تبليغاتX
فریاد ایرانی
 
خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من
 
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید
بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید

بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید
بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید
متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید
بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است
بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند

قرمز
با نمك و دوستداشتنی، مشكل پسند اما همیشه عاشق.......و اینطور بنظر میرسد كه مورد محبت نیز باشید. با روحیه و بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید.
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این همان عشقی است كه میتواند در راهی كه در پیش دارید همراهتان باشد
.
آدمهایی را كه راحت صحبت میكنند دوست دارید این آدمها باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید0

-----------------------------------------------------------------
شیری رنگ

اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای طولانی دوستش خواهید داشت
.
--------------------------------------------------------------------
نیلی

شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخاب می كنید و بسیار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه میشوید. دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا كنید.
-------------------------------------------------------------------
خاكستری

جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی كنید و هر آنچه را كه درونتان است آشكار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید روز مردم را روشن كنید. شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید0
--------------------------------------------------------------------
سبز
خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرت می مانید.
-----------------------------------------------------------------------
طلائی

شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد مورد نظرت را پیدا كنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان متمادی دوباره عاشق نمی شوی.
-----------------------------------------------------------------------
صورتی

شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین كمك كنید. اما بسادگی قانع نمی شوی. دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصه هاست هستید.
------------------------------------------------------------------------
زرد

شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ، و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.
-----------------------------------------------------------------------
خرمائی

باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز را مطابق میل خود كنید كه گاهی میتواند بدلیل عدم توجه به نظر دیگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا كنید.
-----------------------------------------------------------------------
نارنجی

در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میكنید ، فردی آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و قدر آنچه را كه دارید میدانید، گاهی اوقات واكنشتان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.
-----------------------------------------------------------------------------
ارغوانی

اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.
------------------------------------------------------------------------------
لیموئی

آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض میكنید، نمی توانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه اعتماد و علاقه همه را جلب میكند.
-------------------------------------------------------------------------------
نقره ای

خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را بیازمایید. علاقه دارید خود سازی كنید و بسادگی می آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت كرد و شما نصایح خوبی میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میكنید.
--------------------------------------------------------------------------------
سیاه

شما یك مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست.
--------------------------------------------------------------------------------
زیتونی

شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت نورزید0
--------------------------------------------------------------------------------
قهوه ایفعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به چیزی كه میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها میكنید
.
--------------------------------------------------------------------------------
آبی

اتكا به نفس كمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان0
--------------------------------------------------------------------------------
سرمه ایشما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید. زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشكل است آنها را ببخشید
.
--------------------------------------------------------------------------------
سفید

شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید. نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند.
--------------------------------------------------------------------------------
كبود

احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید
  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
شاید یك روز بد در محل كارت داشته باشی :
به مردی فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد
 
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری :
به زنی فكر كن كه با تنگدستی وحشتناكی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار میكند تا فقط شكم فرزندانش را سیر كند
 
وقتی كه روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی :
به انسانی فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده
 
وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبوری برای یافتن كمك مایلها پیاده بروی :
به معلولی فكر كن كه دوست دارد یكبار فرصت راه رفتن داشته باشد
 
ممكنه احساس بیهودگی كنی و فكر كنی كه اصلا برای چی زندگی میكنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شكر گذار باش . در اینجا كسانی هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافی برای زندگی كردن نداشتند
 
وقتی متوجه موهات كه تازه خاكستری شده در آینه میشی :
به بیمار سرطانی فكر كن كه آرزو دارد كاش مویی داشت تا به آن رسیدگی كند
 
ممكنه تصمیم بگیری این مطلب رو برای یك دوست بفرستی :
متشكرم از شما ، ممكنه در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری كه خودت هرگز نمیدانستی
خدایا کمک کن که هیچ فقیری در دنیا نباشه
 
  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

"آزادی"

 

بر روی دفتر های مشق ام

بر روی درخت ها و میز تحریرم

بر برف و بر شن

 می نویسم نامت را.

 

روی تمام اوراق خوانده

بر اوراق سپید مانده

سنگ ، خون ، کاغذ یا خاکستر

می نویسم نامت را.

 

بر تصاویر فاخر

روی سلاح جنگیان

بر تاج شاهان

می نویسم نامت را.

 

بر جنگل و بیابان

روی آشیانه ها و گل ها

بر بازآوای کودکیم

می نویسم نامت را.

 

بر شگفتی شبها

روی نان سپید روزها

بر فصول عشق باختن

می نویسم نامت را.

 

بر ژنده های آسمان آبی ام

بر آفتاب مانده ی مرداب

بر ماه زنده ی دریاچه

می نویسم نامت را.

 

روی مزارع ، افق

بر بال پرنده ها

روی آسیاب سایه ها

می نویسم نامت را.

 

روی هر وزش صبحگاهان

بر دریا و بر قایقها

بر کوه از خرد رها

می نویسم نامت را.

 

روی کف ابرها

بر رگبار خوی کرده

بر باران انبوه و بی معنا

می نویسم نامت را.

 

روی اشکال نورانی

بر زنگ رنگها

بر حقیقت مسلم

می نویسم نامت را.

 

بر کوره راه های بی خواب

بر جاده های بی پایاب

بر میدان های از آدمی پُر

می نویسم نامت را.

 

روی چراغی که بر می افروزد

بر چراغی که فرو می رد

بر منزل سراهایم

می نویسم نامت را.

 

بر میوه ی دوپاره

از آینه و از اتاقم

بر صدف تهی بسترم

می نویسم نامت را.

 

روی سگ لطیف و شکم پرستم

بر گوشهای تیز کرده اش

بر قدم های نو پایش

می نویسم نامت را.

 

بر آستان درگاه خانه ام

بر اشیای مأنوس

بر سیل آتش مبارک

می نویسم نامت را.

 

بر هر تن تسلیم

بر پیشانی یارانم

بر هر دستی که فراز آید

می نویسم نامت را.

 

بر معرض شگفتی ها

بر لبهای هشیار

بس فراتر از سکوت

می نویسم نامت را.

 

بر پناهگاه های ویرانم

بر فانوس های به گِل تپیده ام

بر دیوار های ملال ام

می نویسم نامت را.

 

بر ناحضور بی تمنا

بر تنهایی برهنه

روی گامهای مرگ

می نویسم نامت را.

 

بر سلامت بازیافته

بر خطر ناپدیدار

روی امید بی یادآورد

می نویسم نامت را.

 

به قدرت واژه ای

از سر می گیرم زندگی

از برای شناخت تو

 من زاده ام

تا بخوانمت به نام:

آزادی.  

          Liberté                  

 

 

سروده ی پل الوار

ترجمه ی بامداد حمیدیا

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
  آزادی یكی از اصیل‏ترین ارزش‏های نوع بشر به شمار می‏رود ؛ به گونه‏ای كه همگان آن را می‏ستایند . فیلسوفان متافیزیك و فلاسفه‏ی علوم اجتماعی ، به ویژه حقوق و سیاست و عالمان علوم اجتماعی نیز در این زمینه سخن‏ها رانده‏اند .

با این‏كه مفهوم آزادی جزء مفاهیم بدیهی محسوب می‏شود ولی در رسیدن به آن ، گرفتار دشواری‏ها و پیچیدگی‏های فراوانی هستیم . در زمینه‏ی تعریف آزادی ، نمی‏توان تعریف روشنی از آن عرضه كرد و هر مكتب و فلسفه‏ای با توجه به پیش فرض‏های خود ، به تفسیر آن پرداخته است ؛ بر این اساس ، سوء تفاهم و اختلاف نظر در این مفهومِ انتزاعی ، فراوان به چشم می‏خورد .

شهید مطهری ، در كتاب تكامل اجتماعی انسان می‏فرماید : «آزادی یكی از بزرگ‏ترین و عالی‏ترین ارزش‏های انسان است ؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان ، یعنی چیزهایی كه مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان ، ارزشی مافوق ارزش‏های مادی است . انسان‏هایی كه بویی از انسانیت برده‏اند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سخت‏ترین شرایط ، زندگی كنند ولی در اسارت یك انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی كنند» . تاریخ اسلام و نمونه‏های فراوان سیره‏ی عملی پیشوایان دین در احتجاجات و رفتارهای اجتماعی ، مؤید این ارزش گذاری به حقیقت آزادی است .

این پدیده‏ی مهم باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد : نخست ، تعریف و روش شناسی تعریف آزادی و این‏كه آزادی چیست و با چه روشی این تعریف بر تعاریف دیگر رجحان دارد .

