در آتش است

از قفسم مترسان من زاده ی زندانم
عشق را چه باک عاشقه خاک پاک ایرانم

چه بد در بیت قبلی قافیه ام رقم خورد
نام وطن با زندان هوش از سر شاعر برد

مگر نگفته اند وطن گهواره شیران است ؟
شیر در زنجیر به دور از نام پاک ایران است

این چیست که مادر من گرفته است به دندان
گویند که این حجاب است نجابت ما رندان

ای نادان عرب نواز خواهر من نجیب است
با رنگ دستمال تو تمدنش غریب است

تاریخ ما کوروش است ما را به خواب گرفتند
سنگ قبر کوروش را دیشب به آب گرفتند

ما آریا آفتابیم چه شد خورشید زندان شد ؟
چه شد که نام زندان قافیه اش ایران شد?

شاعر بس کن که باز هم خنجر زدی به این تن
باز شد که نام زندان قافیه این وطن !
  نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
شاگردی از استادش پرسید ((عشق چیست؟))
استاد در جواب گفت
به گندم زار برو و پر


خوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور


از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به


عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.


شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی

 
برگشت . استاد پرسید ((چه اوردی؟))


و شاگرد با حسرت جواب داد ((هیچ !هرچه جلو


می رفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم و به


امید پر پشت ترین ان ها تا انتهای گندم زار

 
رفتم.))


استاد گفت عشق یعنی همین!


شاگرد پرسید پس(( ازدواج چیست؟))


استاد به سخن امد که به جنگل برو وبلندترین


و زیباترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته


باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی

.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی


برگشت.


استاد پرسیدچه شد؟))


او در جواب گفت به جنگل رفتم و اولین درخت


بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگر


جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.


استاد گفت ((ازدواج یعنی همین!!!))

  نوشته شده در  جمعه 1386/05/19ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
اینجا ایران است پس نباید چندان غیر منتظره نباشد صبح با یک اس ام اس هراس انگیز دیگر از خواب بیدار شدن .روزنامه ایی دیگر توقیف شد.پس از توقیف روزنامه هم میهن این بار نوبت  شرق بود که غروب کند آن هم به واهی ترین بهانه ایی که می شد برای توقیف این روزنامه به آن استناد کرد. شرق نه برای مقالات پرشور سیاسیش که نداشت و نه برای حتی تحلیل های اجتماعی قدرتمندانه خود (که باز هم نداشت) بلکه بخاطر مصاحبه با خانم ساقی قهرمان بود . آنچه واضح است مصاحبه با خانم ساقی قهرمانی بهانه ایی بوده تا بتوانند شرق را نیز به همان راهی ببرند که هم میهن را پیش از این برده بودند چرا که در تاریخ ۳۱ خرداد سال جاری روزنامه همشهری نیز یک آگهی مشکوک منسوب به یکی از معاندان نظام را در روزنامه خود چاپ کرده بود و این مورد تنها از عدم شناخت تصویر فوق ناشی می شد و روزنامه همشهری نیز تنهابا چاپ یک عذرخواهی ساده به این ماجرا پایان داد،در حالی که روزنامه شرق دو بار بعد از چاپ مصاحبه ساقی قهرمان در مقام عذر خواهی برآمد.آنچه واضح است درج مصاحبه با خانم ساقي قهرمان بهانه اي بود که هیآت نظارت بر مطبوعات در پی آن بود. و عجیب این مورد بوده  كه شخصی از بيرون روزنامه اين مصاحبه را تهیه کرده بوده و به صفحه ادبيات تحویل داد . مسولین صفحه ادبیات روزنامه نیز بدون اطلاع از سوابق این فرد مصاحبه را در روزنامه خود کار کردند. مدير مسوول روزنامه مزبور هم به قطع دايره دانسته هایش آنچنان نبوده كه سابقه همه اشخاص مصاحبه شونده را بداند و به ذهن بسپارد، این چنین بود که دستور چاپ مصاحبه ایی صادرشد که رساند هیآت نظارت بر مطبوعات را به آنچه میخواست. هيات نظارت بر مطبوعات دستور توقيف را صادر كرد و درج یادداشت مسعود بهنود را نیز به اتهام فوق اضافه کرد و روزنامه كيهان هم عذر خواهي شرق راپذيرفتني تشخيص نداد.

حال سوال اینجاست که چگونه رئیس جمهور آزادی را در ایران آزادی مطلق تشخیص می دهند در حالی که تنها در کمتر از ۲ ماه گذشته ۲ روزنامه و یک خبرگذاری تو قیف شده اند .در شرایطی که در مطبوعات امروز ایران کار به تهیه تیتر اول روزنامه و خبرگذاری ها توسط شورای سیاست گذاری و مشاوران مطبوعاتی رئیس جمهور  کشیده است و از سویی در مقابل انتقادهای دانشجویان ۱۸ تیر ۸۶ خاطره ۱۸ تیر ۷۸ را زنده کرده آیا حرف زدن از آزادی خنده دار نخواهد بود،چه برسد به حرف زدن از آزادی مطلق؟؟

در حالی که تنها در یک مورد مبارزه با اشرار مردم محله ۳۰۰ امضا جمع کرده اند تا شهادت دهند به بی آزار بودن جوان بازداشت شده و در مورد وضعیت دانشجویان نیز کار به کمسیون مجلس و استمداد از هاشمی رفنجانی رسیده و برای بار نمیدانیم چندم مجلس به تمدید قانون آزمایشی مجازات اسلامی رآی نداده و وضعیت اقتصادی نیز در سراشیب سقوطی قرار گرفته که شاید در صورت ادامه شاهد یک بحران بی سابقه اقتصادی باشیم در حالی که در همین زمان قیمت نفت به بالاترین میزان خود در ۳۰ سال گذشته رسیده است، همه و همه این موارد تنها دلیلی است بر این مدعا که دولت و مجلس اصول گرا نه تنها نتوانسته به هیچ کدام از وعده های خود عمل کند بلکه بسیار عقب تر از آن که باید باشد است.از سویی دیگر برای مقابله با اصلاح طلب ها در انتخابات مجلس هشتم و احتمالآ انتخابات ریاست جمهوری تنها درد و درمان را در سانسور و سانسور و فشار همه جانبه خود بر این طیف میداند.
شاید هم طیف اصول گرا هنوز متوجه نشده است که هر چند خوب پاس می دهد اما به شدت در سرویس زدن مشکل دارد و این سرویس زدنهای خطا چالشی خواهد بود پیش روی آنان . چالشی که با توقیف و بستن حتی همه روزنامه های اردوگاه اصلاح طلب ها قادر به جبران آن نخواهد بود .

پی نوشت :آهای تو که به من ایراد میگیری، من به همه آنچه کردم ایمان دارم بسیار بیشتر از آنچه تو ایمان لازم داری برای همه کرده ها و نکرده های زندگیت ... .

http://1mira.blogfa.com

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
وزارت اطلاعات، سپاه  پاسداران، صدا سيما، نيروی انتظامی، علی فلاحيان وزير اسبق اطلاعات، مصطفی پور محمدی قائم مقام وزير اطلاعات، سلطانی يکی ديگر از معاونان فلاحيان، خطيب مدير کل اطلاعات قم در زمان فلاحيان، اصلانی وکيل  روزنامه کيهان و محتشم مدير مسئول يالثارات نشريه انصار حزب ا. . . و مدعی العموم جزو شاکيان عمادالدين باقی بودند......


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
سلام فاحشه! هان!؟ تعجب کردی!؟ میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم. شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است! مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی! من از آن میترسم که کسانی در جامعه ام با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه می کنند، زهد را بساط می کنند، ، پیش از افطار و پس از افطار مشغول هستند، محرم هم تعطیل نمی کنند! فاحشه… دعایم کن
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

برای مملکت داری و حکومت داری است و در تاریخ آنرا تحت عنوان  وصیت نامه داریوش کبیر به خشایار شا  آورده اندو عبارتست از:

((اینک که من از این دنیا میروم 25 کشور جزء امپراطوری ایران است و در تمام آن کشورها پول ایران رایج است و ایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند  و مردم ان کشور ها نیز در ایران دارای احترام می باشند.

جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگاه داری این کشورهااین است که در امور آنها دخالت نکندو مذهب و شعایر آنها را محترم بشمارد.

 اکنون که من از جهان میروم تو(خشایار) دوازده کرور داریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد.زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز میباشد.پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید بر این ذخیره بیفزایی  نه اینکه ازآن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده زر در خزانه آنست که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند.اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه باز گردان.

 مادرت اتوسه بر من حق دارد و پییوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن  و بدان که اگر کمک های او نبود شایدمن به سلطنت نمی رسیدم تا اینکه تو بعد از مرگم پادشاه شوی.

 اکنون برادر بزرگترت"آرتوبازان"در قلعه سین دژ(سنندج کنونی)است و من اولوس را مامور گشودن آن قلعه و دستگیری آرتوبازان کرده ام و بعد از این که او را دستگیر کرد برادرت را نکش و او را در یکی از قلاع جای بده و وسایل زندگی اش را به طوری که موافق با شان شاهزادگی او باشد فراهم کن و بگذار تابا زن و فرزندانش بسر ببرد اما نگذار که از قلعه خارج شود و دوباره طغیان کند و برای تو ایجاد زحمت کند.

10سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و روش ساختن این انبارها با سنگ است وبه شکل استوانه ساخته میشود.در مصر آموختم و چون انبار پیوسته تهویه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال باقی می ماندبدون انکه فاسد شودو تو بعد از من باید به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبار ها موجود باشدوهر سال پس از اینکه غله جدید به وجود آمد از غله های موجود در انبارها برای تا مین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل بنما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه مملکت دغدغه نخواهی داشت و لو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.

 هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است.چون اگر دوستان و ندیمان را به کار های مملکتی بگماری و آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند تو نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستندوتو ناچاری که رعایت دوستی را بنمایی.

 کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت داردو تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها نتوانند بپردازند و ترجیح دهند از آن عبور نکنند.

 اکنون من قشونی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران نظم و امنیت را بر قرار کند.ولی فرصت نکردم که قشونی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و بایک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید.

 توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ نگویی و تملق را به خود راه نده.چون هر دوی اینها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو و متملق را از خود دور گردان.هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات  قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

 افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با انها بدرفتاری مکن.اگر با انها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل بکنند اما در میدان جنگ تلافی میکنند و لم به قیمت کشته شدنشان باشد.وتلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو فراهم شود.

 امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار تااتباع تو نیز بتوانند بخوانند و بنویسندتا اینکه فهم و عقل انها بییشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی.همواره حامی کیش مزدا پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایندوپیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد که از هر کیشی که میل دارد پیروی کند.

 بعد از آنکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود تهیه فراهم کرده ام بر من بپیچان ودر تابوت سنگی قرار ده و در قبر بگزار.اما قبر مرا که موجود است مسدود مکن تا هر زمان که می توانی وارد قبرم شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت کردم مردم.و تم نیز مثل من خواهی مرد.زیرا سرنوشت آدمی اینست که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماندواگر تو هر زمان که فرصت به دست آوردی وارد قبر من بشو و تابوت مرا ببین تا غرور و خودخواهی بر تو غلبه نکند.اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایندو وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.

 زنهار هرگز مدعی و قاضی نشو و اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن تا یک قاضی آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت و قاعده انست که وقتی کشور اباد نمی شود به طرف ویرانی میرود ودر آباد کردن  حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.عفو وسخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است وسخاوت.ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطا کند و تو خطایی را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.))

14تیر
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
باخبر شدیم جبهه ی دموکراتیک ایران با اعلام روز هشتم مرداد به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی از نهاد های مختلف دعوت به بزرگداشت این روز کرده است.
این روز بزرگ که به مناسبت اولین سالگرد شهادت دانشجوی مبارز اکبرمحمدی در زندان اوین به عنوان همسبتگی با زندانیان سیاسی نام نهاده شده است یادآور رشادت و مقاومت دلیرانه روان شاد اکبرمحمدی می باشد .
این مبارز سازش ناپذیر که در زندان اوین به طرز مشکوکی جان باخت سال ها زیر شکنجه های وحشیانه وزارت اطلاعات مقاومت کرد و در آخرین روزهای زندگی با اعتصاب غدایش با شهامتی مثال زدنی دیو استبداد را تسلیم آزادی خواهی خود کرد . پیکر این مبارز خستگی نا پذیر شبانه و بدون اطلاع خانواده اش توسط عوامل امنیتی در روستایی نزدیک زادگاهش آمل به خاک سپرده شد تا علت مرگ او نامعلوم باقی بماند.
کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی ضمن همدردی با خانواده ی محمدی و سایر زندانیان سیاسی با اعلام حمایت از طرح جبهه دموکراتیک ایران از تمامی مدافعین حقوق بشر و فعالین سیاسی تقاضا دارد با حمایت از زندانیان سیاسی مانع از اجرای توطئه شوم حذف فیزیکی آنان توسط نظام دین سالار شوند
کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی ضمن اعتراض به بازداشت غیر قانونی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر خواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی می باشد و در این راه از هیچ تلاشی برای آزادی این عزیزان دریغ نخواهد کرد. بار دیگرحمایت خود را از هرگونه حرکت اعتراضی مسالمت آمیز در روز هشتم مرداد اعلام میکنیم واز دانشجویان، معلمین، کارگران ، زنان ، خانواده های زندانیان سیاسی و مردم ناراضی ایران دعوت میکنیم در این روز فریاد اعتراضی خود را به گوش جهانیان برسانند
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
در درون حاکمیت دولت احمدی نژاد به عنوان دولتی ناکارآمد شناخته شده است. این ناکارآمدی تقریبا در همه حوزه ها اثبات شده است، دولت توانایی عمل کردن به هیچ وعده ای را ندارد.

2) در میان مراجع و روحانیون و مذهبی های سنتی، دولت احمدی نژاد دولتی است که نمی تواند ظواهر جامعه را درست کند.

3) در سطح جهان، دولت احمدی نژاد به عنوان دولت خطرناک شناخته شده است.

4) در میان مردم، گروههای مختلف صنفی هر کدام به دلایل مختلف با دولت مشکل دارند. زنان مشکل دارند، چون خواسته هایی دارند که این دولت به دلیل همان خواسته ها سرکوب شان می کند، دانشجویان نه می توانند نفس بکشند و سوسول بازی دربیاورند، نه می توانند سیاسی بشوند و مخالفت کنند، نه می توانند چپ باشند و در کنار دولت چپ احمدی نژاد قرار بگیرند، چون متهم به توده ای بودن می شوند و نه می توانند راست باشند، چون متهم به آمریکایی بودن می شوند. معلمان مشکل مالی و حقوق و دستمزد دارند. رانندگان و کارگران مشکل صنفی دارند. از همه بدتر، احمدی نژاد تا دهان باز می کند، یک دردسر جدید به وجود می آید. مثلا در هفته گذشته مردم اقلید خود بخود دشمن احمدی نژاد شدند و از دیروز مردم اهواز و آبادان به دلیل تغییر ناگهانی رئیس منطقه آزاد اروند مخالف دولت شدند. قضیه ساده است، آقای الف نون دهان باز می کند، عده ای تمام زندگی شان در معرض خطر قرار می گیرد. این خبر کوچکی نیست که در ده روز گذشته 60 نفر از مردم اقلید که هیچ مشکل سیاسی نداشتند، توسط گلوله نظامیان زخمی شدند و دو نفر کشته شدند. فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد در جمع هیجانزده شد و حرفی را زد که نباید می زد. دولت بدون اینکه هیچ نیازی به دشمن داشته باشد، به دلیل ماهیت ناکارآمد و غیرمردمی اش تولید دشمن( و نه مخالف) می کند، از طرفی هم دوستانش را ناامید می کند. مثلا دیروز احمدی نژاد توسط حزب الله به دلیل بوسیدن دست خانم معلم دوران کودکی اش شدیدا متهم شد که رفتار غیر اخلاقی دارد، در حالی که مردم عادی نیز به دلیل این رفتار احمدی نژاد طرفدار او نشدند، چون همزمان دارند کار او را در برخورد با بدحجابی می بینند. مساله این است که دولت مثل بیماری که دچار مشکل عدم کنترل مجاری ادراری و اداری خودش است، دائما دارد یک جای جدیدی را کثیف می کند.

5) دولت از رقبای خود می ترسد و می خواهد رقبا را تبدیل به مخالف و مخالفانش را سرکوب کند، اما هیچ مخالف شناخته شده ای جلوی چشم دولت نیست، به همین دلیل دولت دارد دشمن می سازد. مخالفان دولت هم دائما اعلام می کنند که نه طرفدار براندازی اند و حتی برخی از آنها اعلام می کنند که طرفدار دولتند، اما دولت به آنها اتهام می زند که جاسوس دشمن هستند، مثلا حسین موسویان به عنوان دیپلماتی که دو روز قبل بازداشت شد، چندی قبل کلی دلیل آورده بود که اعمال دولت در حوزه هسته ای چقدر خوب است. یا مثلا نوشین احمدی خراسانی یکی از کسانی که کمپین یک میلیون امضا را حمایت می کند، در مصاحبه اش کلی توضیح می دهد که حرف های ما اصلا خطرناک نیست. اما دولت و قوه قضائیه به زور به او می گویند که قصد براندازی دارد. یا همین حسین درخشان بدبخت بیچاره، این همه مقاله می نویسد که اثبات کند که طرفدار دولت و حتی وزارت اطلاعات است، اما به او اتهام می زنند که عامل اسرائیل است. دانشجویان کشور اصلا سیاست را رها کرده اند و یک صدم بحرانی که در دوره خاتمی ایجاد می کردند، نمی کنند، اما یک دفعه از طرف آنها نشریه چاپ می کنند و آنها را مجبور می کنند که به رهبری اهانت کنند که بعدا بشود سرکوب شان کرد. به نظر می رسد دولت مثل لات های مستی که وسط کوچه دنبال نفس کش می گردند، عربده می کشد که کسی نفس بکشد، اما کسی حرفی نمی زند، با این وجود به هرکسی که از کوچه رد می شود، حمله می کند. مشکل این است که دولت آماده جنگ بیرونی و سرکوب داخلی است و ابزارش را هم دارد، اما کسی نیست که بخواهد بجنگد یا مورد سرکوب قرار بگیرد.

6) یک بحران بزرگ دولت این است که اگر بخواهد حمایت عامه مردم را به دست بیاورد، حمایت نظامیان و مراجع را از دست می دهد و اگر حمایت مراجع و نظامیان را بدست بیاورد، حمایت عمومی را از دست می دهد. اگر اولی را از دست بدهد، در انتخابات اگر نگوئیم از اصلاح طلبان و میانه روها، حداقل از رقبای اصولگرای خودش شکست می خورد. و اگر بخواهد حمایت مراجع را از دست بدهد، باز هم در انتخابات شکست می خورد، چون حمایت سیستم دولتی و آرای ساخته شده را از دست می دهد. احمدی نژاد حالا دیگر نه می تواند ادعا کند ضدامپریالیست است، نه می تواند ادعا کند مدافع تهیدستان است، نه می تواند ادعا کند طرفدار علم است، نه می تواند ادعا کند طرفدار اخلاق است، شده است یک وضعی که از هر طرفش را بگیرند، از طرف دیگر بحران بوجود می آید.

7) در حال حاضر دولت به ابزارهای شناخته شده قدیمی پناه برده است، می گوید که ضد امپریالیست است، اما این ضدامپریالیست بودن را از طریق سرکوب عوامل آن اثبات می کند و نه از طریق مبارزه واقعی یا جنگ با امپریالیسم. دولت هرکسی را عامل امپریالیسم می داند و می خواهد سرکوب کند، از طرفی بازی های نمایشی مردمی بودن با حضور استانی و شهرستانی و با دادن پول برای کسانی که برای رئیس جمهور نامه بنویسند می دهد، و از طرف دیگر با کشاندن پلیس در خیابان به بهانه مبارزه با بدحجابی وحشت عمومی ایجاد می کند. این رفتارها معمولا فقط یک نتیجه دارد و آن اینکه مردم را روز بروز از دولت منزجرتر می کند.

8) در داخل حاکمیت نیز یک معادله دو جانبه وجود دارد، دولت اگر بخواهد با دشمنان بجنگد انتخابات را از دست می دهد، اگر نخواهد با دشمنان بجنگد و در فضای آزاد زندگی کند، از سوی رقبا به سقوط نزدیک می شود. به نظر می رسد که دولت مثل گربه ای است روی شیروانی داغ، هر کاری بکند، با بحران مواجه می شود. این وضع را در زبان فارسی استیصال می گویند، مردم ایران در این موارد اخلاق بسیار بدی دارند، وقتی می بینند کسی به چنین بحرانی افتاد از او دور می شوند، نگاهش می کنند و سعی می کنند ضربه نخورند تا طرف کاملا از حرکت بایستد

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/07ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
شایعه هاله نور

پس از اولین دیدار وی از نیویورک و شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل در سفر بعدی خود به قم و در حضور آیت الله عبدالله جوادی آملی فیلمی از وی منتشر شد که سخن از «هاله نوری» می گفت. پس از انتشار فیلم دفتر رییس جمهور آن را تکذیب کرد و غلامحسین الهام، رییس دفتر وی که خود نیز در جلسه حضور داشت، اعلام کرد که چنین چیزی نشنیده و هاله نور و مسایلی شبیه به این ساختگی و تروکاژ سینمایی است.


 گروگان‌گیری ماموران سفارت امریکا

یکی از شایعاتی که از طریق رسانه‌های غربی در مورد احمدی نژاد بر سر زبان‌ها افتاد، نقش او در گروگان گیری ماموران سفارت امریکا در روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. دولت امریکا به واسطهٔ ادعای یکی از کارمندان سفارت امریکا این اتهام را مطرح کرد و سپس برخی از احزاب و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز آن را پی گرفتند. احمدی نژاد، جمهوری اسلامی و سپس برخی از گروگان‌گیران تأییدشدهٔ آن واقعه، همچون عباس عبدی و محسن میردامادی، هر گونه نقش احمدی نژاد در این واقعه را رد کردند. این ادعا اثبات نشد، و ماجرا خاتمه یافت. خود احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان امریکا این ادعا را رد کرد[ با این وجود تمام رسانه‌های عمدهٔ غربی این شایعات را به گستردگی و برای مدتی مدید منتشر می‌کردند، از جمله آسوشیتدپرس، رویترز و آژانس فرانس پرس.

 ترور رهبران حزب دموکرات کردستان ایران

از دیگر اتهاماتی که برخی به احمدی نژاد نسبت داده‌اند، دست داشتن وی در ترور رهبران حزب دموکرات کردستان ایران (از جمله عبدالرحمان قاسملو) در اواخر دههٔ ۸۰ میلادی درکشور اتریش است. پس از انتخاب شدن احمدی نژاد به ریاست جمهوری، دولت اتریش به علت اعتراض به این قضیه سفیر خود را از ایران فراخواند .

 انتخابات ریاست جمهوری

وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شعار انتخاباتی «می‌شود و می‌توانیم» وارد عرصه رقابت شد.

شعارها و برنامه‌ها برای انتخابات

بر خلاف اکثر رقبای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد هیچ‌گاه میثاق و منشوری ارایه نکرد اما از اهم برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دولت کارآمد و عدالت‌گستر
  • سلامت مدیران
  • مبارزه با فساد اداری
  • پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم
  • تشکیل «دولت اسلامی»
  • تثبیت و تقویت آرمان‌خواهی و برایت از ایده‌آلیسم
  • گفتمان خدمت به جای قدرت
  • علمی کردن مدیریت
  • کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی
  • بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم
  • اولویت دادن به تولید داخلی
  • حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی
  • کاهش تصدی‌گری دولت
  • بالندگی فرهنگ از طریق تقویت هویت ملی و تاریخی و اسلامی ایران
  • ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی

محوریترین شعار انتخاباتی وی گرایش به ساده زیستی و سادگی بود. خودداری از زندگی در ساختمان‌های بزرگ دولتی، پرهیز از تشریفات، خودداری از سوار شدن برهواپیماهای اختصاصی، نقل و انتقال با وسایل نقلیه عمومی (هواپیما و یا اتوبوس) همراه با مردم، گفتگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخش‌هایی از وعده هائی بود که آقای احمدی نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست جمهوری در این زمینه به مردم ایران داد.[

'آوردن پول نفت بر سر سفره مردم' یکی از مهمترین وعده‌های آقای احمدی نژاد به مردم محروم جامعه بود.  به گفته‌ی او، این در قالب طرح سهام عدالت عملی شده، و به زودی سود این سهام نیز، عاید ۲ دهک پایین جامعه، بازنشستگان و دیگر کسانی که مستحق دریافت این سهام بوده‌آند، می‌شود.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

سیاست سخنرانی

مخالفت با محدود کردن زاد و ولد و شعار دو فرزند کافی است، صدور دستور برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها، جلوگیری از تغییر ساعت رسمی کشور - که به گفته کارشناسان در سال گذشته میلیاردها تومان از جهت مصرف سوخت به کشور لطمه زده و به موضوع کشمکشی بین دولت و مجلس تبدیل کرده - صدور دستور تغییر ساعت کار بانک‌ها که سرانجام مجلس با تصویب قانونی مانع آن شد، گزارش هایی در خصوص تندی کردن با مقامات دولتی مهم و ادعای این که دنیا به سمت «احمدی نژاد» شدن می‌رود[] که البته وی در توضیحاتی اعلام کرد که این حرف تنها یک شوخی بوده که هنام زمان نیز با خنده و شوخی اعلام کرده بودم و تنها اشاره ای به فروش کاپشنهایی به نام او و طرفداریهایی که از وی در برخی کشورها انجام شده دارد.و برخی شبکه ها و مجلات این حرف را بسیار بزرگ کرده اند.

برخی گفته‌های وی مورد توسط منتقدانش به شدت به بحث کشانده شد. به عنوان نمونه وی در یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتیش در پاسخ به سؤالی که آیا آزادی ملوانان انگلیسی نوعی معامله در ازای آزادی دیپلمات ایرانی بود پاسخ داد:«اگر قرار بود بده بستانی صورت می‌گرفت باید حداقل صد هزار نفر آزاد می‌شد».

پس از سهمیه‌بندی بنزین، او بر صرفه‌جویی برق نیز تأکید کرد. اما روزنامه‌های مخالف از جمله اعتماد ملی، تیتر زدند که برق هم سهمیه‌بندی می‌شود. این اقدام، از سوی دولت به شدت تکذیب شد. دفتر امور رسانه‌های رئیس جمهور، این عمل را تحریف سخنان او دانست.

نامه‌های خارجی:

در ششمین ماه از ریاست جمهوری احمدی نژاد اعلام ناگهانی این که رییس جمهور ایران نامه‌ای برای سران کشورهای جهان می‌نویسد به عنوان خبری مهم مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفت و وقتی روشن شد که مخاطب این نامه رییس جمهور جورج بوش است، تحلیل و تفسیرها درباره آن شدت گرفت و از آن به عنوان تحرکی در روابط خصمانه تهران و واشنگتن یاد کردند. حتی اعلام این که نامه هجده صفحه‌است هنوز باعث نومیدی صلح دوستان نشده بود.

اما انتشار نامه طولانی که به گفته مقامات کاخ سفید حاوی پیامی نبوده و در حقیقت هیچ پیشنهاد مشخص سیاسی در آن نبود، کاخ سفید واشنگتن را واداشت که اعلام کند که به این نامه جوابی داده نمی‌شود. عملی که محمود احمدی نژاد در مصاحبه‌های مختلف آن را به عنوان بی اعتنایی رییس جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان تلقی کند.

دو نامه بعدی او، که هر دو بدون جواب ماند به خانم مرکل، صدراعظم آلمان، و پاپ بندیکت، رهبر کاتولیک‌های جهان بود که در حقیقت تکرار مفاهیمی بود که در اولین نامه وی نیز بدان‌ها پرداخته شده بود

احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر(پلی تکنیک)

محمود احمدی نژاد در روز ۲۱ آذر ۱۳۸۵ برای سخنرانی در این دانشگاه حضور یافت که با استقبال دانشجویان و با اعتراض شدید تعدادی از دانشجویان این جلسه تا حدودی به تشنج کشیده شد. معترضین در این تجمع شعارهایی بر ضد اقدامات محمود احمدی نژاد و وزیر آموزش عالی داده همچنین سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور و عکس احمدی نژاد نیز به آتش کشیده شد.

خبرگزاری‌ها گزارش کرده‌اند که درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدی نژاد در طول مراسم تکرار می‌شد و در حین همین درگیری‌ها معترضین به گروه تصویربرداری تلویزیون دولتی ایران (صدا و سیما) نیز یورش بردند آن را بر روی زمین انداختند.

خبرگزاری فارس گزارش داد که رئیس جمهور ایران در واکنش به آتش زدن عکس وی در هنگاه سخنرانی، خطاب به دانشجویان گفت:

   
محمود احمدی‌نژاد
اگر هزار بار هم بسوزیم، عقب نشینی نمی‌کنیم.
   
محمود احمدی‌نژاد

 مدتی بعد، احمدی‌نژاد در مطلبی تحت عنوان «آزادی» که در وبلاگ خود منتشر کرد، با اشاره به مراسم دانشگاه امیرکبیر از این ماجرا به عنوان جلوه‌ای از آزادی در ایران یاد کرد و گفت که از اهانت تعدادی از دانشجویان ناراحت نشده‌است

اعطای کمک به فلسطینیان

اسماعیل هنیه، نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین از جبهه مقاومت اسلامی فلسطین حماس پس از پایان سفرش از تهران اعلام کرد که در سال ۱۳۸۶ جمهوری اسلامی ۲۵۰ میلیون دلار (معادل دوهزار و پانصد میلیارد ریال) کمک مالی به فلسطینیان می کند.

عملکرد اقتصادی دوران ریاست جمهوری وی

عملکرد اقتصادی محمود احمدی نژاد و "دولت مهرورزی" باعث بروز انتقادات فراوان و بی سابقه ای در بین مطبوعات داخل و خارج از ایران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از عملکرد اقتصادی دولت شد. گفتنی است که همکنون بیش از 13 میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند و هزاران کارگر ایرانی از 50 ماه پیش حقوق و مزایای شغلی را دریافت نکرده اند. روزنامه های داخل کشور هم با اشاره به گرانی و تورم طاقت فرسا، "دولت مهرورزی" را به بی عملی و فرافکنی در زمینه این مشکل جدی متهم کرده اند.  گرچه بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند برای قضاوت در مورد عملکرد دولت نهم، هنوز پس از گذشت یکسال و اندی زود است، با اینحال پس از گذشت چند ماه از تشکیل دولت، روزنامه ها و مطبوعات وابسته به جناح های حکومت از جمله روزنامه های اصلاحگرا و گاها محافظه کار و نیز عده ای از طرفداران حزب کارگزاران، دولت را متوجه انتقادات شدید نمودند که به گفته خود احمدی نژاد، در طول 16 سال گذشته، بی سابقه بوده است

افزایش بدهی خارجی ایران به ۹۰ ميليارد دلار

معاون پژوهش‌های اقتصادی مجمع تشخيص مصلحت نظام در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۵ رسما اعلام کرد که تعهدها و بدهیهای خارجی ایران به رقم سرسام‌آور ۹۰ ميليارد دلار رسید

گروهی از استادان اقتصاد دانشگاه‌های ایران در نامه‌‏ای به محمود احمدی‌‏نژاد، رئيس‌‏جمهور نظام اسلامی ايران «شرايط اقتصادی كشور و سياست‌‏های دولت» وی را مورد انتقاد شدید قرار دادند.  بعد از مدتی، مشخص شد که بخشی از این نامه پس از امضای تعدادی از استادان تغییر یافته و مطالب سیاسی و شدید اللحنی به آن اضافه شده است

محدود سازی اينترنت پرسرعت

محمد سليمانی، وزير ارتباطات و فن ‌آوری اطلاعات دولت محمود احمدی‌نژاد در اواخر مهرماه سال 1385 شمسی اعلام کرد که دولت ايران تصميم به محدود سازی اينترنت پرسرعتی گرفته که خود پيش از آن بر توسعه آن تاکيد داشت

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/07ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
خبر مهمی شنیده ام که بعضی از مدیران ونمایندگان

 مجلس تاکسی خریده اند نه عزیزم برای مسافرکشی و

 کمک به حمل ونقل عمومی نیست . کمبود بنزین و لج

 گرفتن بچه های آقایان است حالا بهانه می آورند باید به

 حوضه های انتخابی سر بزنیم .آیا این درست است

 که آنها از سهمیه بنزین استفاده کنند ظلم تا چقدر از

سر غرور کوتاه نمی آیند بابا شما پیغمبر نیستید . انسان

 جایز خطا هست چرا آقای با هنر  وانت نیسان خریده

 مگر حقوق مجلس کفاف نمیدهد یا مسئله دیگری است

 شنیدم در روستاهها به علت تمام شدن بنزین و نبود

 مترو تراموا اتوبوس واحد مردم مسیر چند کیلومتری را

 پیاده میروند در یکی از روستا

ههای زرمان کرمان روستایی با جمعیت ۱۰۰۰نفر ۳

ماشین مسافرکشی داشت الان هیچکدام کار نمیکنند و

 در ۳۱تیر زنی زائو به علت نبود ماشین و نیاز به عمل

سزارین در گذشت خدایا نجاتمان بده  بدبخت شده ایم

 

در کوچه های شهرمان نعش صداقت میبرند

 

خدایا کو آن منجی که قولش را داده بودی فقط این را

میدانم که این ظلم ها بی جواب نخواهد ماند

به امید آن روز

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
کاریکاتورهای یکی از دوستان هم فکر

اینجا کلیک کنید

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/01ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM