خفته بر خون آب غم ایران من ..........ای دریغ از غرش شیران تنگستان من |


"آزادی"
بر روی دفتر های مشق ام
بر روی درخت ها و میز تحریرم
بر برف و بر شن
می نویسم نامت را.
روی تمام اوراق خوانده
بر اوراق سپید مانده
سنگ ، خون ، کاغذ یا خاکستر
می نویسم نامت را.
بر تصاویر فاخر
روی سلاح جنگیان
بر تاج شاهان
می نویسم نامت را.
بر جنگل و بیابان
روی آشیانه ها و گل ها
بر بازآوای کودکیم
می نویسم نامت را.
بر شگفتی شبها
روی نان سپید روزها
بر فصول عشق باختن
می نویسم نامت را.
بر ژنده های آسمان آبی ام
بر آفتاب مانده ی مرداب
بر ماه زنده ی دریاچه
می نویسم نامت را.
روی مزارع ، افق
بر بال پرنده ها
روی آسیاب سایه ها
می نویسم نامت را.
روی هر وزش صبحگاهان
بر دریا و بر قایقها
بر کوه از خرد رها
می نویسم نامت را.
روی کف ابرها
بر رگبار خوی کرده
بر باران انبوه و بی معنا
می نویسم نامت را.
روی اشکال نورانی
بر زنگ رنگها
بر حقیقت مسلم
می نویسم نامت را.
بر کوره راه های بی خواب
بر جاده های بی پایاب
بر میدان های از آدمی پُر
می نویسم نامت را.
روی چراغی که بر می افروزد
بر چراغی که فرو می رد
بر منزل سراهایم
می نویسم نامت را.
بر میوه ی دوپاره
از آینه و از اتاقم
بر صدف تهی بسترم
می نویسم نامت را.
روی سگ لطیف و شکم پرستم
بر گوشهای تیز کرده اش
بر قدم های نو پایش
می نویسم نامت را.
بر آستان درگاه خانه ام
بر اشیای مأنوس
بر سیل آتش مبارک
می نویسم نامت را.
بر هر تن تسلیم
بر پیشانی یارانم
بر هر دستی که فراز آید
می نویسم نامت را.
بر معرض شگفتی ها
بر لبهای هشیار
بس فراتر از سکوت
می نویسم نامت را.
بر پناهگاه های ویرانم
بر فانوس های به گِل تپیده ام
بر دیوار های ملال ام
می نویسم نامت را.
بر ناحضور بی تمنا
بر تنهایی برهنه
روی گامهای مرگ
می نویسم نامت را.
بر سلامت بازیافته
بر خطر ناپدیدار
روی امید بی یادآورد
می نویسم نامت را.
به قدرت واژه ای
از سر می گیرم زندگی
از برای شناخت تو
من زاده ام
تا بخوانمت به نام:
آزادی.
Liberté
سروده ی پل الوار
ترجمه ی بامداد حمیدیا
با اینكه مفهوم آزادی جزء مفاهیم بدیهی محسوب میشود ولی در رسیدن به آن ، گرفتار دشواریها و پیچیدگیهای فراوانی هستیم . در زمینهی تعریف آزادی ، نمیتوان تعریف روشنی از آن عرضه كرد و هر مكتب و فلسفهای با توجه به پیش فرضهای خود ، به تفسیر آن پرداخته است ؛ بر این اساس ، سوء تفاهم و اختلاف نظر در این مفهومِ انتزاعی ، فراوان به چشم میخورد .
شهید مطهری ، در كتاب تكامل اجتماعی انسان میفرماید : «آزادی یكی از بزرگترین و عالیترین ارزشهای انسان است ؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان ، یعنی چیزهایی كه مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان ، ارزشی مافوق ارزشهای مادی است . انسانهایی كه بویی از انسانیت بردهاند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سختترین شرایط ، زندگی كنند ولی در اسارت یك انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی كنند» . تاریخ اسلام و نمونههای فراوان سیرهی عملی پیشوایان دین در احتجاجات و رفتارهای اجتماعی ، مؤید این ارزش گذاری به حقیقت آزادی است .
این پدیدهی مهم باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد : نخست ، تعریف و روش شناسی تعریف آزادی و اینكه آزادی چیست و با چه روشی این تعریف بر تعاریف دیگر رجحان دارد .
دوم ، توجه به «آزادی از» ، «آزادی در» و «آزادی برای» . بدین معنا ، باید تبیین كرد كه آدمیان باید از چه چیزهایی و در چه محدوده و قلمرویی آزاد باشند و هدف این آزادیها چیست؟
سوم ، ملاك و معیار آزادی است . استاد مطهری در این باره میفرماید : انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد . این استعدادها یا از مقولهی عواطف و گرایشها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقولهی ادراكها و دریافتها و اندیشههاست . به هر حال ، همین استعدادهای برتر ، منشأ آزادیهای متعالی او میشود . در غرب ، ریشه و منشأ آزادی را تمایلات و خواهشهای انسانی میدانند و آنجا كه از ارادهی انسان سخن میگویند ، در واقع فرقی میان تمایل و اراده قائل نمیشوند . از نظر فلاسفهی غرب ، انسان موجودی است دارای یك سلسله خواستها و میخواهد كه این چنین زندگی كند . همین تمایل ، منشأ آزادی عمل او خواهد بود .
چهارمین نكتهای كه باید بدان توجه كرد ، انواع آزادی و عدم خلط میان آنهاست . آزادی فلسفی یعنی اختیار در مقابل جبر كه مسئلهای پر چالش میان متكلمان اسلامی یعنی اشاعره ، معتزله و شیعه و نیز فیلسوفان غربی از جمله اگزیستانسیالیستها و مالبرانش بوده است . آزادی فكری یعنی آزادی در تفكر و اندیشه ، آزادی عقیده . آزادی فردی و آزادی اجتماعی مانند آزادیهای سیاسی و حقوقی . و در نهایت ، آزادی اخلاقی و عرفانی .
ما در دورانی به سر میبریم كه شبهات و پرسشهای فراوانی در عرصهی دین و آزادی ـ آن هم در زوایای مختلف آن ـ مطرح شده است . تقدم دین بر آزادی یا آزادی بر دین ، تنافی حاكمیت دین با آزادی ، تعارض محق بودن انسان با الزامها و تكالیف دینی ، نمونهای از دهها پرسش و شبههی روزگار ماست.
|
دفاع فاطمه راکعی از جدایی دین از سیاست | |||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||
اگر امروز غرورمان جریحه دار شده است و همه دنیا ننگ بی فرهنگی و فقر به ما میزنند (همه نخبگان مارو عرب یا ترک میشمارند)شما ار نام ایران دفاع کنید .
سرزمین کوروش را یاران راستین باید.
در هم بشکنید عربستان وعراق را (که ظلم این دو کشور به ما همیشه در تاریخ ثبت است )
کره وژاپن پول دارواسترالیای مغرور(ملبورن یادش بخیر)و بر لبان مردم سرزمین من اندکی لبخند بنشانید.
دردی را دوا نمیکنید ولی تسکین میدهید .
دوستی میگفت غم نان داریم دل ودماغ فوتبال دیدن نداریم من فقط فکر همان یه لحظه لبخندم
شاید عذاب عزای آن کودک فوتبا دوست روستایی را که تلوزیون
ندارد و در هزاره سوم حتی خانه محقرش برق ندارد را دمی فراموش کنیم.
پس علی دریبل کن جادوگر
مهدی تو فانتومی
حسن جان عقاب باش
آندو ثابت کن برادر ارمنی جزء شیران ایران است
فریدون با غیرت
رضا مانکن![]()
جواد میان دار
وحید تو روزی هلیکوپتر بایرن بودی و همه بچه های تیم ملی
با آرزوی موفقیت و شاد کردن دل ایرانیان
زمان با تمامی این حرفهای دروغین می گذرد و به پایان می رسد اما این عملکرد دولت
است که باقی می ماند.
جناب آقای رئیس جمهور حرفهایی می زند و کارهایی می کند که عقل آنها را قبول نمی کند.
در انتخابات یادم می آید احمدی نژاد را تندرو اعلام می کردند اما خودش تکذیب می کرد و
شعارها و فیلم های دیگری بازی می کرد.
وقتی به سمت ریاست جمهوری منتصب شد آن وقت گفت من اصولگرا هستم.
این یکی از بازی هایی بود که با تفکر مردم بازی کردند و از همه مهم تر جوانان که
فکر می کردند با آمدن احمدی نژاد آزادی همراه آن می آید
نمی دانستند به جای آزادی،حکومت نظامی می آید.
در این دولت عدالت محور باید زنان را در اماکن عمومی مورد ضرب وشتم قرار بدهند و
روسری از سر زن بیفتد ولی توجهی به این امر نکنند.
منظورم همان خانمی است که در میدان 7تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
دیگر دست این دولت برای مردم رو شده است و حتی مردم عادی این امر را به واقع لمس
می کنند.
جناب آقای احمدی نژاد قاعده بازی شما برای همه مشخص شده است ؛
جناب آقای هاشمی رفسنجانی سخن زیبایی گفتند: من آنان را به داداگاه عدل الهی واگذار می کنم،
مردم و ما جوانان هم شما را به دادگاه عدل الهی واگذار می کنیم و در انتخابات آینده شما و
دولت شما را با رای به کنار می زنیم ؛ دیگر در انتخابات آینده حتی اگر کاندید شوید
به خدا قسم رای نمی آورید هر چند در انتخابات قبل هم رای نمی آوردید اما...
کارهای شما باعث شد که اصولگرایان قدرت و جلوه خود را از دست بدهند و از کرده
خود پشیمان شوند.
شما اول باید بازی یاد بگیرید بعد با مردم بازی کنید.
لازم به ذکر است به اصلاحات درود می فرستم به خاطر سردمدار اصلاحات
انسانی والا و فرهیخته هم چون جناب آقای خاتمی است
منبع:http://avesta.blogfa.com/
|
استراتژی نادرست در همگرائی |
|
داريوش همايون |
مدتها بود که آیت الله کاظمی بروجردی به دلایل اختلافات فکری با پاره ای از مسائل بنیادی نظام جمهوری اسلامی ، تحت مراقبت ماموران امنیتی بود و در نتیجه ی ایجاد انواع و اقسام محدودیت ها برای ترویج افکار او، به عنوان مرجع تقلید ، تجمعاتی در اطراف منزل او شکل گرفت که یکی از این تجمعات که در 16 مهر 1385 اتفاق افتاد ، با دخالت نیروهای ناشناس لباس شخصی ، که شعارهایی چون " مرگ بر ضد ولایت فقیه " (خطاب به او و طرفدارانش) سر می دادند ، به درگیری این نیروها با طرفداران مذهبی آیت الله بروجردی انجامید . تجمع کنندگان دلیل حضور خود را اعتراض به دستگیری تعدادی از حامیان این مرجع تقلید اعلام کردند . محوریت اختلاف بر سر اعلام انزجار از "دین سیاسی" و بازگشت به "دین سنتی" بود .
اینک ، پس از کشمکش های فراوان ، حکم اولیه ی آیت الله کاظمی بروجردی در دادگاهی غیر علنی ، بعد از تفهیم اتهام ، به ایشان و بیش از 80 تن از طرفدارانش ، اعلام شد . آیت الله کاظمی بروجردی و 17 نفر دیگر از متهمین محکوم به اعدام شدند .
پاره ای از اتهامات وارد به ایشان عبارتند از :
1. محاربه و اقدام عليه امنيت ملي 2. برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام 3. نامشروع خواندن "ولايت فقيه" 4. نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد 5.متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعتگزاري در دين و دروغگوئي 6. ارتباط با چهرههاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها 7. متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم 8. استفاده از واژهي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي 9. ساختن دين جديدي به نام "دين سنتي" 10. سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي .
دراینجا لازم می دانم نکاتی را ذکر کنم . در ابتدا باید برای خود همچنان متاسف باشیم که تَوهُماتی مانند "انرژی هسته ای" حق ما باشد ، اما ذره ای آزادی بیان ، حتی از سوی شخصی که مدتهای مدیدی مُهر شایستگی برای تقلید دینی را بر پیشانی داشت ، کفر محسوب شود و در تجسمی از نهایت نفرت ، حکم مجازات او ، حکم بی تردید اعدام باشد . از سوی دیگر ، اگر لباس تحجر خویشان خود را ، برای لحظه ای بر تن کنیم و حکم قاطع اعدام را شایسته ی چنین شخصی بدانیم ، آیا نباید از خود پرسید ؛ پس تکلیف همه ی آنانی که در جزئی ترین مسائل زندگی خود ، پای چنین مرجع تقلیدی را که اینک در یک کلام ، او را " بد " و یا " از خدا رانده شده " می خوانیم ، چیست ؟! و اینکه ؛ آنان که همچنان در مقام بلند پایه ی مرجعیت تقلید هستند و نامشان را به نیکی یاد می کنیم ، به کدامین تضمین ، در شایستگی خود پایدار خواهند بود؟!
اما قبل از آنکه بخواهیم به سوال هایمان در لباس به عاریت گرفته ی تحجر ، پاسخی در خور دهیم ، آیا باید حکم اعدام را به سبب ریشه کن کردن کلیه ی کسانی که چنین می اندیشند بدانیم و یا حربه ای برای به خوف کشیدن هر آن کس که به چنین اندیشه ای خطر می کند ؟ اگر به قصد ریشه بر کندن ، حکم اعدام سر دهیم ، در خیالیم اگر امروز و فردا را سر انجامی برای چنین احکامی بدانیم (که وجود مخالف هر عقیده ای غیر قابل انکار و از قوانین زندگیست .) و اگر نه ، در کدام ساختار حکومتی ، برای درد انتقاد و عدم مقبولیت ، ترس و وحشت تجویز می کنند ، جز نظام های دیکتاتوری ؟! شاید این ها همان دغدغه های کسی باشد که "دین سنتی" را بر "دین سیاسی" ترجیح می داد و اینک به مرگ محکوم است .
منبع: www.amoosahra.blogfa.com
|
نامه اعتراضی دانشجویان در اعتراض به زندانی بودن بیش از 25 دانشجو | |||||||||
| |||||||||
|
120میلیارد چه شد؟ | |
|
دو کارشناس و کار بدست سابق و فعلی امور اقتصادی جمهوری اسلامی در دو کابینه محمد خاتمی و احمدی نژاد، در یک مناظره تلویزیونی شرکت کردند. از خلال این مناظره این آمار بیرون آمد: ستاری فر: هاشمی رفسنجانی در دو سال اول و در شرایط بحران بازسازی جنگ ۳۰ میلیارد؛ خاتمی در دو سال اول و در شرایط خشکسالی، بحران و بازپرداخت دیون ۲۹ میلیارد؛ و احمدی نژاد در دو سال اول ۱۲۰ میلیارد درآمد ارزی داشته اند. این در حالی است که آقای خاتمی تقریباً خزانه خالی دریافت کرد و ایشان بنا به اعلام رسمی خزانه داری کل کشور موقع خداحافظی ۵ هزار میلیارد تومان در خزانه برای دولت احمدی نژاد گذاشته بود و با این که ۵ ماه از سال ۸۴ آقای خاتمی رئیس جمهور بود می توانست پنج دوازدهم بودجه را خرج کند، کمتر از آن خرج کشور کرده بود.
سئوال بزرگ: دولت احمدی نژاد این 120 میلیادر درآمد ارزی را چه کرده است؟ | |
صبح مادر حرفهاست و شب مادر اندیشه ها 
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
افتادن در گل و لای ننگ نیست ننگ در این است كه همان جا بمانی
...............................................................................
دو چیز را هیچگاه فراموش نکن :1-خدا را 2- مرگ را
ودو چیز را همیشه فراموش کن:1- خوبیهایی که کردی
2 -بدیهایی که بهت شده
//////////////////////////////////////////////
خداوند از خواسته های دل باخبر است ولی دوست دارد نیازها به پیشگاهش عرضه شود . پس هرگاه دعا می کنی تمام حاجت هایت را نام ببر
...................................................................
.
از این دنیا چه فهمیدم ؟
نفهمیدم چه فهمیدم .
همان اندازه فهمیدم
که فهمیدم
نفهمیدم
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت
.....................................................................................
سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن
///////////////////////////////////////////////////
گوته می گوید: «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»، «اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»، «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»، «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»، «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»، «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو بمیر که هیچ نداری.»
....................................................................
اگر كسی یكبار به تو خیانت كرد ، این اشتباه اوست . اگر كسی دوبار به تو خیانت كرد ، این اشتباه توست .
............................................................................
برای اداره كردن خویش ، از سرت استفاده كن . برای اداره كردن دیگران ، از قلبت.
////////////////////////////////////////////////////////////////////
آنانكه آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می دارند نمی توانند خود را از آن بی بهره باشند.سر جیر مرباره
............................................................












|
وقتی اینچنین است چرا باید به فیلم 300 اعتراض شود؟؟! | |
|
دشت باستانی پاسارگاد نابود خواهد شد
ساخت سد سیوند که به جرات می توان گفت یکی از غیر قابل بخشش ترین اقدامات ضد فرهنگی و ضد باستانی ایران در چند دهه ی گذشته است دشت های سه هزار ساله ی ایرانی گورستان های باستانی کوره ذوب فلزات باستانی و آثار بر جای مانده از دوران هخامنشی و ماقبل آن را نابود میکند و در کنار آن رطوبت حاصل از آب پشت سد بر باقیمانده ی کاخهای کورش بزرگ و آرامگاه این ابرمرد پارسی نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت و در طول زمان باعث فرسودگی و فروپاشی آن خواهد شد.
پلکان مقدس محوطه ی پاسارگاد ویران شد خبرگزاری میراث فرهنگی ایران در آذر ماه سال 84 با افشای خبری حیرت آور قلب ایرانیان تاریخ دوست را به درد آورد.این خبرگزاری اعلام کرد که طی یک عملیات حفاری غیرمجاز توسط قاچاقچیان آثار باستانی پلکان محوطه ی مقدس مقبره کورش کبیر در پاسارگاد ویران شد.این کار برای بدست آوردن نقشه گنج صورت گرفته است که افراد مجرم با پتک های سنگین بخشی از پلکان محوطه ی باستانی را ویران کردند و در آن هنگام هیچ نگهبانی برای جلوگیری از این امر حضور نداشته است.
منطقه ی تاریخی فرهنگی توس و نصب دکل برق
وزارت نیرو با نصب چندین دکل برق عظیم در منطقه ی تاریخی و فرهنگی توس در چند متری آرامگاه شاعر پارسی باعث اعتراض دهها سازمان فرهنگی دولتی و غیر دولتی شده است.پس از این حرکت دولت سازمان میراث فرهنگی ضمن اعتراض نبست به نصب این دکلها پیگیری های این سازمان برای ثبت این اثر در یونسکو را منتفی دانست.زیرا بر اساس قوانین این سازمان جهانی تا چند کیلومتری آثار باستانی جهانی نباید ساختمانهای بلند دکلهای برق برجهای مخابراتی و هر گونه اثری که به چهره ی اثر باستانی خدشه وارد می کند وجود داشته باشد.یکی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی با ابراز تاسف از این اقدام وزارت نیرو که در کارنامه اش احداث چندین سد غیر مسئولانه در مناطق باستانی را دارد گفت این کار مانع از ورود گردشگران جهانی به این منطقه خواهد شد و کشور را از میلیونها دلار درآمد ارزی محروم میکند.از طرف دیگر آثار ایران در جهان شناخته تر میشد و آرامگاه فردوسی بزرگ برای همیشه تحت حمایت و حفاظت یونسکو قرار گرفته و هیچکس حق صدمه زدن و تغییر در این اثر را نداشت.
محوطه ی باستانی دوره ی عیلامی در شوش پیش از شناسایی تخریب شد
محوطه ی باستانی دوره عیلامی در روستای بیت زیدان بخش شاوور در شوش پیش از شناسایی تخریب شد.علی منجی نایب رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش گفت: این محوطه ی باستانی در اثر فعالیت های کشاورزی بطور کامل تخریب شده است.او با بیان اینکه در این محوطه آثار باستانی سفالی و سنگی به دست آمده اظهار کرد وجود بقایای اسکلت های انسانی پراکنده وجود گورستان مربوط به همین دوره را تقویت می کند.قدمت این منطقه به 1300 سال پیش از میلاد بر می گردد.
وی ضمن ابراز تاسف از اینکه به سبب نبود امکانات کافی و نیروی انسانی لازم و نیز با توجه به گستردگی مکانی محوطه های باستانی شوش همواره شاهد چنین تخریب هایی هستیم گفت پس از پیگیری های به عمل آمدهگروهی متشکل از هیات مدیره انجمن به همراه کارشناسان اداره میراث فرهنگی و گردشگری شوش برای بررسی به محل اعزام شده اند.
معبد زیگورات چغازنبیل و انفجارهای اکتشاف نفت
سال 84 نیز شاهد یکی دیگر از شگفت انگیز ترین اقدامات وزارت نفت در ایران بودیم.این وزارتخانه با بکار گذاشتن چندین دینامیت در محوطه ی باستانی زیگورات که در لیست ثبت شده ی یونسکو نیز قرار دارد به قصد اکتشافات نفتی خطری شرم آور را در این محوطه ی 3500 ساله رقم زد.در این مکان نخستین تصفیه خانه ی آب دنیا کاشیکاری های نخستین در جهان دربهای شیشه ای و طراحی شگفت انگیز ایرانی وجود دارد.
زادگاه نظامی گنجوی در تفرش ویران شد
حکیم ابو محمد الیاس بن زکی ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 هجری در شهرستان تفرش از توابع اراک در روستای تاد متولد شد.به گفته ی پارسی شناسان بعد از فردوسی او یکی از بزگترین شاعران ایران است.یکی از شاهکارهای وی منظومه لیلی و مجنون می باشد.آرامگاه وی در شهر گنجه که در حال حاضر در جمهوری آذربایجان قرار دارد واقع می باشد.زادگاه این مرد برجسته در چند سال اخیر ویران گشته .این امر به این دلیل است که هیچ اقدامی برای اثبات رساندن زادگاه وی صورت نگرفته و عده ای از روستاییان با ویران کردن آن اقدام به ساخت خانه در آن محل کرده اند.پس از این اقدام تاسف بار جمهوری آذربایجان که سهل انگاریهای ما را کنترل می کند دست به جعل زادگاه نظامی زده و وی را اساسا یک شاعر ملی آذربایجان معرفی کرده است.
| |
|
اقای رئیس جمهور من یک ابله هستم و شاید کمی بیش از اندازه فکر میکنم !! من در طبقه ی سوم جامعه ای که نفرت پرورش میدهد زندگی میکنم ... اپارتمان من قشنگ ترین توالت دنیاست ...
اقای رئیس جمهور هیچ کس به یک ابله کار نمیدهد البته من میتوانم به عنوان یکی از برادران بسیجی ، آدم بکشم ولی برای خرید یک مسلسل باید خواهرم را حراج کنم ...
من یک ابله هستم هیچ کس به یک ابله کار نمیدهد مادرم پنجشنبه ها به امام زاده میرود و برای خوشبختی من دعا میکند و من نیز ... با یک لبخند بزرگ آمین نمیگویم مادرم میگوید : ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم و من با یک لبخند بزرگ کتاب تاریخ را مچاله میکنم ...
اقای رئیس جمهور پدرم هم وقتی ابله بود مهمترین سرگرمی شبانه اش بعد از ۱۶ ساعت کار جانفرسا کتک خوردن از پاسداران وظیفه شناس و عاقل بود و وقتی به خانه برمیگشت ارزو میکرد که : ای کاش یک سگ باشد ... ومادرم در حالی که صورت له شده اش را شستشو میداد میگفت : همه چیز درست خواهد شد . نگران نباش ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم و عاقلان اعتراف کرده اند : از نسل میمونها هستند میمونهای لعنتی ... ما میلیونها سال پیش عاقل بوده ایم ... و من با یک لبخند بزرگ نفرت پرورش میدهم ...
اقای رئیس جمهور پدرم به ارزویش رسید و یک شب مثل یک سگ بدن سردش را میان اشغالها یافتند در حالی که کارآگاه از پشت گوشی داد میزد که : چیز مهمی نیست ..."یک اتفاق کوچک " آری به کوچکی خل شدن مادرم و خونسردی برادرم ...
اقای رئیس جمهور من جسد پدرم را در همین پیراهنی که به دانشگاه میروم پیدا کردم برادرم یک ابله بود هیچ کس به یک ابله کار نمیداد اما او مثل من خجالتی نبود خودش را در برابر چشمان نفرت خیز و بی تفاوتهای عاقلان دود کرد و به احترام او آخوند مسجد محله یک فاتحه خواند ! فاتحه در برابر فریاد حیله ی مقدسی ست ...
" برادرت یک احمق بود زیرا با عینک گربه ای تایسون خودش را سوزاند او ده هزار تومان را هدر داد " این را عمه ی فقیر روانی ام میگوید و حقیقت دارد عینک ده هزار تومان می ارزید ... و برادرم ... هیچ ...
اقای رئیس جمهور من از آینه متنفرم زیرا به من میفهماند بزرگترین دروغی که تا به حال شنیده ام برابریست بزرگترین توهینی که به من شده احترامست و مضحک ترین کاریکاتوری که دیده ام ... یک ترازو ست که دو کفه آن برابرست ، در دستان یک فرشته خیالی اقای رئیس جمهور من نفرت پرورش میدهم ... با یک لبخند بزرگ موهای وزوزی ام را شانه میزنم و همیشه یه این فکر میکنم که ... ابلهی چیز بدیست | |
تذكر ماموران نیروی انتظامی به دختران جوان در مورد بدحجابی باعث درگیری در میدان هفت تیر تهران شد.
امروز (یكشنبه) صبح و عصر در پی اجرای طرح مبارزه با بدحجابی تعدادی از ماموران ویژه این طرح با دختران جوان درگیر شدند.
به گفته شاهدان عینی، ماموران سعی در دستگیری و بازداشت این زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در میدان هفت تیر نیز با ماموران به بحث پرداختند.
یكی از مغازه داران میدان هفت تیر در این باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما این تذكر با لحن تندی انجام گرفت كه باعث برانگیختن واكنش آنها شد.
یك پلیس زن سعی داشت با كشیدن دست یكی از دختران سعی در سوار كردن او به ماشین داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پای خود به ساق پای زن جوان زد. این ماجرا باعث دخالت مردم شد. این سه زن سرانجام توسط حاضران در میدان هفت تیر از صحنه خارج شدند و با یك ماشین سمند تاکسی از صحنه دور شدند."
آنها در حالی سوار ماشین شدند كه لباس هایشان در جریان درگیری پاره شده بود و دیگر حجابی بر سر نداشتند.
یكی از رانندگان تاكسی نیز در باره درگیری صبح در میدان هفت تیر گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندی دختر جوانی را به دلیل بدحجابی كشان كشان سوار خودرو نیروی انتظامی كردند و با خود بردند. فریاد های این دختر جوان اعتراض های مردم را نیز برانگیخت."
به گفته او در درگیری بعد از ظهرمیان مردم و پلیس مادر و دختری كه از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالی كه صورت خونیشان را به ماموران پلیس نشان می دادند در اعتراض به این نوع برخورد روسری خود را از سر برداشتند."
گفته می شود این مادر و دختر با موبایلشان مشغول فیلم برداری از برخورد خشن پلیس با زنان بودند.
توجه :عكسی كه همراه با این خبر می بینید توسط یكی از شهروندان تهرانی و با گوشی موبایل از واقعه عصر امروز گرفته شده است .
خدایا همه هستیم را گرفتی
همه هستیم را تو یکجا گرفتی
چون سنگها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی رگبار نو بهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می کنیایرانیان وطن پرست. از زمانی که دولت احمدی الدوله روی کار آمده است بلایای بسیاری بر این ملت چیره شده است. شکست دولت ایران در برابر دولتین اروپا و آمریکا، ضعف دولت مرکز استقلال ایران را در معرض خطر قرار داده است به نحوی که ایالات ایران در حال تجزیه هستند. و دولت بجای ایجاد وفاق ملی با استفاده از جیره خواران خود، زخم های این ملت را هر چه بیشتر عمیق تر می کند. و ملت ایران در میان زباله ها بدنبال قوت لایموت می گردد و باید دولت احمدی الدله را دولت فقر نامید. فشار طالبان قدرت بر مردم یادآور دوران تلخ حکومت محمود به بهانه اجرای شریعت است. و در حالی که رعیت ایرانی در فقر غوطه می خورند حاکمان در عیاشی و منقل هستند و از کرور کرور ذخایر این ملت ریالی به جیب آنها نمی رود. و دولت به کاری جز تجهیز قشون و رواج فرهنگ نظام، کاری از پیش نمی برد. و در حالی که ذخایر ایران هر روز به تاراج می رود و بلاد مجاوره همچنان متمولتر می شوند رعیت ایران به خرج خزانه ایران به فلگی بلاد شام و بردگی اعراب می رود. و داروغه ها و شحنه ها به بهانه کشف حجاب به جان مردم افتاده اند. و مردان آزاده و منورالفکرانی چون دکتور آغاجری دسته دسته به حبس می افتند. و در میان شرم بر این عدالتخانه های این مملکت. و در حالی که فریاد حریت و جمهوری خواهی مردان آزاده یک مملکت را در نطفه خفه کردند. بنام جمهوری، یک دولت خلیفه مآب را قرار دادند. و قشون بسیج به بهانه چار یک قرن پیش جنگ با بلاد بیگانه، خزانه این ملت را به تاراج برده و به بهانه عتبات متبرکه خرج همان اهل محاربه می کنند. و اعراب که بدلیل بی کفایت حکومت مرکزی بر دیوان عدلیه و قشون سپاه ایران حاکم شده اند.
اما شرح همه این مصائب این ملت، در مقایسه با آنچه بر سر ایشان خواهد رفت ذره ای بیش نیست. بدترین آن چیزی نیست جز استبداد کبیر که بدنبال استبداد صغیر خواهد آمد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|