دوم ، توجه به «آزادی از» ، «آزادی در» و «آزادی برای» . بدین معنا ، باید تبیین كرد كه آدمیان باید از چه چیزهایی و در چه محدوده و قلمرویی آزاد باشند و هدف این آزادی‏ها چیست؟

سوم ، ملاك و معیار آزادی است . استاد مطهری در این باره می‏فرماید : انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد . این استعدادها یا از مقوله‏ی عواطف و گرایش‏ها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقوله‏ی ادراك‏ها و دریافت‏ها و اندیشه‏هاست . به هر حال ، همین استعدادهای برتر ، منشأ آزادی‏های متعالی او می‏شود . در غرب ، ریشه و منشأ آزادی را تمایلات و خواهش‏های انسانی می‏دانند و آن‏جا كه از اراده‏ی انسان سخن می‏گویند ، در واقع فرقی میان تمایل و اراده قائل نمی‏شوند . از نظر فلاسفه‏ی غرب ، انسان موجودی است دارای یك سلسله خواست‏ها و می‏خواهد كه این چنین زندگی كند . همین تمایل ، منشأ آزادی عمل او خواهد بود .

چهارمین نكته‏ای كه باید بدان توجه كرد ، انواع آزادی و عدم خلط میان آن‏هاست . آزادی فلسفی یعنی اختیار در مقابل جبر كه مسئله‏ای پر چالش میان متكلمان اسلامی یعنی اشاعره ، معتزله و شیعه و نیز فیلسوفان غربی از جمله اگزیستانسیالیست‏ها و مالبرانش بوده است . آزادی فكری یعنی آزادی در تفكر و اندیشه ، آزادی عقیده . آزادی فردی و آزادی اجتماعی مانند آزادی‏های سیاسی و حقوقی . و در نهایت ، آزادی اخلاقی و عرفانی .

ما در دورانی به سر می‏بریم كه شبهات و پرسش‏های فراوانی در عرصه‏ی دین و آزادی ـ آن هم در زوایای مختلف آن ـ مطرح شده است . تقدم دین بر آزادی یا آزادی بر دین ، تنافی حاكمیت دین با آزادی ، تعارض محق بودن انسان با الزام‏ها و تكالیف دینی ، نمونه‏ای از ده‏ها پرسش و شبهه‏ی روزگار ماست.

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

دفاع فاطمه راکعی از جدایی دین از سیاست

آفتاب:«فاطمه رهبر» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم اوایل این هفته اعلام کرد که بنا بر گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس، وزارت ارشاد دولت خاتمی، به ترویج سکولاریسم، فمینیسم، اندیشه های الحادی و ضد اسلامی، فحشا و فساد اخلاقی و لمپنیسم می پرداخته است. این اظهارات در حالی بیان شد که قرار است گزارش مذکور در جلسات این هفته مجلس قرائت شود.برخی ناظران از این گزارش بعنوان محاکمه برنامه های فرهنگی دولت پیشین یاد کرده اند. دولتی که وزارت ارشاد آن از بحث انگیزترین بخشهایش بود و وزیر اول آن (عطاءالله مهاجرانی) یکبار استیضاح شد و بار دیگر ناچار به استعفا.

 
 

فاطمه راکعی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که در مجلس ششم عضو کمیسیون فرهنگی بود، منتقد نگاه مجلس هفتم در تهیه این تحقیق و تفحص است. 

وی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آفتاب درایسن باره اظهار داشت: «ما در خارج از حوزه وزارت ارشاد و در حوزه هایی که به اصول گرایان و جناح راست نزدیک بودند، شاهد فیلم ها و گروه های موسیقی ای بودیم که از دیدگاه خیلی ها اصلا با مواضع شرعی همخوانی نداشت و باعث تعجب است که آنان که دیگران را با برچسب غیر دینی بودن می تارانند،چطور خود دست به چنین اعمالی می زنند؟حداقل اگر ارشاد را زیر سوال می برید، به این حوزه ها نیز اشاره کنید».

این نماینده مجلس ششم، با اشاره به عملکرد صدا و سیما گفت: «آیا از نظر اصول گرایان و کسانی که مدعی هستند تنها آنان اسلام را می شناسند، فیلم ها، سریال ها و شوهای تلویزیونی که چه در دولت هشتم و چه در دولت نهم به نمایش در می آیند، دارای ملاک های اسلامی هستند؟».

وی در مورد وضعیت حجاب در کشور گفت: «آقایانی که به امثال خاتمی و مسجدجامعی که خود مسلمان اند و دغدغه اسلامی دارند هزاران تهمت و افترا زدند که مسبب بی حجابی و مشکلات اخلاقی جامعه شده اند، امروز پاسخ دهند که آیا وضعیت اجتماع بهتر شده است یا بدتر؟».

رییس کمیسیون زنان جبهه مشارکت گفت: «آیا در دوران خاتمی

آقایانی که به امثال خاتمی و مسجدجامعی که خود مسلمان اند و دغدغه اسلامی دارند هزاران تهمت و افترا زدند که مسبب بی حجابی و مشکلات اخلاقی جامعه شده اند، امروز پاسخ دهند که آیا وضعیت اجتماع بهتر شده است یا بدتر؟...

 
بد حجابی به این شکل بود؟ در حال حاضر کار از بد حجابی گذشته و به نوعی دهن کجی به ارزش ها رسیده. اگر در دوره اصلاحات این وضعیت بود،آقایانی که اکنون ساکتند چه کار می کردند؟».


راکعی ادامه داد: «من با کسانی که می دانند و به دروغ تهمت می زنند،کاری ندارم. اینان شاید به جهان دیگر اعتقادی نداشته باشند و یا منافع شان چنین اقتضا می کند، اما به آنان که از روی تعصبات واپس گرایانه ولی صادقانه انتقاد می کنند می گویم که این ها واقعیت های روزگار است».

وی با هشدار نسبت به تزریق تفکرات غیر مادی به جامعه خاطر نشان کرد: «امروز جهان به یک دهکده تبدیل شده است، نه می توان ماهواره را جمع کرد و نه می توان جلوی سایت های اینترنتی را گرفت. چاره ای نیست جز این که ما خیلی سریع و به روز تولیدات هنری و فکری ارائه کنیم. سعی کنیم زیبایی های زندگی دینی و معنوی را نشان دهیم».

راکعی، با اشاره به سخنان رییس جمهور در مورد حضور زنان در استادیوم گفت: «هنگامی که در زمان دولت خاتمی مسئله حضور زنان در ورزشگاه ها مطرح شد، هزاران تهمت و توهین نثار دولت کردند، حالا جناب احمدی نژاد این سخن را به زبان می آورند و هیچ اتفاقی هم نمی افتد و هیچ بلوایی به پا نمی شود و همچنان ایشان به عنوان شخصیتی که الهامات غیبی به او می شود،باقی می ماند و هیچ کس هم به دیانت او شک نمی کند».

او خاطر نشان کرد: «همه این اعمال ناشی از این تفکر است که هدف وسیله را توجیه می کند، اما این تفکر نه در حکومت حضرت علی و نه در هیچ کجای دیگر اسلام جایی ندارد و تنها برای حذف سیاسی حریف به کار می رود». 

راکعی در بخش دیگری از سخنان خود درباره متهم شدن دولت قبل به ترویج سکولاریسم گفت: «سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست به کار می رود و نه نفی دین. اما عده ای همان گونه که در مورد مفهوم فمنیسم، تمامی تعاریف و معانی حقیقی را از آن می گیرند و تنها یک جریان انحرافی از آن را به عنوان فمنیسم مطرح می کنند، سکولاریسم را نیز به ضدیت با دین تعبیر کرده و به تبلیغ علیه آن می پردازند». 

این نماینده سابق مجلس تصریح کرد: «من خود همیشه با به خاطر آوردن این گفته مرحوم مدرس که «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست» به این می اندیشم که به راستی این شعار از آرزوهای بشریت است. اما وقتی که برخی با نام دین، غیر اخلاقی ترین و غیر اصولی ترین شیوه ها را برای حذف رقیب از عرصه سیاست به کار می برند، انسان به این نتیجه می رسد که چه بهتر که دین از سیاست جدا باشد تا با سوءاستفاده برخی به دین لطمه نخورد

  نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
بچه ها سلا خسته نباشید میدونم هوای مالزی گرم وشرجیِِ وقتی از درد و آلام روزگار و ظلم خبیثان ونیش عقربان جلاد طاقتمان طاق میشود ؛شمائید سربازان کشور آریایی .

اگر امروز غرورمان جریحه دار شده است و همه دنیا ننگ بی فرهنگی و فقر به ما میزنند (همه نخبگان مارو عرب یا ترک میشمارند)شما ار نام ایران دفاع کنید .

سرزمین کوروش را یاران راستین باید.

در هم بشکنید عربستان وعراق را (که ظلم این دو کشور به ما همیشه در تاریخ ثبت است )

کره وژاپن پول دارواسترالیای مغرور(ملبورن یادش بخیر)و بر لبان مردم سرزمین من اندکی لبخند بنشانید.

دردی را دوا نمیکنید ولی تسکین میدهید .

دوستی میگفت غم نان داریم دل ودماغ فوتبال دیدن نداریم من فقط فکر همان یه لحظه لبخندم

شاید عذاب عزای آن کودک فوتبا دوست روستایی را که تلوزیون

ندارد و در هزاره سوم حتی خانه محقرش برق ندارد را دمی فراموش کنیم.

پس علی دریبل کن جادوگر

مهدی تو فانتومی

حسن جان عقاب باش

آندو ثابت کن برادر ارمنی جزء شیران ایران است

فریدون با غیرت

رضا مانکن

جواد میان دار

وحید تو روزی هلیکوپتر بایرن بودی و همه بچه های تیم ملی

با آرزوی موفقیت و شاد کردن دل ایرانیان

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
عدالت از نوع احمدی نژاد...

دولتی که دم از عدالت محوری می زند اما عدالتی در آن وجود ندارد.

زمان با تمامی این حرفهای دروغین می گذرد و به پایان می رسد اما این عملکرد دولت    

است که باقی می ماند.

جناب آقای رئیس جمهور حرفهایی می زند و کارهایی می کند که عقل آنها را قبول نمی کند.

در انتخابات یادم می آید احمدی نژاد را تندرو اعلام می کردند اما خودش تکذیب می کرد و

شعارها و فیلم های دیگری بازی می کرد.

 وقتی به سمت ریاست جمهوری منتصب شد آن وقت گفت من اصولگرا هستم.

این یکی از بازی هایی بود که با تفکر مردم بازی کردند و از همه مهم تر جوانان که        

 فکر می کردند با آمدن احمدی نژاد آزادی همراه آن می آید

 نمی دانستند به جای آزادی،حکومت نظامی می آید.

در این دولت عدالت محور باید زنان را در اماکن عمومی مورد ضرب وشتم قرار بدهند و

روسری از سر زن بیفتد ولی توجهی به این امر نکنند.

منظورم همان خانمی است که در میدان 7تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

دیگر دست این دولت برای مردم رو شده است و حتی مردم عادی این امر را به واقع لمس   

می کنند.

جناب آقای احمدی نژاد قاعده بازی شما برای همه مشخص شده است ؛

جناب آقای هاشمی رفسنجانی سخن زیبایی گفتند: من آنان را به داداگاه عدل الهی واگذار می کنم،

مردم و ما جوانان هم شما را به دادگاه عدل الهی واگذار می کنیم و در انتخابات آینده شما و

دولت شما را با رای به کنار می زنیم ؛ دیگر در انتخابات آینده حتی اگر کاندید شوید

به خدا قسم رای نمی آورید هر چند در انتخابات قبل هم رای نمی آوردید اما...

کارهای شما باعث شد که اصولگرایان قدرت و جلوه خود را از دست بدهند و از کرده

خود پشیمان شوند.

شما اول باید بازی یاد بگیرید بعد با مردم بازی کنید.

لازم به ذکر است به اصلاحات درود می فرستم به خاطر سردمدار اصلاحات

انسانی والا و فرهیخته هم چون جناب آقای خاتمی است

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، شهروندان خرمشهر از صبح ديروز تا اولين ساعات صبح امروز شاهد قطعي گسترده آب در اين شهر بودند. قطعي آب دراين شهرستان در حالي رخ می دهد كه دماي هوا به شدت گرم و نزديك به 50 درجه است.

این وضعیت مردم محروم خرمشهر را مجبور به پرداخت مبالغ اضافه براي خريد آب‌هاي بشكه‌اي ومعدني كرده است.

يكي از شهروندان خرمشهري در اين باره گفت هيچ فايده‌اي فريادهاي ما ندارد 18 سال است در كنار 3 رودخانه پرآب ما را تشنه نگه داشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایرنا در کرمانشاه نیز امام جمعه این شهر امروز گفته است در سال جاري كه مي‌خواستند قيمت نان را افزايش دهند من توصيه كردم اگر با گران شدن، كيفيت و كميت نان هم مطلوب مي‌شود اشكالي ندارد اما اينك كه نان هم گران شده تغييري در كميت و كيفيت ديده نشده است و ناني كه مردم مي‌خورند مانند چرم است.

وی همچنین گفت گوشت دام كرمانشاه بسيار مرغوب و خوشمزه و تقريبا نزديك به گوشت سفيد است. نبايد اين گوشت مرغوب به كشورهاي حاشيه خليج فارس صادر شود و براي جبران كمبود، گوشت يخ زده وارد استان شود.

وي خطاب به مسوولان گفت در فكر مرغوبيت نان مردم باشيد و نگذاريد كه مردم در هر وعده غذا شما را نفرين كنند.

منبع:http://avesta.blogfa.com/

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

استراتژی نادرست در همگرائی

داريوش همايون


   در گفتگو‌هائی که درباره گردهمائی اخير پاريس ــ دنباله تلاش‌های يکی دو ساله گذشته برای راه اندازی يک نهاد ملی و جايگزين جمهوری اسلامی ــ درگرفت نکته‌های اصلی يا به نظر نيامد، يا اهميتی که می‌بايد به آنها داده نشد و يا بحث را به سطحی که ما با آن اشنا‌تر و آسوده‌تريم، به سطح روابط شخصی، فروکاستند.

   پيش از ورود به هر بحثی در اين باره دو نکته را می‌بايد روشن کرد. نخست، هيچ کدام از مخالفان آن تلاش‌ها با گفتگو و همگرائی نيرو‌های سياسی گوناگون بر امر ملی يعنی بر دمکراسی و حقوق بشر و يکپارچگی ايران، مشکلی ندارند و از همه کمتر، کسانی که از دو دهه پيش از هر فرصت نويدبخشی در اين راستا بهره گرفته‌اند و واژه دگرانديش را به زبان فارسی داده‌اند که به معنی برابر شناختن مخالف و "غير خودی" با خود است. دوم، همه آنها به تمرکز زدائی در حکومت و برقراری حقوق فرهنگی گويندگان زبان‌های غير فارسی به موجب پيشرفته‌ترين ميثاق‌های پيوست اعلاميه جهانی حقوق بشر باور دارند، به ويژه آنهائی که قطعنامه حکومت‌های محلی و حقوق اقوام ايران را به منشور حزب خود پيوست کرده‌اند و در اين زمينه جائی برای بيشتر خواستن برای هيچ گروهی که خواهان جدائی، در هنگام خود، از ايران نباشد نگذاشته‌اند.

   اگر کسانی در آن همايش‌ها شرکت نجسته‌اند و با نتايج آنها همرای نبوده‌اند از ملاحظات اصولی سرچشمه گرفته است. آنها با جايگزين سازی‌های بی‌پايه و آلوده به امتياز دادن‌های زيان‌آور برای سرهم کردن هر جمعی که بتوان گردآورد مخالف هستند؛ و دربرابر هر اقدامی که يکپارچگی ايران را ــ چه به عنوان کشور و چه ملت ــ زير پرسش ببرد مواضع سخت و صريح می‌گيرند. هر تصور ديگری ازجمله اختلاف و رقابت شخصی بی‌موضوع است. در مسائل مربوط به ملت و مبارزه، امر شخصی وجود ندارد؛ و از کدام رقابت سخن می‌گويند که در شمار آيد؟

   در تلاش‌هائی که به آن اشاره رفت کسانی استراتژی همراه کردن نيرو‌های سياسی ايران را بر پايه تفاهم با سازمان‌های قومی گذاشتند. اين سازمان‌ها تا نيروهای نظامی امريکا بر موازنه قوا در پيرامون ايران افزوده نشده بود ــ از دهه نود ــ و تا هنگامی که فروپاشی شوروی، آرزوی فروپاشيدن‌های ديگری را در دل‌هائی بيدار نکرده بود آمادگی اندکی برای تفاهم جدی نشان می‌دادند ولی رويکردشان به ميانه‌روی گرايش داشت. از آن هنگام به دلائلی که می‌بايد جداگانه بررسی کرد مواضع اين نيروها راديکال‌تر شده است و ديگر جز به خواست‌های بيشترينه‌ای (حد اکثر) که پيوسته بالاتر رفته است و ظاهرا خواهد رفت رضايت نمی‌دهند.

   استراتژهای "همبستگی" می‌دانستند که طيف راست ميانه و ناسيوناليست به هيج روی با فرمول‌هائی که بخش کردن ملت ايران را به واحدهای زبانی به نام ماهيت‌های سياسی دربر داشته باشد موافقت نخواهد کرد. آنها حتی می‌توانستند به آسانی نگرانی نيروهای اصلی را در چپ و راست ايران از طرح‌های محافلی در امريکا و جاهای ديگر برای استفاده از مسائل قومی ايران برای ضربه زدن به رژيم اسلامی دريابند. اما جاذبه تشکيل نهادی دربرگيرندهء سازمان‌های قومی که دور افتاده‌ترين سازمان‌های سياسی از مبارزه همگانی هستند، نيرومندتر بود به ويژه که خيال می‌کردند خواهند توانست نيروهای چپ همراه آن سازمان‌های قومی را نيز درکنار عناصری از مشروطه‌خواهان بنشانند. به هشدارهای فراوان توجه ننمودند و در نشست برلين از حقوق سياسی اقوام ايران دم زدند و با همه تذکراتی که پس از آن داده شد باز در لندن بر آن تاکيد نهادند. اکنون آن سازمان‌های قومی پس از نشست پاريس، واژه قوم را نيز از قاموس خود برداشته‌اند و ايران برايشان کشوری از مليت يا ملت‌هاست و مليت يا ملت را زبان و کينه زبانی تعريف می‌کند. آنها تا جائی می‌روند که با ناديده گرفتن اعلاميه جهانی حقوق بشر، حقوق شهروندی ايرانيان را انکار می‌کنند و آن حقوق را برای "ملت"‌های ايران می‌خواهند.
* * *
   اينها مسائلی است که نگاه سطحی و مثلا رقابت برنمی‌دارد و آينده ايران و بهروزی اقوام ايران درگرو آن است. گذشته از راست ناسيوناليست، چپگرايانی که قرار بود به نهاد سازی و جايگزين تراشی کشانده شوند موضوع را از دريچه مسائل شخصی نمی‌بينند؛ و به درستی انگشت بر انحرافات زننده‌ای می‌گذارند که از برلين تا پاريس را پوشانيده است. عناصر برجسته‌ای از چپ ايران، که رويهمرفته پيشينه درخشانی در دفاع از يکپارچگی ايران ندارد، در تازه‌ترين نشست برلين اتحاد جمهوريخواهان ايران نمايشی از احساس مسئوليت ملی دادند که دفاع روشنفکران هشت نه دهه پيش را از يکپارچگی ايران به ياد می‌آورد. آنها سندی را در مسائل قومی تصويب کردند که همچون برگ افتخاری از اين دوران به ياد خواهد ماند. اکنون برای چايگزين سازان ترديدی نمی‌ماند که مهم‌ترين اولويت بخش بزرگ طيف چپ نيز نگهداری ايران در چهارچوب کنونی آن است.

   فاصله گرفتن از پاريس را در مهم‌ترين گروهبندی‌ها و از سوی شخصيت‌های با اعتبار چپگرا می‌بايد يک نشانه مهم همرائی چپ و راست ايران در امری که به مصالح ملی ارتباط می‌يابد شمرد. تلاش‌های آشکار رهبران و سخنگويان يکی از سازمان‌های قومی ــ که می‌تواند زبان حال همه افراطيان باشد ــ در کشاندن امريکا به حمله به ايران، و همنوائی پاره‌ای محافل امريکائی با اين تلاش‌ها، می‌بايد برای متقاعد کردن چپ واقعگرا و دمکرات ايران به ضرورت بازنگری در اتحادها و همکاری‌های پيشين بسنده باشد. طيف اصلی چپ، رويارو با خطرهائی که موجوديت ايران را از بيرون و درون تهديد می‌کند نمی‌خواهد اسير رويکرد‌ها و شعار‌های گذشته بماند. اگر کسانی در انتظار برهم خوردن اوضاع به ميدان پريده‌اند و نمی‌دانند پيامد‌های اقداماتشان چيست، کسان بيشمار ديگری از جمله همه سازمان‌های سياسی سراسری و با‌پشتوانه، و نه محدود به افراد همزبان، درطيف گسترده چپ و راست هستند که به صراحت يا بطور ضمنی به دفاع از ايران در تماميت آن برخاسته‌اند.

   اکنون بر جايگزين‌سازان است که نه تنها بر مخاطرات نهفته در استراتژی خود، بلکه بر محدوديت‌های فلج کننده آن نيز از نزديک‌تربنگرند. با اينگونه همايش‌ها جنبش که سهل است، نيروئی نيز نخواهد آمد که ارزش اينهمه دست و پا زدن‌ها را برای گشودن جبهه تازه‌ای در مبارزات درونی مخالفان، و منحرف کردن مبارزه از رژيم اسلامی داشته باشد. همبستگی دگرانديشان، از کژراهه دلگرمی دادن و پشتيبانی از خواست‌های تندرو‌ترين عناصر درگروه‌های قومی ايران نمی‌گذرد. آن عناصر، خود ملت ايران را انکار می‌کنند چه رسد به مصالح ملی، و بر آنها حرجی نيست. ولی ديگران مسئوليت‌های بزرگ‌تری دارند. نفس مذاکره کردن با طرف‌هائی که جز به بيشترينهء خواست‌های خود رضايت نخواهند داد هنری نيست و کسانی که بر اثر تجربه فراوان پانزده ساله از چنين مذاکره‌ها کنار کشيده‌اند نه مخالف همبستگی هستند نه اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های آن.

   مشکل در استراتژی و نيت‌هاست نه در واژه‌ها و اصطلاحات. بجای کوشش در اختراع واژه‌های تازه برای اصطلاحات هر روزه علوم اجتماعی و روابط بين‌المللی بهتر است به صف ايران برای همه ايرانيان، بپيوندند و بر اصولی که همه جهان متمدن بر آن ساخته شده است توافق کنند. رعايت منافع ملی ايران به معنی حفظ اين ملت در درون اين مرز‌ها وبرروی‌هم ريختن همه منابع طبيعی و انسانی ايران به سود همه ايرانيان، از نظر سياسی صرف نيز به مراتب بخت بيشتری دارد. هيچ نيازی به اين زبانآوری‌ها نيست.
  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
 حکم اعدام آیت الله کاضمی بروجردی به دلیل مغایرت افکار با نظام در مقام مرجع تقلید

      مدتها بود که آیت الله کاظمی بروجردی به دلایل اختلافات فکری با پاره ای از مسائل بنیادی نظام جمهوری اسلامی ، تحت مراقبت ماموران امنیتی بود و در نتیجه ی ایجاد انواع و اقسام محدودیت ها برای ترویج افکار او، به عنوان مرجع تقلید ، تجمعاتی در اطراف منزل او شکل گرفت که یکی از این تجمعات که در 16 مهر 1385 اتفاق افتاد ،  با دخالت نیروهای ناشناس لباس شخصی ، که شعارهایی چون " مرگ بر ضد ولایت فقیه " (خطاب به او و طرفدارانش) سر می دادند ، به درگیری این نیروها با طرفداران مذهبی آیت الله بروجردی انجامید . تجمع کنندگان دلیل حضور خود را اعتراض به دستگیری تعدادی از حامیان  این مرجع تقلید اعلام کردند . محوریت اختلاف بر سر اعلام انزجار از "دین سیاسی" و بازگشت به "دین سنتی" بود .
     اینک ، پس از کشمکش های فراوان ، حکم اولیه ی آیت الله کاظمی بروجردی در دادگاهی غیر علنی ، بعد از تفهیم اتهام ، به ایشان و بیش از 80 تن از طرفدارانش ، اعلام شد . آیت الله کاظمی بروجردی و 17 نفر دیگر از متهمین محکوم به اعدام شدند .
    پاره ای از اتهامات وارد به ایشان عبارتند از :
   

     1. محاربه و اقدام عليه امنيت ملي     2. برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام     3. نامشروع خواندن "ولايت فقيه"     4. نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد     5.متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گزاري در دين و دروغگوئي     6. ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها      7. متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم     8. استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي     9. ساختن دين جديدي به نام "دين سنتي"     10. سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي .

    دراینجا لازم می دانم نکاتی را ذکر کنم . در ابتدا باید برای خود همچنان متاسف باشیم که تَوهُماتی مانند "انرژی هسته ای" حق ما باشد ، اما ذره ای آزادی بیان ، حتی از سوی شخصی که مدتهای مدیدی مُهر شایستگی برای تقلید دینی را بر پیشانی داشت ، کفر محسوب شود و در تجسمی از نهایت نفرت ، حکم مجازات او ، حکم بی تردید اعدام باشد . از سوی دیگر ، اگر لباس تحجر خویشان خود را ، برای لحظه ای بر تن کنیم و حکم قاطع اعدام را شایسته ی چنین شخصی بدانیم ، آیا نباید از خود پرسید ؛ پس تکلیف همه ی آنانی که در جزئی ترین مسائل زندگی خود ، پای چنین مرجع تقلیدی را که اینک در یک کلام ، او را " بد " و یا " از خدا رانده شده " می خوانیم ، چیست ؟! و اینکه ؛ آنان که همچنان در مقام بلند پایه ی مرجعیت تقلید هستند و نامشان را به نیکی یاد می کنیم ، به کدامین تضمین ، در شایستگی خود پایدار خواهند بود؟!
    اما قبل از آنکه بخواهیم به سوال هایمان در لباس به عاریت گرفته ی تحجر ، پاسخی در خور دهیم ، آیا باید حکم اعدام را به سبب ریشه کن کردن کلیه ی کسانی که چنین می اندیشند بدانیم و یا حربه ای برای به خوف کشیدن هر آن کس که به  چنین اندیشه ای خطر می کند ؟ اگر به قصد ریشه بر کندن ، حکم اعدام سر دهیم ، در خیالیم اگر امروز و فردا را سر انجامی برای چنین احکامی بدانیم (که وجود مخالف هر عقیده ای غیر قابل انکار و از قوانین زندگیست .)  و اگر نه ، در کدام ساختار حکومتی ، برای درد انتقاد و عدم مقبولیت ، ترس و وحشت  تجویز می کنند ، جز نظام های دیکتاتوری ؟!   شاید این ها همان دغدغه های کسی باشد که "دین سنتی" را بر "دین سیاسی"  ترجیح می داد و اینک به مرگ محکوم است .

منبع: www.amoosahra.blogfa.com

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
نامه اعتراضی دانشجویان در اعتراض به زندانی بودن بیش از 25 دانشجو

/

 عزیز ان برای امضا كردن این نامه نام خود را به ایمیل زیر بفرستید :

  

petition_18tir@yahoo.com

 

در جهت جمع آوری امضا برای آزادی یاران دبستانی بكوشید

 

متن نامه:

 

  18 تیر دیگری در ماتم سپری شد

اما نه ماتمی از سوی دانشگاه، که دانشجو سکوت هم اگر می کند از غم نیست، فرصت اندیشیدن است و به دست و پا زدن های بیهوده ی ظلم كنندگان خندیدن. اما ظالم سکوت اگر می کند از ناتوانی است و فریاد هم اگر می زند از ناتوانی بیشتر!

 

18 تیر دیگری در ماتم سپری شد

و لکه ی ننگین ترس آنان که سال هاست از پشت خنجر زدن را مرام خویش کرده اند بر دروازه های آهنین دانشگاه پررنگ تر نشست تا عابران پیاده هم ببینند استخوان های دانشجو زیر ضربه ی پای چکمه پوشان خرد می شود اما نمی گذارد از این دروازه های مقدس پا فراتر نهند.

 

18 تیر دیگری در ماتم سپری شد

تا همگاه ببینند خاطره ی تجاوزی سهمناک با تجاوز های بیشتر پاک نمی شود و این زخم قدیمی را هر چه بیشتر تحریک کنند فریاد عدالت خواهی دانشجو بلند تر می شود و بلند تر شنیده خواهد شد فریاد پدران و مادران آنان نیز و فریاد یاران و هم پیمانان آنان نیز و فریاد تمامی ستم دیدگان و رنج کشیدگان نیز.......و بی این همه مگر چند نفر از ملت باقی می ماند جز همان خوش خدمتان و چاپلوسان همیشگی؟!

 

18 تیر دیگری در ماتم سپری شد

تا نان به نرخ روز خوران بدانند، دروغ های آنان را تنها ساده دلان سر سپرده باور می کنند نه آنان که با ما زیسته اند و راه رفتن های ما را دیده اند. معنای تهمت های فساد و اعتیاد به دانشجو که فرزند ملت است جز آنکه ملتی را فاسد خطاب کرده باشید چیست؟ و اگر چنین است، این چه حکومتی است که ملتش همه فاسدند؟

نه آقایان! دانشجو تنها به یک چیز معتاد است و آن اندیشیدن در فرجام ظلم و زور و استبداد شماست!

حال که دوستان ما را گرفتید، خانه شان را ظالمانه غصب کردید و بر تمام اعمالتان ردایی از دل سوزی و خیر خواهی پوشاندید بدانید دانشجویان ایران آزادی یارانشان را نه با التماس که با فریاد حق طلبی می خواهند آزادی حق یاران دبستانی ماست آنان را آزاد كنید ، و خود را از مردابی كه هر روز در آن فرو تر می روید نجات دهید .

اگر قدری حقیقتند جویی در وجودتان مانده بیاندیشید هیچ انسانی برای مرگ خود به گوری این سان وسیع که شما می کنید نیاز ندارد!

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
120میلیارد چه شد؟

دو کارشناس و کار بدست سابق و فعلی امور اقتصادی جمهوری اسلامی در دو کابینه محمد خاتمی و احمدی نژاد، در یک مناظره تلویزیونی شرکت کردند. از خلال این مناظره این آمار بیرون آمد:

ستاری فر: هاشمی رفسنجانی در دو سال اول و در شرایط بحران بازسازی جنگ ۳۰ میلیارد؛ خاتمی در دو سال اول و در شرایط خشکسالی، بحران و بازپرداخت دیون ۲۹ میلیارد؛ و احمدی نژاد در دو سال اول ۱۲۰ میلیارد درآمد ارزی داشته اند.

این در حالی است که آقای خاتمی تقریباً خزانه خالی دریافت کرد و ایشان بنا به اعلام رسمی خزانه داری کل کشور موقع خداحافظی ۵ هزار میلیارد تومان در خزانه برای دولت احمدی نژاد گذاشته بود و با این که ۵ ماه از سال ۸۴ آقای خاتمی رئیس جمهور بود می توانست پنج دوازدهم بودجه را خرج کند، کمتر از آن خرج کشور کرده بود.

 

سئوال بزرگ: دولت احمدی نژاد این 120 میلیادر درآمد ارزی را چه کرده است؟

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

صبح مادر حرفهاست و شب مادر اندیشه ها

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

افتادن در گل و لای ننگ نیست ننگ در این است كه همان جا بمانی

...............................................................................

دو چیز را هیچگاه فراموش نکن :1-خدا را 2- مرگ را
ودو چیز را همیشه فراموش کن:1- خوبیهایی که کردی
2 -بدیهایی که بهت شده

//////////////////////////////////////////////

خداوند از خواسته های دل باخبر است ولی دوست دارد نیازها به پیشگاهش عرضه شود . پس هرگاه دعا می کنی تمام حاجت هایت را نام ببر

....................................................................

از این دنیا چه فهمیدم ؟
نفهمیدم چه فهمیدم .
همان اندازه فهمیدم
که فهمیدم
نفهمیدم

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت

.....................................................................................

سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن

///////////////////////////////////////////////////

گوته می گوید: «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»، «اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»، «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»، «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»، «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»، «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو بمیر که هیچ نداری.»

....................................................................

اگر كسی یكبار به تو خیانت كرد ، این اشتباه اوست . اگر كسی دوبار به تو خیانت كرد ، این اشتباه توست .

............................................................................

برای اداره كردن خویش ، از سرت استفاده كن . برای اداره كردن دیگران ، از قلبت.

////////////////////////////////////////////////////////////////////

آنانكه آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می دارند نمی توانند خود را از آن بی بهره باشند.سر جیر مرباره

............................................................

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
وقتی اینچنین است چرا باید به فیلم 300 اعتراض شود؟؟!

 

دشت باستانی پاسارگاد نابود خواهد شد

ساخت سد سیوند که به جرات می توان گفت یکی از غیر قابل بخشش ترین اقدامات ضد فرهنگی و ضد باستانی ایران در چند دهه ی گذشته است  دشت های سه هزار ساله ی ایرانی گورستان های باستانی کوره ذوب فلزات باستانی و آثار بر جای مانده از دوران هخامنشی و ماقبل آن را نابود میکند و در کنار آن رطوبت حاصل از آب پشت سد بر باقیمانده ی کاخهای کورش بزرگ و آرامگاه این ابرمرد پارسی نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت و در طول زمان باعث فرسودگی و فروپاشی آن خواهد شد.

 پلکان مقدس محوطه ی پاسارگاد ویران شد

خبرگزاری میراث فرهنگی ایران در آذر ماه سال 84 با افشای خبری حیرت آور قلب ایرانیان تاریخ دوست را به درد آورد.این خبرگزاری اعلام کرد که طی یک عملیات حفاری غیرمجاز توسط قاچاقچیان آثار باستانی پلکان محوطه ی مقدس مقبره کورش کبیر در پاسارگاد ویران شد.این کار برای بدست آوردن نقشه گنج صورت گرفته است که افراد مجرم با پتک های سنگین بخشی از پلکان محوطه ی باستانی را ویران کردند و در آن هنگام هیچ نگهبانی برای جلوگیری از این امر حضور نداشته است.

 منطقه ی تاریخی فرهنگی توس و نصب دکل برق

وزارت نیرو با نصب چندین دکل برق عظیم در منطقه ی تاریخی و فرهنگی توس در چند متری آرامگاه شاعر پارسی باعث اعتراض دهها سازمان فرهنگی دولتی و غیر دولتی شده است.پس از این حرکت دولت سازمان میراث فرهنگی ضمن اعتراض نبست به نصب این دکلها پیگیری های این سازمان برای ثبت این اثر در یونسکو را منتفی دانست.زیرا بر اساس قوانین این سازمان جهانی تا چند کیلومتری آثار باستانی جهانی نباید ساختمانهای بلند دکلهای برق برجهای مخابراتی و هر گونه اثری که به چهره ی اثر باستانی خدشه وارد می کند وجود داشته باشد.یکی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی با ابراز تاسف از این اقدام وزارت نیرو که در کارنامه اش احداث چندین سد غیر مسئولانه در مناطق باستانی را دارد گفت این کار مانع از ورود گردشگران جهانی به این منطقه خواهد شد و کشور را از میلیونها دلار درآمد ارزی محروم میکند.از طرف دیگر آثار ایران در جهان شناخته تر میشد و آرامگاه فردوسی بزرگ برای همیشه تحت حمایت و حفاظت یونسکو قرار گرفته و هیچکس حق صدمه زدن و تغییر در این اثر را نداشت.

محوطه ی باستانی دوره ی عیلامی در شوش پیش از شناسایی تخریب شد

محوطه ی باستانی دوره عیلامی در روستای بیت زیدان بخش شاوور در شوش پیش از شناسایی تخریب شد.علی منجی نایب رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش گفت: این محوطه ی باستانی در اثر فعالیت های کشاورزی بطور کامل تخریب شده است.او با بیان اینکه در این محوطه آثار باستانی سفالی و سنگی به دست آمده اظهار کرد وجود بقایای اسکلت های انسانی پراکنده وجود گورستان مربوط به همین دوره را تقویت می کند.قدمت این منطقه به 1300 سال پیش از میلاد بر می گردد.

وی ضمن ابراز تاسف از اینکه به سبب نبود امکانات کافی و نیروی انسانی لازم و نیز با توجه به گستردگی مکانی محوطه های باستانی شوش همواره شاهد چنین تخریب هایی هستیم گفت پس از  پیگیری های به عمل آمدهگروهی متشکل از هیات مدیره انجمن به همراه کارشناسان اداره میراث فرهنگی و گردشگری شوش برای بررسی به محل اعزام شده اند.

 معبد زیگورات چغازنبیل و انفجارهای اکتشاف نفت

سال 84 نیز شاهد یکی دیگر از شگفت انگیز ترین اقدامات وزارت نفت در ایران بودیم.این وزارتخانه با بکار گذاشتن چندین دینامیت در محوطه ی باستانی زیگورات که در لیست ثبت شده ی یونسکو نیز قرار دارد به قصد اکتشافات نفتی خطری شرم آور را در این محوطه ی 3500 ساله رقم زد.در این مکان نخستین تصفیه خانه ی آب دنیا کاشیکاری های نخستین در جهان دربهای شیشه ای و طراحی شگفت انگیز ایرانی وجود دارد.

 زادگاه نظامی گنجوی در تفرش ویران شد

حکیم ابو محمد الیاس بن زکی ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 هجری در شهرستان تفرش از توابع اراک در روستای تاد متولد شد.به گفته ی پارسی شناسان  بعد از فردوسی او یکی از بزگترین شاعران ایران است.یکی از شاهکارهای وی منظومه لیلی و مجنون می باشد.آرامگاه وی در شهر گنجه که در حال حاضر در جمهوری آذربایجان قرار دارد واقع می باشد.زادگاه این مرد برجسته در چند سال اخیر ویران گشته .این امر به این دلیل است که هیچ اقدامی برای اثبات رساندن زادگاه وی صورت نگرفته و عده ای از روستاییان با ویران کردن آن اقدام به ساخت خانه در آن محل کرده اند.پس از این اقدام تاسف بار جمهوری آذربایجان که سهل انگاریهای ما را کنترل می کند دست به جعل زادگاه نظامی زده و وی را اساسا یک شاعر ملی آذربایجان معرفی کرده است.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

اقای رئیس جمهور

من یک ابله هستم

و شاید کمی بیش از اندازه فکر میکنم !!

من در طبقه ی سوم جامعه ای که نفرت پرورش میدهد

زندگی میکنم ...

اپارتمان من قشنگ ترین توالت دنیاست ...

 

اقای رئیس جمهور

هیچ کس به یک ابله کار نمیدهد

البته من میتوانم به عنوان

یکی از برادران بسیجی ، آدم بکشم

ولی برای خرید یک مسلسل

باید خواهرم را حراج کنم ...

 

من یک ابله هستم

هیچ کس به یک ابله کار نمیدهد

مادرم پنجشنبه ها به امام زاده میرود

و برای خوشبختی من دعا میکند و من نیز ...

با یک لبخند بزرگ آمین نمیگویم

مادرم میگوید :

ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم

و من با یک لبخند بزرگ کتاب تاریخ را مچاله میکنم ...

 

اقای رئیس جمهور

پدرم هم وقتی ابله بود

مهمترین سرگرمی شبانه اش بعد از ۱۶ ساعت کار جانفرسا

کتک خوردن

از پاسداران وظیفه شناس و عاقل بود

و وقتی به خانه برمیگشت ارزو میکرد که :

ای کاش یک سگ باشد ...

ومادرم در حالی که صورت له شده اش را شستشو میداد میگفت :

همه چیز درست خواهد شد . نگران نباش

ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم و عاقلان اعتراف کرده اند :

از نسل میمونها هستند

میمونهای لعنتی ...

ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم ...

و من با یک لبخند بزرگ نفرت پرورش میدهم ...

 

اقای رئیس جمهور

پدرم به ارزویش رسید و یک شب مثل یک سگ

بدن سردش را میان اشغالها یافتند

در حالی که کارآگاه از پشت گوشی داد میزد که :

چیز مهمی نیست ..."یک اتفاق کوچک "

آری

به کوچکی خل شدن مادرم

و خونسردی برادرم ...

 

اقای رئیس جمهور

من جسد پدرم را

در همین پیراهنی که به دانشگاه میروم پیدا کردم

برادرم یک ابله بود

هیچ کس به یک ابله کار نمیداد

اما او مثل من خجالتی نبود

خودش را در برابر چشمان نفرت خیز و بی تفاوتهای عاقلان

دود کرد

و به احترام او

 آخوند مسجد محله یک فاتحه خواند !

فاتحه در برابر فریاد

حیله ی مقدسی ست ...

 

" برادرت یک احمق بود زیرا

با عینک گربه ای تایسون خودش را سوزاند

 او ده هزار تومان را هدر داد "

این را عمه ی فقیر روانی ام میگوید

و حقیقت دارد

عینک ده هزار تومان می ارزید ...

و برادرم ... هیچ ...

 

اقای رئیس جمهور

من از آینه متنفرم

زیرا به من میفهماند بزرگترین دروغی که تا به حال شنیده ام

برابریست

بزرگترین توهینی که به من شده

 احترامست  

و مضحک ترین کاریکاتوری که دیده ام ... یک ترازو ست

که دو کفه آن برابرست ، در دستان یک فرشته خیالی   

اقای رئیس جمهور

من نفرت پرورش میدهم ...

 با یک لبخند بزرگ

موهای وزوزی ام را شانه میزنم

و همیشه یه این فکر میکنم

که ...

      ابلهی چیز بدیست

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 


6تیر
6تیر

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
یاد روز"ها ازآنرو گرامی اند که قادرند غبار فراموشی ایام را از چهره رخداد های تاریخی بسترند . همان رخداد ها که سازنده تاریخند.
شگفت ازبازی روزگار که دست طرار آن می تواند تصاویر چند بعدی ازیک واقعه به نمایش آورد.
هفت سال قبل فاجعه آفرینان کوی دانشگاه تهران تصور می کردند با سرکوب 18 تیر دیگر ازجنبشی که پیوسته خواب آشفته آنان را برهم می زد می توانند آسوده خاطر شوند. اما درگذرایام 18 تیر نه تنها آزادیخواهی را ازیاد دانشجویان وجوانان ایرانی محو نکرد بلکه خود نمادی شد درمسیر بسط وگسترش این افکار.
شاید درآن هنگامه خون و اشک وآتش کلوزآپ تصویرتنها سرکوب آزادیخواهان وپایکوبی بیداد برویرانه های بجای مانده بود اما امروزنمای دیگر ازهمان تصویر بیرقی است دردست احرار.
از منظر ارزیابی از کمیت نیروهای مبارز، اگر تا قبل از سال 78 هرگاه درتجمعات یا محافل اعتراضی داخل کشور سخن اززندانیان سیاسی به میان می آمد تنها چند نام معدود شناخته شده بود اما امروز فهرست بلند این نامها حکایت ازافزایش زندانیان سیاسی وبه تعبیردیگر به صحنه آمدن خیل بیشتروتازه تری ازمردان وزنان درعرصه مبارزه است.
ازمنظر گسترش حوزه مطالبات سیاسی ، اگر تا قبل ازسال 78 عناوین پارادوکسیکال نظیر دمکراسی دینی می توانست دربرخی ازمحافل دانشگاهی عرض اندام نموده وبعنوان سقف مطالبات مطرح شود اما امروز بخش وسیع دانشجویان ودانشگاهیان براین باورند که جزسکولاریسم ولاییسیته هیچ علاجی برای ساختارآینده سیاسی ایران متصورنیست.
ازمنظر وسعت دامنه اجتماعی مبارزه ، اگرتا قبل از18 تیرماه 78 تنها دانشجویان بودند که به منظور دفاع ازحقوق مشروع خود به میدان می آمدند پس ازآن تاریخ شاهد به میدان آمدن اقشارگوناگون ازجمله معلمان ، کارگران وزنان دراین عرصه بوده ایم.
ازمنظر اعتبارجریان دمکراسی خواهی ، اگر تا قبل از18 تیر78 تبلیغات ساده انگارانه اصلاح طلبان چنین می نمود که درچارچوبهای ساختارحاکم ظرفیت اصلاح پذیری وجود دارد پس ازاین واقعه این حربه ناکام ماند . به نحویکه درانتخابات ریاست جمهوری نهم تقلیل وزن اصلاح طلبان ( به حدود 10میلیون نفر) وافزایش وزن تحولگرایان (22 میلیون تحریم کننده) برغم تقلب های تمامت خواهان مشهود بود.
ازمنظر بین المللی ، اگر تا پیش از18 تیر سال 78 برخی دولتها تصور می کردند که نقض حقوق بشر تبلیغات و بزرگ نمایی های ساخته وپرداخته اپوزیسیون درتبعید است اما با انعکاس این سطح وسیع سرکوب دیگر تردیدی برای هیچ دولت باقی نماند که درایران چه می گذرد. ای بسا اینکه دولتهای آزاد پیش شرط هرقرارداد ومرواده اقتصادی را مراعات حقوق بشر عنوان می کنند خود ثمره آن سرکوب سیاه باشد.
این شمه ای کوچک و رهیافت های آن رویکرد غیرانسانی دربرخورد با مطالبات برحق دانشجویان بود. آیا با این آموزه هایی که تاریخ عرضه می کند جای تامل برای حکومتگران ندارد که دررویکردها وسیاستهای ناصحیح خود تجدید نظر کنند. بدون شک تاریخ منتظر درس آموزی انسانهای کوته اندیش زمان نخواهد ماند. قوانین تاریخ همچون گذشته وهمه جای جهان درکشورمان نیزاعمال خواهند شد . دست وپازدن برخلاف این جریان تاریخ تنها ممکن یک یا چند یاد روزبه تقویم ملتی بیفزاید اما آینده روشن است. راستی آیا درک این آموزه ها دشواراست؟

محمد مسعود سلامتی

http://rozane1.blogfa.com
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
قتی دومین کشور اوپک بنزین رو کوپنی می کنه، خیلی حرفه. البته مشکل مال امروز و دیروز نیست. این مشکل هم سابقه فنی طولانی داره، هم سابقه فرهنگی دیرین و هم از همه بدتر سابقه مدیریتی وحشتناکی داره که خیلی بدبخت و خاک بر سره! دولتمردان ایرانی از سال ها پیش، حداقل در سال های سازندگی و توسعه به اصطلاح سیاسی بعد از جنگ باید برای این بحران چاره ای پیدا می کردن.
آمریکایی ها و برزیلی ها برای مقابله با آلابندگی بنزین و کاهش نیاز به واردات سوخت از کشورهای خاورمیانه به شدت مشغول سرمایه گذاری بر تولید ااتانول (سوخت زیستی) از ذرت و نی شکر هستن. این کار در برزیل خیلی خوب جواب داده و آمریکایی ها هم خوب جلو می رن.
حالا نوبت ماست. چرا باید نفت مملکت رو به بنزین تبدیل کنیم و به جای کسب درآمد بسوزونیم و هوا رو آلوده کنیم؟ ما در خلیج فارس یک سفره عظیم گاز مشترک با قطر داریم. قطری ها سال هاست دارن از این گاز بهره برداری می کنن و ما سال هاست با بوق و کرنا داریم از راه اندازی فازهای یک و دو و سیزده و چهارده … پارس جنوبی صحبت می کنیم و کاری هم نکردیم. این گاز لعنتی ما دو مشتری عمده هندی و پاکستانی داره که سالهاست برای ما عشوه هندی میان و هنوز که چیزی عابدمون نشده. گاز رو هم که اگر نفروشی و استفاده نکنی، قطری های عزیر نوش جون می کنن. پس چه باید کرد؟
می توان با بهره گیری از ذخایر گاز از ظرفیت پتروشیمی پارس جنوبی برای تولید اتانول استفاده کرد و همزمان خودروهای ساخت داخل رو دوگانه سوز کرد تا قابلیت سوزوندن سوخت زیستی رو داشته باشن. این هم برای محیط زیست بهتره، هم ارزون تر تموم می شه
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
گزارش كانون حمایت از زنان ایرانی :

تذكر ماموران نیروی انتظامی به دختران جوان در مورد بدحجابی باعث درگیری در میدان هفت تیر تهران شد.

امروز (یكشنبه) صبح و عصر در پی اجرای طرح مبارزه با بدحجابی تعدادی از ماموران وی‍ژه این طرح با دختران جوان درگیر شدند.

به گفته شاهدان عینی، ماموران سعی در دستگیری و بازداشت این زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در میدان هفت تیر نیز با ماموران به بحث پرداختند.

یكی از مغازه داران میدان هفت تیر در این باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما این تذكر با لحن تندی انجام گرفت كه باعث برانگیختن واكنش آنها شد.

یك پلیس زن سعی داشت با كشیدن دست یكی از دختران سعی در سوار كردن او به ماشین داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پای خود به ساق پای زن جوان زد. این ماجرا باعث دخالت مردم شد. این سه زن سرانجام توسط حاضران در میدان هفت تیر از صحنه خارج شدند و با یك ماشین سمند تاکسی از صحنه دور شدند."

آنها در حالی سوار ماشین شدند كه لباس هایشان در جریان درگیری پاره شده بود و دیگر حجابی بر سر نداشتند.

یكی از رانندگان تاكسی نیز در باره درگیری صبح در میدان هفت تیر گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندی دختر جوانی را به دلیل بدحجابی كشان كشان سوار خودرو نیروی انتظامی كردند و با خود بردند. فریاد های این دختر جوان اعتراض های مردم را نیز برانگیخت."

به گفته او در درگیری بعد از ظهرمیان مردم و پلیس مادر و دختری كه از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالی كه صورت خونیشان را به ماموران پلیس نشان می دادند در اعتراض به این نوع برخورد روسری خود را از سر برداشتند."

گفته می شود این مادر و دختر با موبایلشان مشغول فیلم برداری از برخورد خشن پلیس با زنان بودند.

توجه :عكسی كه همراه با این خبر می بینید توسط یكی از شهروندان تهرانی و با گوشی موبایل از واقعه عصر امروز گرفته شده است .

The image
www.iranpressnews
  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
  نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

 

 
 
  نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... ‌آفتابی شه...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده ... انگار نه انگار كه غمی بوده ... همه چیز فراموشت بشه ...!!! كاش می شد
  نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

خدایا همه هستیم را گرفتی

            همه هستیم را تو   یکجا گرفتی

  نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
 

چون سنگها صدای مرا گوش می کنی

         سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

                      رگبار نو بهاری و خواب دریچه را

                         از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا که ساقه سبز نوازش است

              بابرگهای مرده هماغوش می کنی

       گمراه تر از روح شرابی و دیده را

                در شعله می نشانی و مدهوش می کنی

ای ماهی طلائی مرداب خون من

  خوش باد مستیت،که مرا نوش می کنی

             تو دره بنفش غروبی که روز را

                           بر سینه می فشاری و خاموش می کنی

           درسایه ها،فروغ تو بنشست و رنگ باخت

            او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

ایرانیان وطن پرست. از زمانی که دولت احمدی الدوله روی کار آمده است بلایای بسیاری بر این ملت چیره شده است. شکست دولت ایران در برابر دولتین اروپا و آمریکا، ضعف دولت مرکز استقلال ایران را در معرض خطر قرار داده است به نحوی که ایالات ایران در حال تجزیه هستند. و دولت بجای ایجاد وفاق ملی با استفاده از جیره خواران خود، زخم های این ملت را هر چه بیشتر عمیق تر می کند. و ملت ایران در میان زباله ها بدنبال قوت لایموت می گردد و باید دولت احمدی الدله را دولت فقر نامید. فشار طالبان قدرت بر مردم یادآور دوران تلخ حکومت محمود به بهانه اجرای شریعت است. و در حالی که رعیت ایرانی در فقر غوطه می خورند حاکمان در عیاشی و منقل هستند و از کرور کرور ذخایر این ملت ریالی به جیب آنها نمی رود. و دولت به کاری جز تجهیز قشون و رواج فرهنگ نظام، کاری از پیش نمی برد. و در حالی که ذخایر ایران هر روز به تاراج می رود و بلاد مجاوره همچنان متمولتر می شوند رعیت ایران به خرج خزانه ایران به فلگی بلاد شام و بردگی اعراب می رود. و داروغه ها و شحنه ها به بهانه کشف حجاب به جان مردم افتاده اند. و مردان آزاده و منورالفکرانی چون دکتور آغاجری دسته دسته به حبس می افتند. و در میان شرم بر این عدالتخانه های این مملکت. و در حالی که فریاد حریت و جمهوری خواهی مردان آزاده یک مملکت را در نطفه خفه کردند. بنام جمهوری، یک دولت خلیفه مآب را قرار دادند. و قشون بسیج به بهانه چار یک قرن پیش جنگ با بلاد بیگانه، خزانه این ملت را به تاراج برده و به بهانه عتبات متبرکه خرج همان اهل محاربه می کنند. و اعراب که بدلیل بی کفایت حکومت مرکزی بر دیوان عدلیه و قشون سپاه ایران حاکم شده اند.

اما شرح همه این مصائب این ملت، در مقایسه با آنچه بر سر ایشان خواهد رفت ذره ای بیش نیست. بدترین آن چیزی نیست جز استبداد کبیر که بدنبال استبداد صغیر خواهد آمد.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 

آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : یه وقت گنده تر از دهنت حرف نزنی ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : حالا صلاح نیست که حرف بزنی!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : یه بزرگتری گفتند، یه کوچیکتری گفتند، صبر کن تا بزرگتر حرفش تموم بشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : یه مردی گفتند، یه زنی گفتند، صبر کن تا آقاتون حرفش تموم بشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : ببین یه جوری حرف بزن که به ضرر ما تموم نشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : گوش کن یه جوری حرف بزن که به نفع ما هم باشه ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : اصلا! تو بلد نیستی حرف بزنی ساکت باش!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : ببین تو لازم نکرده حرف بزنی. به ما بگو چی می خوای ما به جات حرف می زنیم.
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : به حرف ما گوش بده! تو به ما رأی بده دیگه کارت نباشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : خب زندان رفتی که رفتی. الان همه چی عوض شده. اون دوره یه اشتباهاتی شد ولی ما جور دیگه ای هستیم. تو هم هی از اون دوران حرف نزن!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : ببین روت زیاد نشه که هر چی دلت خواست بگی ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : حالا ما یه چیزی گفتیم تو چرا باور کردی؟
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : یه وقت به سرت نزنه از برابری حقوقی زن و مرد حرفی بزنی!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : چیه؟ دیوونه شدی؟ می خوای برامون دردسر درست کنی یا اینکه دلت آب خنک می خواد؟
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی : شما آزادید حرف بزنید ولی ما هم آزادیم تا خفه تان کنیم
  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
  نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
قیمت بشکه نفت ٧٠ دلار شد، و درآمد نفتی ایران، دومین کشور صادر کننده نفت اوپک، امروز بیشتر از هر زمان دیگر در تاریخ اخیرو قدیم جمهوری اسلامی است. ارزی که به این ترتیب بدست جمهوری اسلامی داده می شود، آنچنان است که دولت به خواب هم نمی دید. ارز و دلار آنقدر زیاد  است که  جمهوری اسلامی امروز شاید تنها دولتی است که از خارج (از کشورهای خلیج) نقدینه داخلی خود را خریداری می کند. دلار می دهند و تومان می خرند!   
درآمد هنگفت است، دارند پول پارو می کنند. آنچه که کم است پول نیست، بلکه سهمیه مردم زحمتکش از این انبوه تولید است. و همین حداقل هم مرتبأ مورد تهاجم دولت اسلامی سرمایه است.                     
می گویند، مصرف بنزین بالا ست و رشد سریع آن با توانایی تولید کشور نامتناسب است. اما یکبار ماشین ها و خودرو های مقامات دولت را که از بی بنزینی کنار خیابان ایستاده باشند نمی بینید. یکبار ماشین های اوقاف و حوزه های علمیه را در صف طولانی بنزین نمی بینید. یکبار خودروهای صد میلیون تومانی ضد گلوله ولگردهای دولتی را بی بنزین نمی بینید.                          پول هست، بنزین و سوخت هست، ولی برای مردم نیست. بالا بردن قیمت و جیره بندی فردای بنزین هیچ ربطی به مشکل سوخت در ایران ندارد. افزایش قیمت بنزین در حقیقت همان محروم کردن مردم از دستیابی به حتی همان سهمیه ناچیز از دسترنج شان است. کیست که نداند هر یک ریالی که به قیمت فروش بنزین در ایران  افزوده شود، خرج هر واحد ترانسپورت و کل حمل و نقل، و کلیه مایحتاج مردم چندین برابر افزایش می یابد. 
گران کردن بنزین مترادف با پایین آوردن سهمیه مردم از کل درآمد است. به معنی حمله به سطح معیشت مردم است، به معنی قدمی دیگر در تحمیل فقر و فلاکت بر مردم این کشور است. فقر و فلاکتی که هدفی جز دستبند زدن به توانایی اعتراض علیه سرمایه را ندارد. دستبندی که  زنجیریش امکان کارگر برای کمر راست کردنش را می گیرد، نا امنی ایجاد می کند تا امکان اعتصاب را محدود کند، قدرت اعتراض را مورد حمله قرار می دهد، کارگر را در مقابل کارگر همچون رقیب  قرار می دهد، به سرمایه دست بالا را می دهد ...  . مبارزه با شکم گرسنه بمراتب مشکل تر است.                               
گران کردن بنزین بهانه ای برای افزایش قیمت های کالاهای مورد نیاز مردم است. بهانه ای برای تامین هر چه بیشتر سود سرمایه در ایران به  قیمت کاهش توانایی زندگی مردم زحمتکش در این کشور. تحمیل فقر، تحمیل فلاکت، سلاح جمهوری اسلامی سرمایه علیه کارگر و مردم زحمتکش برای ادامه عمر ننگین اش است. این همان حمله ای  است که سرمایه جهانی با تحریم اقتصادی برای مردم ایران دنبال می کرد و می کند. جلو این حمله را باید گرفت. باید متحد شد، باید متشکل شد، باید سازمان یافت.  باید سدی محکم و حزبی برای مقابله با این توحش سرمایه ساخت!
  نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت   توسط فریاد ایرانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM